04:36 - 2025/02/19

اطاعت میلگرام از اختیارات به خانه می آید

[ad_1] در سال 1961 ، یک روانشناس جوان به نام استنلی میلگرام تصمیم گرفت تا آنچه را که او به عنوان یکی از سؤالات مهم در زمان خود تلقی می کرد ، بفهمد: چگونه مردم آلمان به کنترل اقتدارگرا تسلیم شده و در قساوت های هولوکاست شرکت کرده اند؟ میلگر...

اطاعت میلگرام از اختیارات به خانه می آید

[ad_1]

در سال 1961 ، یک روانشناس جوان به نام استنلی میلگرام تصمیم گرفت تا آنچه را که او به عنوان یکی از سؤالات مهم در زمان خود تلقی می کرد ، بفهمد: چگونه مردم آلمان به کنترل اقتدارگرا تسلیم شده و در قساوت های هولوکاست شرکت کرده اند؟ میلگرام متولد والدین یهودی و عمیقاً تحت تأثیر وحشت جنگ جهانی دوم ، آزمایشی را در دانشگاه ییل طراحی کرد که امیدوار بود حساسیت خاصی از آلمانی به اقتدار را که معتقد است باید وجود داشته باشد ، روشن کند.

آنچه او در آزمایشگاه نیو هاون کشف کرد ، او را به هسته خود متزلزل می کند – نه به این دلیل که چیزی منحصر به فرد در مورد روانشناسی آلمانی را نشان داد ، بلکه به این دلیل که چیزی در مورد طبیعت انسانی نشان داد که بسیار نزدیک به خانه بود.

این آزمایش فریبنده ساده بود. به شرکت کنندگان گفته شد که در یک مطالعه در مورد یادگیری و حافظه ، جایی که به عنوان “معلمان” که شوک های الکتریکی را برای “زبان آموزان” در هنگام اشتباه انجام می دهند ، کمک می کنند. زبان آموزان در واقع بازیگر بودند و شوک ها واقعی نبودند ، اما شرکت کنندگان این را نمی دانستند. با افزایش ولتاژ فرض شده و بازیگران از درد ظاهری گریه می کردند ، یک شخصیت اقتدار در یک آزمایشگاه به سادگی به شرکت کنندگان دستور می داد تا ادامه دهند.

میلگرام انتظار داشت که تنها درصد کمی از آمریکایی ها به طور کامل با این دستورالعمل های بی رحمانه مطابقت داشته باشند. او اشتباه کرد. شصت و پنج درصد از شرکت کنندگان همچنان در حال اجرای شوک ها تا حداکثر ولتاژ بودند ، حتی وقتی صدای فریادهای عذاب و دلخوشی را شنیدند. شرکت کنندگان سادیست نبودند – آنها آمریکایی های معمولی از همه جنبه های زندگی بودند. آنها ابراز پریشانی و اضطراب شدید از ادامه کار کردند ، اما به هر حال وقتی به یک شخصیت اقتدار دستور داده شد ، این کار را کردند.

میلگرام هرگز نیازی به سفر به آلمان برای مطالعه اقتدارگرایی نداشت. وی مبانی روانی خود را درست در آنجا در کانکتیکات ، در قلب ضرب و شتم دموکراسی آمریکا یافت. آینه ای که وی در اختیار داشت ، نه استثنائی آلمانی ، بلکه جهانی بودن بشر-گرایش عمیق ما برای به تعویق انداختن اقتدار ، حتی اگر با قطب نما اخلاقی ما مغایرت داشته باشد.

این درس امروز با اهمیت آزار دهنده در آمریکا طنین انداز است. ما در زمان واقعی تماشا می کنیم زیرا میلیون ها نفر از هموطنان ما تمایل خود را برای پیروی از رهبران اقتدارگرا که خواستار وفاداری بالاتر از حقیقت هستند ، نشان می دهند که به نهادهای دموکراتیک حمله می کنند ، و کسانی را که آنها را “دیگران” تعریف می کنند ، نشان می دهند. مانند شرکت کنندگان Milgram ، بسیاری از اقدامات یا اظهارات خاص ابراز ناراحتی می کنند ، اما در صورت هدایت چهره های اقتدار که آنها به عنوان مشروعیت پذیرفته اند ، همچنان به دنبال و پشتیبانی هستند.

الگوی مستند Milgram روزانه نمایش می دهد: یک رهبر ادعای آشکارا نادرست در مورد کلاهبرداری در انتخابات می کند ، و افرادی که می دانند گره بهتر می دانند. نهادهای اساسی برای دموکراسی مورد حمله قرار می گیرند ، و کسانی که زمانی از آنها دفاع می کردند ساکت می شوند. سیاست های بی رحمانه علیه گروه های آسیب پذیر و شهروندانی که خود را به نظر اخلاقی می دانند به روش دیگر تصویب می شود. شماره گیری ولتاژ بالاتر و بالاتر می شود و هنوز هم ادامه می یابد.

آنچه Milgram به ما نشان داد این است که این انطباق نیازی به هدف شیطانی یا حتی توافق با اهداف مقام ندارد. این امر به سادگی به شرایط روانشناختی مناسب نیاز دارد: یک شخصیت مرجع شناخته شده ، تشدید تدریجی خواسته ها و سیستمی که مسئولیت فردی را پراکنده می کند. صدا آشنا است؟ اینها دقیقاً شرایطی است که حرکات اقتدارگرا در ایجاد آنها برتری دارد.

پیامدهای وحشتناک کار Milgram این نیست که آمریکایی ها به ویژه مستعد اقتدارگرایی هستند – این است که ما علی رغم سنت های دموکراتیک و آرمانهای آزادی فردی ، به اندازه هر کس دیگری مستعد هستیم. این واقعیت که Milgram این نتایج را در نیو هاون به جای نورنبرگ پیدا کرد ، آنها را بیشتر و کمتر مرتبط با مخمصه فعلی آمریکا می کند.

اما اگر یافته های میلگرام هشدار دهنده باشد ، آنها نیز فراخوانی برای اقدام هستند. درک آسیب پذیری های روانی ما اولین قدم برای محافظت در برابر آنها است. تحقیقات وی نشان می دهد که مقاومت در برابر اقتدار بدخواه امکان پذیر است – از این گذشته ، برخی از شرکت کنندگان حتی در مواجهه با فشار ، از ادامه کار خودداری کردند. کسانی که مقاومت می کردند ، اغلب با رد فعالانه حق شخصیت اقتدار در خواستار اقدامات غیر اخلاقی ، حفظ احساس مسئولیت شخصی و ارتباط با بشریت کسانی که از آنها خواسته می شود ، به آنها ارتباط برقرار می کردند ، این کار را کردند.

اینها دقیقاً منابع روانشناختی است که ما باید برای مقاومت در برابر تجدید نظر های اقتدارگرایان امروز پرورش دهیم: یک احساس شدید از مسئولیت اخلاقی فردی ، شک و تردید نسبت به شخصیت های اقتدار که خواستار وفاداری کور هستند و شناخت غیرقابل توصیف از بشریت مشترک ما در بین اختلافات سیاسی و اجتماعی.

میلگرام هرگز آن را به آلمان نکرد تا عواقب روانی رایش سوم را مطالعه کند. درعوض ، او در نیو هاون چیز بسیار مهمتری را کشف کرد – هشدار در مورد شکنندگی ارزش های دموکراتیک در مواجهه با اقتدار ، و درس در مورد هوشیاری مداوم که برای حفظ آنها لازم است. همانطور که آمریکا با وسوسه های اقتدارگرا خود درگیر می شود ، ما به خوبی می خواهیم آنچه را که او در آن آزمایشگاه ییل پیدا کرده است به خاطر بسپاریم: ظرفیت اطاعت از اقتدار بدخواهانه نه در بعضی از افراد دور “، بلکه در قلب انسان است. شماره گیری ولتاژ در حال چرخش است. سوال این است: آیا ما همچنان دکمه را فشار خواهیم داد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان