[ad_1]

همه ما در مورد آنچه ما و دیگران را خوشحال می کند و چه محصولات و تجربیاتی را از ما و دیگران لذت می بریم ، تئوری های به اصطلاح غیرقانونی داریم. بر اساس این تئوری های غیرقانونی ، ما تصمیم می گیریم که چه چیزی را برای خودمان بخریم یا چه هدایایی به دیگران می دهیم.
به عنوان مثال ، من ممکن است خواب تعطیلات عجیب و غریب ساحل را داشته باشم زیرا معتقدم استراحت در ساحل بهترین راه برای استراحت من است. یا ممکن است اعتقاد داشته باشم که عزیزان من از هدیه های فیزیکی نسبت به کارتهای هدیه قدردانی می کنند ، به همین دلیل من ساعت ها به جای خرید کارت های هدیه با چند کلیک آنلاین ، ساعت ها را برای خرید تعطیلات صرف می کنم.
این تئوری های غیرقانونی بر اساس تجربه خودمان و آنچه از دیگران می شنویم یا می خوانیم است. آنها می توانند هنگام تصمیم گیری راهنمایی های بزرگی ارائه دهند زیرا مردم مجبور نیستند از طریق هر تصمیم مصرف کوچک در انزوا فکر کنند. درعوض ، آنها می توانند به برخی از ایده های کلی در مورد آنچه آنها و دیگران از آن لذت می برند اعتماد کنند.
نظریه های غیرقانونی کامل نیستند
اما تئوری های غیر روحانی ما نیز می توانند اشتباه باشند. یک نمونه از یک تئوری غیر روحانی که معمولاً برگزار می شود اما اشتباه است توسط جنی اولسن و همکارانش (2025) در مقاله اخیر نشان داده شد.
مصرف کنندگان در مطالعات خود این عقیده را ابراز داشتند که برای اینکه بتوانند واقعاً از تجربیات روانی (به عنوان مثال ، بازدید موزه یا یک کلاس زبان) که نیازهای روانشناختی با سطح بالاتر را برآورده می کند ، لذت ببرند ، مصرف کنندگان ابتدا باید نیازهای اساسی تر خود را برآورده کنند. به عبارت دیگر ، مگر اینکه نیاز شخص به غذا ، ایمنی و سرپناه برآورده شود ، نمی توان از تجربیاتی که با نیازهای روانی بیشتری مانند یادگیری یا رشد صحبت می کند ، لذت برد. این بدان معنی است که در عمل این است که مصرف کنندگان معتقدند که کسانی که پول کمی دارند و ممکن است برای تأمین نیازهای اساسی خود تلاش کنند ، واقعاً نمی توانند از تجربیات یادگیری و رشد لذت ببرند ، تا زمانی که نیازهای اساسی تر در اولویت قرار نگیرند.
در یک مطالعه با بیش از 600 دانش آموز مستقر در ایالات متحده ، شرکت کنندگان معتقد بودند که اگر غذای موجود در رستوران به عنوان هنر آشپزی توصیف شود ، یک فرد فقیرتر از یک غذای رستوران کمتر از یک فرد ثروتمند لذت می برد. این امر به این دلیل است که شرکت کنندگان بر نیاز فرد فقیر به غذا به عنوان تغذیه متمرکز شده اند ، که ابتدا باید قبل از اینکه تجربه غذا به عنوان غنی سازی روانشناختی از آن لذت برد ، برآورده شود. در یک مطالعه دیگر با بیش از 500 دانش آموز مستقر در ایالات متحده ، شرکت کنندگان هدایای بقا بیشتر (به عنوان مثال ، یک بطری آب یا دستکش) را برای یک فرد کم درآمد اما هدایای لذت بخش (به عنوان مثال ، یک کتاب یا ژورنال) برای یک فرد با درآمد بالا انتخاب کردند. بشر
چرا این تئوری غیر روحانی اشتباه است؟ در یک مطالعه دیگر با بیش از 300 شرکت کننده که از یک پارک موضوعی یا کنسرت بازدید کرده بودند ، نویسندگان دریافتند که لذت بردن از تجربیات نه بستگی به درآمد دارد. مردم صرف نظر از فقیر یا ثروتمند بودن ، از این تجربه لذت می بردند و آیا این نیازهای اساسی تر یا روانی آنها را برآورده می کند.
این مهم است زیرا مصرف کنندگان ممکن است از لذت خودشان لذت ببرند ، اگر بیش از حد بر روی همه نیازهای خود برآورده شوند. آنها همچنین ممکن است به دیگران هدیه دهند که لذت بخش نیستند. اگر آنها صبر کنند تا درآمدشان پایدار باشد تا یک زبان را یاد بگیرد ، از یک موزه بازدید کند یا در نهایت به یک باشگاه کتاب بپیوندد ، ممکن است فرصت های تفریح ، یادگیری و رشد را به طور غیر ضروری از دست بدهند.
[ad_2]