خرد متعارف معتقد است که درونگراها متخصصان تنهایی هستند. از این گذشته ، درونگرایی در ابتدا بود تعریف شده توسط یونگ به عنوان تمایل به انرژی بیشتر از دنیای داخلی فرد نسبت به خارجی ، و از آن زمان روانشناسان نشان داده اند که درونگراها هستند کمتر اجتماعی وت حساس تر به تحریک در محیط آنها در مقایسه با برونگراها.
بنابراین شما فکر می کنید که درونگراها باید خودشان ساعت ها را دوست داشته باشند. آنها می توانند به همه ما یک چیز یا دو مورد در مورد چگونگی تنها بودن … درست است؟
نه کاملاً
درست است که تنهایی به درونگراها کمک می کند باتری های آنها را آرام کنید و شارژ کنید ، اما روانی تحقیق به سادگی از این فرض پشتیبانی نمی کند که همه درونگراها به تنهایی از زمان لذت می برند یا بیشتر از آن به دنبال آن هستند برون مرزیبشر
این یافته ها بر خلاف مفاهیم شهودی ما در مورد شخصیت است ، که فرض می کنند برونگراها پروانه های اجتماعی هستند و درونگراها از این گلها خوشحال هستند. در تلاش برای درک اینکه چرا همه افراد درونگرا از تنها بودن لذت نمی برند ، من دو مطالعه را انجام دادم که در پایان پاسخ های این معما را ارائه کردم.
آیا شما یک درونگرا با عملکرد بالا یا کم کار هستید؟
ما از دانشجویان کالج خواسته ایم برنامه ای را که به طور تصادفی چندین بار در طول ساعات بیداری خود به مدت یک هفته به آنها پیوستند ، بارگیری کنند ، هر بار که از آنها می خواستند ضبط کنند که آیا آنها تنها هستند یا با دیگران (از نظر جسمی یا واقعی). در ابتدا ، ما پیدا کردن این درونگراها و برونگراها تفاوت چندانی با هم ندارند که در طول روز “واقعاً تنها” بودند (به عنوان لذت بردن از تنهایی بدون حواس پرتی پیام کوتاه یا رسانه های اجتماعی تعریف می شدند).
اما هنگامی که ما از نزدیک بیشتر نگاه کردیم ، فهمیدیم که در واقع دو نوع درونگرا وجود دارد: یک گروه “با عملکرد پایین” که تنها و از نظر روانشناختی سالم تر از همتایان “با عملکرد بالا” بودند-گروهی که به همان اندازه درونگرا بودند اما به همان اندازه درونگرا بودند. که نسبت به دیگران احساس محکم تر از خود و روابط مثبت تر داشتند.
این درونگراهای با عملکرد بالا بودند که تصمیم گرفتند بیشترین وقت را به تنهایی بگذرانند ، در حالی که درونگراهای کم کار تا حد زیادی از زمان خودداری می کردند-و وقتی تنها بودند ، آنها به جای لذت بردن از شرکت خود ، آن زمان را در رسانه های اجتماعی گذراندند.
این یافته منطقی است. هنگامی که شما یک درونگرا هستید که تنها یا افسرده است ، تنهایی راحتی سرد است. زمان به تنهایی احساس خالی می کند و نیازهای روانی شما را برآورده نمی کند. در مقابل ، اگر شما یک درونگرا هستید که در خود و روابط خود احساس امنیت می کنید ، تنهایی می تواند فضایی باشد که تغذیه کننده ، خلاق و ترمیمی باشد.
موقعیت شما به عنوان یک درونگرا در “ستاره” نیز مهم است
این تمایز بین درونگراهای با عملکرد بالا و کم کنجکاوی من را بیشتر کرد. در بعدی مطالعه کردنمن و تیم من 400 بزرگسال را بین 18 تا 89 سال بررسی کردیم و از آنها خواستیم که یک خاطرات 10 روزه را حفظ کنند تا چند بار تصمیم بگیرند که در طول روز تنها باشند.
ما همچنین تصمیم گرفتیم که فراتر از مدل “بزرگ 5” درونی که به طور معمول در روانشناسی استفاده می شود ، برویم. در عوض ، ما به چند جانبه جدیدتر و چند جانبه روی آوردیم مدل ستاره که چهار نوع درونگرا را توصیف می کند ، هر کدام ویژگی های متمایز خود را دارند. این چیزی است که ما پیدا کردیم:
- درونگراهای اجتماعی اجتماعی تعریف شده در مورد تعامل اجتماعی است. آنها از گذراندن وقت به تنهایی به اندازه زمان با چند دوست نزدیک لذت می برند. در مطالعه ما ، آنها بیشتر از هر درونگرا دیگر به دنبال تنهایی و مدت زمان طولانی تر بودند. آنها همچنین تنها نوع بودند که به دلایل مثبت و منفی انگیزه می گیرند. آنها به دنبال تنهایی برای اهداف ذاتاً لذت بخش بودند ، اما به همان اندازه احتمالاً واکنشی نیز داشتند – به عنوان مثال ، برای جلوگیری از یک حوزه اجتماعی ناراحت کننده ، به تنهایی فرار کردند.
- فکر درونگرا ، تعریف شده به عنوان درون نگر و تخیل ، به عنوان مثبت ترین پروفایل ظاهر شد. آنها در تنهایی خود بسیار خودمختار بودند و به جای استفاده از آن برای عقب نشینی از موقعیت های اجتماعی ، به دنبال اهداف خلاقیت یا بینش بودند.
- درونگراهای مضطرب، که به دلیل کمرویی و شایعه آنها تعریف شده اند ، به دلایل منفی بیشترین میزان جستجوی تنهایی را داشتند ، مانند اضطراب اجتماعی یا احساس مانند آنها. آنها به دنبال این نبودند که تنها باشند زیرا از تنهایی لذت می بردند ، بلکه به این دلیل که برای جلوگیری از افراد دیگر نیاز داشتند.
- درونگراهای محدود شده، انواع مشورتی و جدی ، نسبت به تنهایی نسبتاً بی تفاوت بودند و کمترین انگیزه را برای تنها بودن نشان می دادند.
آنچه می توانیم از این مطالعات بیاموزیم این است که خیلی ساده است که بگوییم درونگراها دوست دارند تنها باشند و برونگراها این کار را نمی کنند. در عوض ، مهم است که شما چه نوع درونگرا هستید. و برای جالب تر کردن امور ، نیاز به تنهایی نیز به این بستگی دارد که آیا شما هستید یا نه بسیار حساس– صفتی که می تواند متعلق به آن باشد هر دو درونگرا و برونگرا.