از دست دادن یک اتفاق منظم برای اکثر ما است. ما چیزها را از دست می دهیم – کلیدها ، گوشواره ها ، تلفن ها ، غلافهای هوا. تیم های ورزشی مورد علاقه ما بازی ها را از دست می دهند. و با دردسر ، ما مردم را از دست می دهیم.
وقتی شخصی نزدیک ما می میرد ، ما وارد یک فرآیند غم و اندوه طبیعی ، مستند و قابل تعویض می شویم. و با این حال ، مرگ تنها راهی است که مردم ما را ترک می کنند. بعضی اوقات افرادی که ما آنها را دوست داریم به سادگی از روابط دور می شوند. “Ghosting” کلمه معاصر برای توصیف برش های رابطه ای یا بیگانگی است. بنابراین ، در حالی که ما دیگر کسی را که دوستش داریم نمی بینیم یا صحبت نمی کنیم ، آنها بسیار زنده هستند. اما شاید ما برای آنها مرده ایم.
کسانی که ما در پی بیحناتی توسط یک دوست عزیز باقی مانده اند ، احساس ضرر را احساس می کنند ، به همان اندازه دردناک که ما یک مرگ می کنیم. ما آنچه را که بود غمگین می کنیم اما بیشتر نیست. و با این حال ، در حالی که ما آنچه را که گم شده است غمگین می شویم ، ما نیز امیدواریم که برخلاف مرگ ، روابط شکسته ما پتانسیل بهبود یافته و رستاخیز را داشته باشد – یا حداقل بازسازی شده است.
ضرر مبهم اصطلاح رئیس پائولین ، دکتری است. برای توصیف پارگی های رابطه ای که منجر به قطع بدون تماس می شود ، استفاده می شود. این ضررها مبهم است زیرا تجربه “نامشخص ، ناشناخته ، گیج کننده و برای تفسیر است”. رئیس ، پیشگام در مطالعه استرس خانواده ، می گوید ما در سناریوهای بی شمار ضرر مبهم را تجربه می کنیم که در آن تغییر یا اختلال قابل توجهی در مورد وضع موجود وجود دارد. یکی از راه هایی که ما این قطع ارتباط را تجربه می کنیم ، بیگانگی والدین و فرزند است.
قطع ناگهانی و غالباً غیر قابل توضیح ، راه آسان است. این یک تصمیم یک جانبه است که به یک شخص قدرت ویرانگر بر دیگری می دهد. بسیار ترسناک تر است که یک گفتگوی آسیب پذیر ، متفکر و دو طرفه داشته باشید. بنابراین ، بسیاری از افراد از پرداختن به احساسات خام به هر قیمتی خودداری می کنند. اجتناب از آنها را می توان به عنوان رد و رها کردن نه تنها کسی که دوستش دارد – بلکه از قانون اساسی اخلاقی خود نیز تعبیر کرد.
تخمین زده می شود که بیش از یک چهارم خانواده ها تحت تأثیر بیگانگی قرار می گیرند. بله ، بدبختی شرکت را دوست دارد ، و این برای افرادی که از این دل درد می کنند ، راحت است تا بدانند که آنها تنها نیستند. اما حقیقت این است که بیشتر مردم در سکوت رنج می برند. آنها شرم آور احساس خفگی می کنند زیرا خانواده یا رابطه عاشقانه آنها اینستاگرام کامل نیست. زخمهای عاطفی آنها خام و قابل لمس است ، بنابراین در مورد از دست دادن آنها صحبت نمی کنند.
و با این حال ، قطع همیشه مربوط به کسی نیست که از تصویر خارج شده است. خط قدیمی شکست ، “این مربوط به شما نیست ، این مربوط به من است” دقیقاً همان چیزی است که اتفاق می افتد.
در اوایل سال 1921 ، کارل یونگ پیشگام روانپزشکی شروع به توضیح روند فردیت کرد ، زمانی که یک کودک بزرگسال از والدین جدا می شود و راه خود را به سمت استقلال در جهان می کند. این تسکین و زمان آن برای هر فرد و خانواده منحصر به فرد است. با این حال ، آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد ، به نظر می رسد یک پدیده نسبتاً جدید از فرد استروئیدها است. قبلاً اینگونه نبود – این قدرتمند ، افراطی و مضر. قطع خانواده برای کسانی که در گسترش و دامنه آنها آسیب دیده و اپیدمی ویرانگر شده اند ، ویرانگر شده است.
بعضی اوقات والدین کسی است که قیچی را در اختیار دارد. دلایل آنها از قابل قبول (اعتیاد ، سوء استفاده) تا خود خدمت (خودشیفتگی ، خواسته های شخص ثالث یا متاسفانه هویت جنسی کودک) متغیر است. مردم معمولاً در عمل خود احساس توجیه می کنند و برش را به عنوان اولویت بندی خود ، که می تواند سالم باشد و گاهی اوقات لازم است ، قاب می کنند. اما هنگامی که به افراط و تفریط منتقل شد ، این حرکت می تواند انتقام جویانه ، خودخواه و خطرناک باشد.
و با این حال ، روان درمانی های دارای مجوز وجود دارند که با توصیه به بزرگسالان جوان برای کاهش روابط با والدین برای جرائم گذشته یا حال (واقعی یا درک شده) ، پیگیری های بزرگ رسانه های اجتماعی و حساب های بانکی را توسعه داده اند. شاید این مشاوران واقعاً متقاعد شده باشند که به افراد کمک می کنند تا از روابط ناکارآمد ، ناسالم یا ناراضی خلاص شوند. با این حال ، کانن های اخلاقی ما به وضوح بیان می کنند که ما نمی خواهیم “ارزش ها ، نگرش ها و اعتقادات” خودمان را به بیماران/مشتری های خود تحمیل کنیم.
کمتر واضح است ، اما کاملاً جهانی پذیرفته شده است ، این تصور است که ما به بیماران/مشتری های خود نمی گوییم چه کاری باید انجام دهیم. ما به آنها کمک می کنیم تا از طریق تأمل و پردازش اندیشه و احساسات آنها ، به نتیجه گیری خود برسند. بله ، ما با مشتری ها تحقیق می کنیم ، سؤال می کنیم ، چالش می کنیم و حتی با مشتری ها مقابله می کنیم ، اما وقتی می توان خود را به روند تصمیم گیری آنها تزریق کرد ، یک مرز محکم برقرار می کنیم.
Dynamics Family Reasty Reads
گفته می شود ، برای موارد سوءاستفاده یا غفلت ، تمایز مهمی وجود دارد ، که در آن ما موظفیم گزارش دهیم و یا از مشتری برای محافظت از خود استفاده کنیم. و همچنین برای کسی قابل درک است که یکی از اعضای خانواده خودشیفتگی را که از تصدیق اشتباهات ، اشتباهات و رفتارهای پشیمان خود امتناع می ورزد ، قطع کند ، که هر پیشنهادی را برای تأمل ، عذرخواهی ، نذر برای انجام بهتر و کشف تغییر واقعی و اساسی در خود رد می کند.
ما عاقلانه هستیم که نقش تفاوت های نسلی و فرهنگی را نیز به رسمیت می شناسیم ، که مفهوم وظیفه را معرفی می کند. برخی بر این باورند که کودکان موظفند در بیماری و پیری به احترام ، کمک ، تحمل و مراقبت از والدین خود مراقبت کنند. برای اینکه کاملاً بی پرده باشد ، سؤال وجودی که در تعادل آویزان است ، این است: آیا ما به والدین خود چیزی مدیون هستیم – هر چیزی – برای بزرگ کردن ما؟ و برعکس ، چه مدت فارغ التحصیلی گذشته برای والدین معقول است که فرزندان خود را بانک کنند؟
خط پایین ، اگر هر دو طرف بازی باشند ، بیشتر متخصصان بهداشت روان ترجیح می دهند به افراد درگیر کمک کنند راهی برای درک یکدیگر و کار با چالش های خود پیدا کنند. از آنجا که … خوب ، برای بی پرده بودن ، گهواره اتفاق می افتد ، و با این کار ، منظور من نوع ضرر و زیان مبهم است که بیشتر از آن می ترسیم.
هنگامی که یک مرگ در هنگام بیگانگی رخ می دهد ، گناهی که توسط یک بازمانده که از این رابطه خارج شده است ، می تواند ناتوان کننده باشد. بله ، شدت و فراوانی اندوه او با گذشت زمان کاهش می یابد ، اما گناه ، غم و تنهایی و تنهایی که احساس می کند باقی خواهد ماند. هیچ کاری در مرگ وجود ندارد. آنچه زنده مانده است ، یک تختخواب بی نظیر است که با جعبه های باز در انتظار مرتب سازی است.
بنابراین ، قبل از اینکه پاشنه های خود را حفر کنیم ، به اسلحه های خود بچسبیم ، یا یک نکته را اثبات کنیم ، به خوبی برای بزرگنمایی ، در نظر گرفتن متن ، درج دلسوزی و فکر کردن طولانی و سخت در مورد تصویر بزرگ ، به خوبی ارائه می شود. عواقب اقدامات من ، چه در حال حاضر و چه در آینده برای همه افراد درگیر چیست؟ آیا شرایط عملی را که انجام می دهم ضمانت می کند؟ آیا می خواهم عمق و وسعت روابط ما را به شدت تعریف کنم؟ در پایان ، آیا من قاطعانه متقاعد می شوم که این قطع ارزش آن را دارد؟
اگر جواب هایی را که به دست می آورید دوست ندارید ، ممکن است منطقی باشد که نفس عمیق بکشید ، خود را کاملاً باز کنید ، یک رویکرد تازه را کشف کنید و دوباره امتحان کنید. و اگر همه تلاش ها شکست بخورند ، از نظر معنوی آرامش پیدا کنید که حتی اگر یک رابطه فعال نباشد ، هنوز هم وجود دارد. اعضای خانواده همیشه با پیوندی که از بیگانگی فراتر می رود و برای ابد تحمل می کند ، متصل می شوند.