21:00 - 2025/02/19

هشدار برای مربیان و سیستم های آموزشی

[ad_1] هر فناوری فوایدی را برای بشریت ارائه می دهد ، اما می تواند دارای مضرات باشد. هنگامی که ماشین حساب های الکترونیکی در نیمه دوم قرن گذشته به طور گسترده ای در دسترس قرار گرفتند ، دانشمندان دریافتند که مهارت های ریاضی دانش آموزان در مقا...

هشدار برای مربیان و سیستم های آموزشی

[ad_1]

هر فناوری فوایدی را برای بشریت ارائه می دهد ، اما می تواند دارای مضرات باشد. هنگامی که ماشین حساب های الکترونیکی در نیمه دوم قرن گذشته به طور گسترده ای در دسترس قرار گرفتند ، دانشمندان دریافتند که مهارت های ریاضی دانش آموزان در مقایسه با نسل های قبلی به طرز چشمگیری کاهش می یابد. همچنین ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد استفاده فزاینده از اینترنت و رسانه های اجتماعی می تواند در خواندن و یادگیری به حواس پرتی کمک کند. بنابراین ، استفاده گسترده از هوش مصنوعی ممکن است تأثیرات ذهنی و اجتماعی داشته باشد.

مطمئناً استفاده فزاینده از مدلهای AI و زبان بزرگ (LLMS) نگرانی هایی را در مورد تأثیرات روانی و اجتماعی آنها ایجاد کرده است. با وجود جدید بودن این فناوری ، تعداد قابل توجهی از شواهد نشان می دهد که هوش مصنوعی شور و شوق را برای جستجوی پاسخ ها کاهش می دهد و با ارائه راه حل های ساده و الگوهای تکراری ، خلاقیت را کاهش می دهد. علاوه بر این ، دسترسی آسان به هوش مصنوعی ممکن است منجر به وابستگی به آن ، عادت به پاسخ های آماده ، از دست دادن انگیزه برای کشف و حل مشکلات شود و از آنجا که جایگزین تعامل در دنیای واقعی می شود ، از بین برود. این موضوعات نگرانی هایی را برای طولانی مدت ، به ویژه برای نسل جدید که با هوش مصنوعی رشد می کنند ، ایجاد می کند.

جان نوستا ، نویسنده و متفکر در هوش مصنوعی و تأثیرات شناختی آن ، استدلال می کند که هوش مصنوعی یک دام فریبنده است که پاسخ های به ظاهر کاملی را برای سؤالات ما ارائه می دهد. هوش مصنوعی همچنین بر اساس اعتقادات قبلی ما از طریق حلقه های بازخورد پاسخ می دهد و آن را به ویژه جذاب می کند. او معتقد است که این فناوری می تواند به تدریج ذهن ما را تغییر شکل دهد و استقلال فکر ما را کاهش دهد (1).

بسیاری از این موارد همچنین در وب سایت های اینترنتی و کاربران رسانه های اجتماعی اعمال می شود. با این حال ، این کاربران غالباً در جستجوی پاسخ های خود دارای اقتدار بیشتری هستند. در مورد هوش مصنوعی ، به نظر می رسد که کاربران در این تله فریبنده ، مشارکت محدودی دارند.

اتخاذ گسترده اینترنت در پایان قرن گذشته ، همراه با شروع انقلاب اطلاعات ، دسترسی عادلانه به اطلاعات را در هر زمان و هر مکان به عموم مردم داد. به دنبال اختراع چاپ ، اینترنت به عنوان بزرگترین دستاورد بشریت در گسترش و انتقال اطلاعات و دانش است. البته در کنار انقلاب اطلاعاتی که توسط اینترنت به وجود آمده است ، همچنین منجر به تغییرات نامطلوب در برخی از توانایی های شناختی انسان شده است.

استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی از طریق تلفن های هوشمند به تدریج رفتارهای یادگیری و خواندن ما را تغییر می دهد. اینترنت اغلب منجر به حواس پرتی می شود و در نتیجه باعث از بین رفتن توجه و تمرکز می شود. هنگام مرور وب سایت ها و رسانه های اجتماعی ، اعلان های بی شماری – از جمله ایمیل و پیام – می تواند ما را از هدف اصلی ما برای جستجوی اطلاعات منحرف کند. برخی از دانشمندان اظهار داشته اند که این حواس پرتی مداوم مدارهای مغزی را بازگرداند و منجر به کاهش تمرکز هنگام خواندن کتاب یا تماشای فیلم می شود. این بیشتر به دلیل مصرف مطالب خواندن کوتاه و کلیپ های ویدیویی مختصر در اینترنت و رسانه های اجتماعی است.

دکتر گلوریا مارک نزدیک به دو دهه صرف تحقیق در مورد چگونگی اضافه بار اطلاعات می تواند به استرس و کاهش عملکرد شناختی داشته باشد. وی اظهار داشت که ، به طور متوسط ​​، مردم فقط 47 ثانیه می توانند روی یک صفحه واحد تمرکز کنند. این محدوده توجه کاهش یافته نگران کننده است ، زیرا چند وظیفه ای و حواس پرتی ایجاد شده توسط محیط های دیجیتال به افزایش سطح استرس کمک می کند (2).

نتایج حاصل از موتورهای جستجو اغلب طبقه بندی و اولویت بندی می شوند. برخی از نتایج در صدر لیست جستجو ظاهر می شود و به طور ناخودآگاه بر درک کاربران تأثیر می گذارد. گزارش های بی شماری نقش موتورهای جستجو و رسانه های اجتماعی را در شکل گیری تصمیمات رای دهندگان در انتخابات در مناطق مختلف جهان برجسته می کند.

این شماره همچنین به جستجوی پایگاه داده علمی گسترش می یابد. در این زمینه ، برخی از شواهد به دلیل عواملی مانند تعداد استناد یا شهرت مجلات و نویسندگان ، علاوه بر کلمات کلیدی جستجو مورد استفاده ، ممکن است در نتایج جستجو بسیار بالا باشند. این اسناد رده های برتر توجه بیشتری را به خود جلب می کنند و مواضع خود را در نتایج جستجو تقویت می کنند.

علاوه بر این ، این اسناد می توانند پارادایم هایی را در جامعه علمی ایجاد کنند. اگر این اسناد حاوی نادرستی باشند یا یافته های آنها قابل تکرار نباشد ، می تواند منجر به اتلاف وقت و منابع قابل توجهی برای محققانی شود که از این الگوی های تعیین شده پیروی می کنند. در نهایت “ایستادن روی شانه های غول ها” در نهایت منجر به ظهور گروه منتخب چهره های برجسته در علم می شود.

مشکل مطلوب یک روش یادگیری است که برای اولین بار توسط روانشناس UCLA رابرت A. بیورک معرفی شده است. این رویکرد بیان می کند که مشکل مطلوب زبان آموزان را ترغیب می کند تا عمیق تر با مواد درگیر شوند و از این طریق توانایی آنها در پردازش و حفظ اطلاعات را تقویت می کنند. در نتیجه ، حافظه بلند مدت را تقویت می کند و نتایج کلی یادگیری را بهبود می بخشد. یادگیری مؤثر به طور معمول نیاز به تلاش و چالش دارد. با این حال ، هنگامی که هوش مصنوعی تمام کارهای دشوار را انجام می دهد ، ممکن است این پویا مختل شود (3).

اطلاعات به دست آمده از هوش مصنوعی هنوز ناقص است و در بسیاری موارد به منابع مربوط به وجود اشاره دارد. البته این موارد به سرعت بهبود می یابند ، اما باید پذیرفته شود که اطلاعات به دست آمده به نوع سؤالات قبلی و نگرش ما بستگی دارد. پیش از این ، حل مسئله نیاز به تلاش فعال از جستجوگر داشت. در طی این فرایند ، آنها اغلب اشتباه می کردند و برای اصلاح آنها مجبور بودند هر بار مسیر جستجوی خود را مرور کنند ، که منجر به یادگیری عمیق تر از طریق فرآیند جستجو می شد. با این حال ، هوش مصنوعی محیطی را ایجاد کرده است که افراد متقاضی اطلاعات اغلب احساس می کنند که دیگر نیازی به یادگیری روش های اساسی ندارند ، زیرا آنها معتقدند که پاسخ ها همیشه به راحتی در دسترس هستند.

این تغییر در مورد آنچه اتفاق افتاده است هنگامی که مردم برای اولین بار با طیف گسترده ای از فیلم ها و کتاب های آنلاین موجود در اینترنت روبرو شدند. در روزهای ابتدایی ، افراد مشتاق بارگیری هرچه بیشتر بودند. قبل از آن ، جستجوهای گسترده اغلب برای یافتن یک فیلم نادر یا قطعه موسیقی مورد نیاز بود. با این حال ، با گذشت زمان ، مردم فهمیدند که این تلاش غیر ضروری است ، زیرا فیلم ، کتاب و موسیقی به صورت دائمی به صورت آنلاین در دسترس قرار می گیرند.

به همین ترتیب ، اکنون کارهای حل مسئله می توانند به هوش مصنوعی برون سپاری شوند. این روند یک چالش احتمالی آینده را برای مؤسسات آموزشی ایجاد می کند ، زیرا ممکن است بر نتایج یادگیری و پیشرفت مهارت فارغ التحصیلان آنها تأثیر بگذارد.

ما باید تعریف جدیدی از یادگیری ، تحقیق و تحقیق علمی در عصر هوش مصنوعی ، به ویژه برای نسل بعدی دانش آموزانی که به طور فزاینده ای با هوش مصنوعی درگیر هستند ، ایجاد کنیم. این رویکرد باید ضمن حفظ توانایی های شناختی دانش آموزان در طول فرآیند یادگیری ، از امکانات جدید در جستجوی و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده کند. از روشهای آموزش سنتی نباید غافل شود ، زیرا آنها نقش مهمی در تقویت حافظه و تقویت خلاقیت در مؤسسات آموزشی دارند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان