07:19 - 2025/02/20

زنده ماندن از غیرممکن: بازتاب در مورد از دست دادن خودکشی

[ad_1] هشت سال می گذرد که من برادرم ، مت ، خودکشی را از دست دادم. زمان کافی گذشت که من به خودم اعتبار بدهم. من صادقانه خواهم بود ، فکر نمی کردم که بتوانم تا به امروز ، حداقل در یک قطعه ، آن را درست کنم. این سالگرد ، من مجبور هستم که در ای...

زنده ماندن از غیرممکن: بازتاب در مورد از دست دادن خودکشی

[ad_1]

هشت سال می گذرد که من برادرم ، مت ، خودکشی را از دست دادم. زمان کافی گذشت که من به خودم اعتبار بدهم. من صادقانه خواهم بود ، فکر نمی کردم که بتوانم تا به امروز ، حداقل در یک قطعه ، آن را درست کنم. این سالگرد ، من مجبور هستم که در این سفر اندوه بازتاب هایی را به اشتراک بگذارم.

روزی که برادرم ، 4 مارس 2017 را از دست دادم ، روزی بود که بدترین ترس من به واقعیت تبدیل شد. در فرهنگ عامه ، این ایده وجود دارد که درست قبل از مرگ شخص ، زندگی آنها قبل از چشمانشان چشمک می زند. خوب ، وقتی برادرم درگذشت ، آینده من قبل از من چشمک زد. تصاویر شاد از مت و من که با هم زندگی می کنیم – در کنسرت ها جمع می شویم ، به عنوان بزرگسالان به جهان سفر می کنیم ، بهترین مردان یکدیگر هستیم … این آینده … از بین رفته است.

ماهیتی که من برادرم را از دست دادم فقط چیزها را بدتر می کرد. اگرچه خودکشی عامل اصلی مرگ است ، اما بیشتر مردم از این موضوع احساس ناراحتی می کنند و حتی توسط آن کنار می روند. در حالی که جامعه ما پس از از دست دادن یک دوست عزیز در سرطان ، یک دفترچه بازی برای حمایت از کسی دارد ، به عنوان مثال ، هیچ اسکریپتی برای حمایت از شخصی پس از خودکشی وجود ندارد ، حتی اگر هر خودکشی بیش از 135 نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین ترتیب ، هیچ کتاب بازی آشکاری برای آنچه بازماندگان خودکشی می توانند برای انجام آن از طریق کابوس انجام دهند ، وجود ندارد. وقتی مت را از دست دادم ، به یاد دارم که فکر می کردم ، “هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم بر این ضرر غلبه کنم.” خوب ، سالها بعد ، من راهنمایی هایی در مورد چگونگی زنده ماندن پس از ضرر خودکشی دارم. لطفاً تشخیص دهید که این توصیه در درجه اول از تجربیات خودم گرفته شده است. سفر مقابله با همه متفاوت است.

استراتژی های غلبه بر ضرر خودکشی

1. خود دلسوزی را تمرین کنید. خود دلسوزی عمل مهربانی و درک نسبت به خود است. وقتی مت را از دست دادم ، من به سرعت از یک محقق با عملکرد بالا که تازه وارد یک برنامه دکترا شد ، به کسی که به سختی می توانست از رختخواب خارج شود ، بدتر شدم. برای چند ماه ، من حدود نیمی از مسئولیت هایم را کاهش دادم و مجبور شدم درخواست تمدید مهلت کنم. من حتی یک مرخصی یک ماه از کار دوم خود را به عنوان یک درمانگر رفتاری گرفتم. من به سرعت خودم را در یک چرخه شرور احساس گناه و شرم پیدا کردم زیرا فکر می کردم مردم را رها می کنم ، حتی وقتی آنها درک را نشان می دادند. این احساسات منفی و خودمحور من را به سمت چیزهایی سوق می داد که موثرتر از عقب نگه داشتن و به خودم فرصت می داد تا بهبود یابد. این سبک مقابله پایدار نبود. من باید خودم راحت تر بروم.

هنگامی که من شروع به بازتاب خود در مورد شرایط خود کردم-به رسمیت شناخته شده که من بدترین دوره زندگی خود را پشت سر می گذارم-من شروع به توسعه خود دلسوزی کردم. من یاد گرفتم که به خودم بگویم ، “خوب است که کند شود” ، “خوب است گریه کنید” ، “خوب است که یک لحظه وقت بگذارید و نفس بکشید.” خود را در این مواقع تلاش صبر و لطف نشان دهید. تشخیص دهید که احتمالاً برای مدتی همان نسخه از خود را نخواهید داشت و از شما انتظار نمی رود.

https://www.youtube.com/watch؟v=1DZR04W41SU

2. با فعالیتهایی که به شما معنی ، ثبات یا عادی می دهد ، درگیر شوید. با گذشت سالها ، من سعی کردم درد خود را به سمت تعقیب و گریزهای معنی دار هدایت کنم. من در تجربه خود به عنوان یک بازمانده از دست دادن خودکشی ارزش پیدا کرده ام ، با استفاده از تروما به عنوان انرژی برای سوختن تلاش های من در حمایت از سلامت روان. با درک اینکه نمی توانم آنچه را که اتفاق افتاده است تغییر دهم ، می دانم که می دانم که از مصائب خود برای یک هدف بیشتر استفاده می کنم (این حداقل امید من است). در عین حال ، دوره هایی در سفر غم و اندوه من وجود دارد که من در کاری که انجام می دهم احساس نمی کنم و نه نیاز به آن را احساس نمی کنم. درست بعد از اینکه برادرم را از دست دادم ، گاهی اوقات بسیار مفید بود که ذهنم را مشغول کنم – یک روال تمرین جدید را آغاز کنید ، روی حرفه من تمرکز کنید ، ژانر جدیدی از تلویزیون را تماشا کنید. این فعالیت ها می تواند با اطمینان از آنچه که من تجربه می کردم ، به من شادی یا حواس پرتی بدهد تا اینکه در مکان بهتری برای پردازش ضرر بعداً قرار گرفتم.

3. عزیز خود را به عنوان یک شخص کامل به یاد داشته باشید. مدتی به نظر می رسید که خودکشی برادرم حافظه او را تعریف می کند. در هر کجا که رفتم ، افکار مزاحم وجود داشت که به زندگی روزانه من حمله می کرد و مرا به یاد فاجعه می اندازد. این به جایی رسید که فکر کردن در مورد برادرم باعث درد من شد و همین باعث شد من از هر چیزی که مرا به یاد برادرم یادآوری کند ، جلوگیری کنم. تصاویر قدیمی از او. آهنگ ها و فیلم های مورد علاقه او. اتاق خواب او در آپارتمان مشترک ما … من از همه آن اجتناب کردم. اما ، من نمی خواستم بقیه زندگی خود را بدون حافظه او بروم.

بنابراین با گذشت زمان ، من به اصول متناسب با قرار گرفتن در معرض درمان برای اختلال استرس پس از سانحه مشغول شدم-من به تدریج شروع به درگیر شدن با خاطرات برادرم کردم. من پادکست های قدیمی او را مجدداً مورد بررسی قرار دادم ، آثار هنری او را مورد بررسی قرار دادم و داستانهایی را با دوستانش به اشتراک گذاشتم. از طریق این فرایند ، به مغز من یادآوری شد که برادرم فقط یک خاطره غم انگیز از خودکشی نبود ، او یک انسان کامل بود که تأثیر بی نظیری بر زندگی من گذاشت.

سفر غم و اندوه من تمام نشده است ، اما امید باقی مانده است

بعد از هشت سال ، من هنوز یاد می گیرم که چگونه با از دست دادن خودکشی مقابله کنم. هر سال چیزی غیر منتظره به ارمغان آورده است. من نمی توانم این احساسات پیچیده را در اینجا خلاصه کنم ، اما می گویم که هر سالگرد مرگ مت ، هر روز تولد ، هر سال تعطیلات ، من چیزی متفاوت احساس کرده ام. در طول این سفر ، من به این امر اطمینان دارم: روند مقابله با گذشت زمان آسان تر می شود. هیچ کس درمانی وجود ندارد ، اما امیدوار است که این تجربه ویرانگر برطرف شود.

اگر شما یا شخصی که دوستش دارید در فکر خودکشی هستید ، فوراً به دنبال کمک باشید. برای کمک به 24/7 شماره 988 برای نجات ملی پیشگیری از خودکشی ، یا با ارسال پیامک با 741741 به خط متن بحران دسترسی پیدا کنید. برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود ، به این مراجعه کنید. روانشناسی امروز دایرکتوری درمانی.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان