“آیا من با انتخاب یادگیری خود رهایی ، آینده فرزندم را محدود می کنم؟”
“آیا من به خود اصلی خود در روند یک راهنمای والدین دلسوز و کنجکاو اعتماد دارم؟”
اینها نگرانی های معتبری برای والدین در نظر گرفتن یادگیری خودمختار برای فرزندشان است. اما یادگیری خودمختار درها را می بندد-این عشق به یادگیری را زنده نگه می دارد و ارتباط کودک را با خود واقعی خود پرورش می دهد.
یادگیری خودمختار چیست؟
یادگیری خودمختار رویکردی است که در آن کنجکاوی طبیعی کودک و انگیزه ذاتی باعث سفر آموزشی آنها می شود. بر خلاف آموزش سنتی-ساختار یافته در مورد برنامه های درسی ثابت و ارزیابی های خارجی-یادگیری خود به رهبری روان است ، متناسب با علایق کودک ، سرعت و آمادگی رشد است.
از دیدگاه سیستم های داخلی خانواده (IFS) ، یادگیری خود رهایی ، جایی که کودکان در آموزش خود نقش فعالی دارند و از علایق خود پیروی می کنند ، برای پرورش ارتباط آنها با خود اصلی ذاتی خود بسیار مهم است. این خود اصلی با کنجکاوی ، اعتماد به نفس و صلاحیت مشخص می شود که در هر فرد ذاتی تلقی می شوند.
با این حال ، مهم است که به یاد داشته باشید که کودکان در خلاء رشد نمی کنند. توانایی آنها برای تجسم جسمی و روانی خود اصلی خود – برای زندگی و بیان این خصوصیات در زندگی روزمره – عمیقاً تحت تأثیر حضور و راهنمایی یک مراقب است که در خود اصلی خود قرار دارد. این بدان معنی است که مراقب از این خصوصیات موجود در خود آگاه است و آنها را در تعامل خود با کودک مظهر می کند.
یک مراقب خودخاسته از کنجکاوی ، صبر و اعتماد استفاده می کند و یک محیط یادگیری طبیعی ایجاد می کند. هنگامی که والدین از محل آرامش ، وضوح و دلسوزی به آموزش فرزند خود نزدیک می شوند ، کودک این حس امنیت درونی و اعتماد به نفس را جذب می کند. این ضمیمه توانایی آنها در تعامل با جهان را از مکانی برای خود رهبری بیشتر نه ترس ، انطباق یا اعتبار خارجی تقویت می کند.
این رویکرد می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. برخی از خانواده ها یادگیری خود را در آموزش در خانه ادغام می کنند ، در حالی که برخی دیگر در جوامع یادگیری با تأکید بر استقلال شرکت می کنند. صرف نظر از ساختار ، اصل یکسان است: یادگیری از درون کشت می شود ، نه اینکه از خارج تحمیل شود. والدین Core Self به عنوان یک راهنمای پایدار و محرمانه خدمت می کند و به کودک امکان می دهد تا در هنگام رشد ، به خود در حال ظهور ، خطرات و اعتماد به نفس خود در حال ظهور باشد.
نگرانی های مشترک و تصورات غلط
طبیعی است که والدین و مراقبان نگران این باشند که یک آموزش غیر متعارف ممکن است فرصت های آینده را محدود کند.
بیایید نگرانی های متداول را بررسی کنیم:
آیا فرزند من مهارت های دانشگاهی اساسی را می آموزد؟
بله فراگیران خودخاسته هنگام اتصال به نیاز به یادگیری آنها ، مهارت های دانشگاهی را توسعه می دهند. از آنجا که انگیزه آنها از درون ناشی می شود ، آنها عمیقاً با موضوعاتی مانند ریاضی ، خواندن و علم درگیر می شوند – که اغلب در هنگام انتخاب تمرکز روی آنها ، از معیارهای سنتی دانشگاهی پیشی می گیرند.
- برای کودکان کوچکتر: یادگیری اغلب در “اینجا و اکنون” از طریق اکتشافات بازیگوش اتفاق می افتد. فعالیت هایی مانند ساخت با بلوک یا درگیر شدن در بازی تخیلی باعث ایجاد آگاهی مکانی ، حل مسئله و مهارت های زبانی می شود. این تجربیات به طور طبیعی پایه های یادگیری دانشگاهی بعدی را ایجاد می کند.
- برای نوجوانان: یادگیری خودمختار اغلب به شکل تعقیب و گریز پرشور می شود. یک نوجوان مجذوب علم ممکن است آزمایش های مستقلی را انجام دهد ، درگیر تحقیق شود یا دوره های آنلاین را طی کند. تفاوت؟ آنها یادگیری خود را دارند و آن را معنی دار تر و ماندگار تر می کنند.
در مورد ساختار و نظم و انضباط چطور؟
یادگیری خود رهایی به معنای کمبود ساختار نیست-این بدان معناست که ساختار به جای اجرای خارجی از نظر ارگانیک از انگیزه داخلی بیرون می آید.
- برای کودکان: یادگیری به جای برنامه های سفت و سخت توسط کنجکاوی و خلاقیت هدایت می شود. این تمرکز درونی به آنها کمک می کند تا نظم و انضباط پایدار را توسعه دهند زیرا آنها عمیقاً درگیر یادگیری هستند.
- برای نوجوانان: با بالغ شدن سیستم های عصبی ، آنها شروع به تعیین اهداف شخصی و ایجاد روال ساختاری می کنند – نه به این دلیل که به آنها گفته می شود ، بلکه به این دلیل که تلاش لازم برای دستیابی به آرزوهای خود را تشخیص می دهند. به عنوان مثال ، یک نوجوان علاقمند به برنامه نویسی ممکن است یک برنامه تمرین روزانه برای بهبود مهارت های خود ایجاد کند. این رشته ذاتاً با انگیزه است و آن را مؤثرتر و پایدارتر از ساختارهای تحمیل شده خارجی می کند.
در مورد جامعه پذیری چطور؟
این شاید رایج ترین نگرانی باشد. با این حال ، فراگیران خودخاسته غالباً با افراد در هر سنی ارتباط برقرار می کنند و نه فقط همسالان همسایه خود. این امر باعث ایجاد ارتباطات واقعی اجتماعی و هوش هیجانی عمیق تر می شود.
- برای کودکان: آنها مهارت های اجتماعی را از طریق بازی تعاونی ، فعالیت های جامعه و تعامل در سن مختلط توسعه می دهند. تجربیاتی مانند بازی در پارک ، شرکت در رویدادهای خانوادگی یا شرکت در فعالیتهای گروهی ، همدلی ، حل و فصل درگیری و ارتباطات را آموزش می دهد.
- برای نوجوانان: آنها در مربیگری ، پروژه های داوطلبانه ، سفر و ابتکارات مشترک شرکت می کنند و با افراد و جوامع متنوع ارتباط برقرار می کنند. این تجربیات سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی آنها را تقویت می کند.
با شناخت چگونگی تحول جامعه پذیری با رشد کودک ، می توانیم ببینیم که چگونه یادگیری خود به کودکان با مهارت های ارزشمند بین فردی که بسیار فراتر از کلاس است ، مجهز می کند.
علوم اعصاب یادگیری خود رهایی
از دیدگاه علم مغز ، یادگیری خود رهایی با رشد عصبی طبیعی تراز می شود. در اوایل کودکی ، سیستم عصبی انسان در بازی ، اکتشاف و دلبستگی های ایمن رونق می گیردبشر با رشد کودکان ، قشر جلوی مغز آنها – منطقه مسئول عملکرد اجرایی – توسعه. این امر آنها را قادر می سازد تا اهداف ، مدیریت زمان و تنظیم خود را تعیین کنند.
- وقتی یادگیری ذاتاً انگیزه می یابد ، مغز دوپامین را آزاد می کند و تجربیات یادگیری مثبت را تقویت می کند.
- هنگامی که یادگیری در خارج تحمیل می شود ، هورمونهای استرس مانند کورتیزول ممکن است افزایش یابد و منجر به قطع یا مقاومت شود.
- وقتی کودکان در یادگیری استقلال دارند ، کارکردهای اجرایی تقویت می شود و باعث می شود کودکان در حل مسئله بهتر شوند ، با چالش ها سازگار شوند و از طریق مشکلات تداوم داشته باشند.
از طریق لنز IFS ، کودکان در محیط های دانشگاهی با فشار بالا اغلب بخش های محافظتی را ایجاد می کنند که از طریق کمال گرایی یا اجتناب به دنبال تأیید هستند. با این حال ، هنگامی که کودکان در کاوش آزاد هستند ، آنها به خود اصلی خود در ارتباط هستند و باعث مقاومت در برابر مقاومت و رشد معتبر می شوند.
نقش راهنمای والدین-دلسوز
حمایت از یادگیری خود رهایی مستلزم تغییر ذهنیت است-جایی که مراقبان به جای مجریان آموزش ، تسهیل کننده اکتشاف هستند.
اصول کلیدی برای راهنمایی زبان آموزان خود رهایی
- یک محیط غنی و پر از کنجکاوی فراهم کنید: کتاب ، مواد دستی ، هنر ، طبیعت و تجربیات متنوع ارائه دهید. یک فضای شاد و بدون فشار ، یادگیری مادام العمر را تشویق می کند.
- کنجکاوی و دلسوزی مدل: سؤالات باز را بپرسید ، اشتیاق به ایده های جدید نشان دهید و به عنوان بخشی از یادگیری اشتباهات را در آغوش بگیرید. کودکان هنگام یادگیری بزرگسالان نیز بهترین یاد می گیرند!
- به زمان بندی اعتماد کنید: هر کودکی با سرعت خود یاد می گیرد. به جای فشار آوردن به آنها برای دیدار با جدول زمانی مصنوعی ، صبر ، تشویق و اعتماد به روند رشد طبیعی خود را ارائه می دهد.
- استقلال را در ایمنی عاطفی تشویق کنید: به کودکان اجازه دهید تا در یادگیری خود گزینه های معنی داری انجام دهند. آنها هنگامی که احساس امنیت می کنند در معرض خطر ، عدم موفقیت و تلاش مجدد قرار می گیرند ، مقاومت می کنند.
ما با نزدیک شدن به یادگیری به عنوان یک سفر مشترک ، اعتماد ، اعتماد به نفس و ارتباط عمیق را با فرزندان خود پرورش می دهیمبشر
اعتماد به روند
انتخاب یادگیری خودمختار نیاز به شجاعت و اعتماد دارد. طبیعی است که احساس عدم اطمینان کنید – به ویژه در جامعه ای که موفقیت تحصیلی را با نمرات آزمون استاندارد معادل می کند. با این حال ، یادگیری معتبر یک مسابقه نیست.
به نظر می رسد که فراگیران خودخاسته در سالهای اولیه آهسته تر پیشرفت می کنند ، اما با گذشت زمان ، آنها یک انگیزه عمیق و ذاتی ایجاد می کنند که یادگیری مادام العمر را سوخت می کند.
وقتی می بینیم که نوجوانان خودخاسته با اطمینان منافع خود را دنبال می کنند ، ارزش این رویکرد را می فهمیم:
- آنها “فقط بازی” نبودند.
- سیستم های عصبی آنها در حال بلوغ بود.
- آنها یاد می گرفتند که به خود اعتماد کنند.
و در نهایت ، آیا این چیزی نیست که آموزش باید باشد؟
افکار نهایی
یادگیری خودمختار ساختار را رد نمی کند-آن را دوباره تعریف می کند. این تمرکز را از کنترل خارجی به رشد داخلی منتقل می کند و از انطباق به کنجکاوی حرکت می کند. با اعتماد به روند ، ما به کودکان این توانمند را می دهیم که به زبان آموزان با اعتماد به نفس خود اطمینان پیدا کنند.