15:50 - 2025/02/19

جریان: در منطقه ای از کل تمرکز

[ad_1] در زندگینامه تازه منتشر شده خود ، بیل گیتس ، نیکوکار و بنیانگذار مایکروسافت ، در طول کار اولیه خود در مورد برنامه نویسی ، “بدون محدودیت با هزینه یا زمان ، من در منطقه ای از تمرکز کامل قرار می گرفتم.” (ص 105 ، 2025) دولت...

جریان: در منطقه ای از کل تمرکز

[ad_1]

در زندگینامه تازه منتشر شده خود ، بیل گیتس ، نیکوکار و بنیانگذار مایکروسافت ، در طول کار اولیه خود در مورد برنامه نویسی ، “بدون محدودیت با هزینه یا زمان ، من در منطقه ای از تمرکز کامل قرار می گرفتم.” (ص 105 ، 2025)

دولتی که گیتس توصیف کرده است محتمل است جریان ، “یک تجربه بهینه” که در آن شخصی “چنان درگیر فعالیتی است که به نظر نمی رسد هیچ چیز دیگری مهم باشد …” روانشناس میهالی Csikszentmihalyi در اواسط دهه 1970 این مفهوم را در دانشگاه شیکاگو سرچشمه داد. (1990 ، 2008)

Csikszentmihalyi در جنگ جهانی دوم در اروپا بزرگ شده بود و با پایان جنگ 10 ساله بود. او ماههای گذشته را به یاد آورد “پر از گرسنگی ، عدم اطمینان ، ترس ، انفجار بمب ها و انفجارهای ناگهانی اسلحه.” حتی به عنوان یک پسر جوان ، آنچه او را تحت تأثیر قرار داد ، “دلخوری” بزرگسالان اطراف او بود: چرا آنها نمی توانستند از “خونریزی بی ذهن” جلوگیری کنند یا خود را بهتر برای آنچه اتفاق می افتد آماده کردند؟ او به یاد آورد که پس از آن فکر کرد که “بزرگسالان هیچ سرنخی برای زندگی ندارند.” (2000 ، 1975)

این تحقق بود ، و همچنین بعداً ، به طور اتفاقی ، سخنرانی روانشناس سوئیس ، کارل یونگ ، که در Csikszentmihalyi ایجاد شده است ، علاقه مادام العمر به روانشناسی ایجاد کرد. (Ted Talk ، 2004)

او شروع به مطالعه فعالیت های انسانی “که به نظر می رسد حاوی پاداش در درون خود است” ، یعنی ، ذاتی پاداش (2000) “اگر دیوژن با فانوس خود بیست و سه قرن پیش در یافتن یک مرد صادق مشکل داشت ، امروز او شاید یک زمان حتی مشکل ساز تر پیدا کند.” (1990 ، 2008)

Csikszentmihaly در ابتدا مفهوم خود را نامید خودکار ، از یونانی برای خود وت هدف ، اما کلمه را جایگزین کرد جریان هنگامی که بسیاری از موضوعات وی به طور خودجوش از این کلمه برای توصیف وضعیت روانی استفاده می کردند که در آن می توانستند از آنچه انجام می دادند لذت ببرند و تقریباً رضایت ذن مانند را بدست آورند ، صرف نظر از این که آیا آنها پاداش خارجی دریافت می کنند. (2000 ، 1975)

وی دریافت که مردم می توانند در هر فعالیت یا حتی در برخی شرایط غافلگیرکننده ، جریان را تجربه کنند (به عنوان مثال ، در میدان نبرد ، انجام عمل جراحی ، حتی در زندان) ، اگرچه برخی از فعالیت ها نسبت به سایرین برای تولید جریان بیشتر هستند. (2000 ، 1975)

به عنوان مثال ، بنیانگذاران Cirque du Soleil ، از این مفهوم الهام گرفته شده اند ، می نویسد Csikszentmihalyi در مقدمه خود به نسخه بیست و پنجمین سالگرد کتاب خود (2000 ، 1975.) برخی از محققان حتی در حین اجراهای Tightrope ، جریان جریان و دینامیک EEG را مطالعه کرده اند. (لروی و چرون ، 2020)

به طور خاص ، جریان هنگامی اتفاق می افتد که افراد درگیر فعالیت هایی شوند که درک می کنند چالش برانگیز و به طور مساوی همسان با توانایی های آنها اگر مهارت های آنها نسبت به فرصت های موجود برتر باشد ، جریان نمی یابد ، بنابراین آنها حوصله می روند ، یا وقتی مهارت های آنها به وظیفه خود نپردازند ، بنابراین اضطراب ایجاد می کنند. (2000 ، 1975)

از دست دادن تمام زمان ، همانطور که توسط گیتس ذکر شد ، نمونه ای از حالت جریان است ، اگرچه اندازه گیری کمی دشوار است زیرا تفاوت بین “وجود دارد زمان اندازه گیری شد وت زمان تجربه شده“(هنکوک و همکاران ، 2019.) برخلاف کسالت ، جایی که به معنای زمان نیز اعوجاج وجود دارد ، اما به نظر می رسد زمان ، در جریان ، زمان سرعت می یابد. (برای بحث در مورد کسالت ، به پست قبلی من مراجعه کنید.)

حالت جریان “چند بعدی” است. به غیر از مسابقه بین چالش ها و سطح مهارت و فعالیتی که ذاتاً پاداش دهنده است ، جریان شامل می شود خودمانی (یعنی آزادی انتخاب یک فعالیت) و درک از فعالیت به عنوان مهم و جالب. (Durcan et al ، 2024) همچنین شامل می شود اهداف شفاف، شدید درگیری وت غلظت در فعالیت (Scheepers and Keller ، 2022) ، احساس “کنترل بی دردسر” و بازخورد فوری بدون ابهام در مورد اثربخشی فرد. (Norsworthy et al ، 2021)

حالت جریان ، بسته به نوع فعالیتی که آن را ایجاد می کند ، ممکن است شامل سطوح مختلف فعال سازی سمپاتیک و پاراسمپاتیک باشد: جیا به عنوان مثال ، صخره نوردی ممکن است شامل فعال سازی شدید سمپاتیک باشد ، در حالی که ریز ریز موقعیت ها (به عنوان مثال ، رفتارهای روزانه تسکین دهنده یا انجام کارهای خانگی) ممکن است شامل فعال سازی کم باشد. همدردی با دیگران ممکن است درگیر درگیری پاراسمپاتیک باشد. (Scheepers and Keller)

دولت همچنین ممکن است شامل هر دو مراکز پاداش دوپامین مغز و سیستم های Locus coeruleus-norepinephrine باشد که در تعادل جذاب در مقابل جدا کردن فعالیت ها بسیار مهم هستند. (Van der Linden et al ، 2021a ؛ 2021b)

Csikszentmihalyi تأکید می کند که جریان می تواند در هر دو فعالیت تفریحی (به عنوان مثال ، بازی شطرنج ، نقاشی ، قمار) و کار (به عنوان مثال ، نوشتن ، انجام تحقیقات علمی) رخ دهد: “او نوشت:” مرزهای بین کار و بازی مصنوعی است. ” )

برخی بیشتر از سایرین مستعد ابتلا به حالت جریان هستند. همچنین این پیشنهاد وجود دارد که کسانی که مستعد هستند کمتر از اضطراب و افسردگی رنج می برند زیرا تجربیات جریان باعث می شود افراد از تفکر نشخوارکننده و ناسازگار دور شوند. (گاستون و همکاران ، 2024)

با این حال ، مطالعه وضعیت نوروفیزیولوژیکی ناشی از جریان ، چالش برانگیز است ، و برخی از محققان به دلیل یافته های متناقض ، این سؤال را مطرح می کنند که آیا شرایط تجربی می تواند وضعیت جریان را ایجاد کند. (دورکان و همکاران)

به عنوان مثال ، یک “جنبه اصلی” جریان شامل “حس تداوم” است که توسط خود گزارش “ضعیف” است ، با داده های جمع آوری شده پس از تجربه از مردم خواسته می شود که در مورد تجربه جریان خود در طول حالت واقعی اظهار نظر کنند ، اما به ناچار دولت (Scheepers و Keller) را مختل می کند ، از جمله تلاش برای استخراج دولت در یک اسکنر FMRI. (Van der Linden et al ، 2021a ؛ 2021b)

از آنجا که جریان “پیچیده” است ، درک و توصیف آن “به هیچ وجه ساده نیست”. حتی تعاریف جریان “متنوع و متنوعی” دارد و هیچ “استاندارد طلا” برای مدل سازی یا اندازه گیری دولت وجود ندارد “(Northsworthy et al.) تا به امروز ، “مکانیسم نوروفیزیولوژیکی روشن همچنان گریزان است.” (دورکان و همکاران)

همچنین این سؤال وجود دارد که آیا جریان با حالت های دیگر متفاوت است ، مانند ذهن آگاهی یا حتی غلظت قوی ، یعنی ، خواه “پیکربندی خاص” برای آن وجود داشته باشد. (Van der Linden et al ، 2021 A ؛ 2021b)

علیرغم همه این مشکلات و احتیاط ها در بازآفرینی دولت به صورت تجربی ، محققان قدردانی می کنند که کسانی که مستعد تجربه جریان هستند ، آن را بسیار ارزشمند ، سودمند برای احساس بهزیستی و حتی اعتیاد به آنها می دانند.

تشکر ویژه از توماس پی. ساکمار ، دکتر ، استاد ریچارد م. سالها پیش ، در حالی که دانشجوی دانشگاه شیکاگو بود ، دکتر ساکمار با دکتر Csikszentmihalyi دوره ای را پشت سر گذاشت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان