بیش از یک سال پیش ، برخی از همکاران هیئت علمی من و من سنتی را شروع کردیم که در آن رستوران های مختلفی را در منطقه آستین امتحان می کنیم. این به سرعت به یک برجسته تبدیل شد که ارزش آن را داشت که منتظر ، یک باشگاه شام غیررسمی باشد ، در صورت تمایل ، جایی که ما صحنه غذای پر جنب و جوش آستین را کشف می کنیم. هر سفر پر از غذای عالی ، مکالمات جذاب و مباحث پر جنب و جوش است. این برنامه ها مکالمه های فیلتر نشده ای را فراهم می کند که فقط وقتی دانشگاهیان از دفاتر خود دور می شوند ، همه چیز از سیاست های دانشگاه ، داستانهای مربوط به تحقیقات ما ، و گاهی اوقات ما حتی در مورد ماهیت آگاهی وارد بحث های فلسفی شده ایم. اما مهم نیست که بحث عصر چه چیزی باشد ، یک چیز ثابت است ، مهم نیست که چقدر بعد از دوره اصلی احساس کامل کنیم ، همیشه دسر سفارش می دهیم.
ما در آنجا می نشینیم ، با دقت به منوی دسر نگاه می کنیم ، وانمود می کنیم که این بار از آن پرش کنید ، فقط برای کسی که پیشنهاد کند چیزی را “فقط برای طعم دادن” به اشتراک بگذارد. این پیشنهاد به سرعت در یک دور از سفارشات مارپیچ می شود و قبل از اینکه آن را بدانیم ، ما در حال کیک شکلاتی هستیم ، یا برخی از موارد دیگر را کاملاً کارامل می کنیم. و سپس تحقق اجتناب ناپذیر است که ما چند لحظه قبل پر شده بودیم ، اما با این حال به نوعی فضای بیشتری برای دسر پیدا کردیم.
ما به خودمان می خندیم و آن را رمز و راز طبیعت انسانی می نامیم. اما دانشمندان علوم اعصاب ، ما می دانیم که باید توضیحی عمیق تر وجود داشته باشد. و همانطور که معلوم است ، همانطور که در یک مطالعه اخیراً منتشر شده در ژورنال مشهود است علم (1) ، که سرانجام جواب ما را داده است.
سیری ، احساس پر بودن بعد از غذا ، یک روند اساسی بیولوژیکی است. این به تنظیم وزن بدن کمک می کند و مانع از پرخوری ما می شود. وقتی یک وعده غذایی می خوریم ، مغز سیگنالهایی دریافت می کند که می گویند “کافی” ، شما به غذای بیشتری احتیاج ندارید. و با این حال ، به طرز مرموزی ، به نظر می رسد همان حالت کامل باعث تمایل ما به غذاهای شیرین می شود. این تناقض مدتهاست که هم دانشمندان علوم اعصاب و هم هرکسی که تاکنون خود را پیدا کرده است ، علی رغم اینکه احساس کامل می کند ، به دسر رسیده است.
تیمی از محققان به سرپرستی ماریل مینر و هنینگ فنسلاو به همراه همکاران ، تحقیق کردند که چرا این اتفاق می افتد. یافته های آنها مکانیسم مغزی شگفت انگیز مغز را در بازی نشان داد ، یکی از مواردی که توضیح می دهد چرا هوس قند حتی اگر دیگر گرسنه نباشیم ، ادامه می یابد.
نورونهای طرفدار نورون طرفدار نورون های طرفدار نورون ، گروهی از سلول هایی که در هیپوتالاموس مغز زندگی می کنند که مدت هاست برای تنظیم اشتها و سیری شناخته شده اند ، مهم است. به طور سنتی ، اعتقاد بر این است که نورونهای POMC با ترویج کامل کار می کنند. آنها نوروپپتید به نام هورمون تحریک کننده α-melanocyte (α-MSH) را آزاد می کنند ، که به مغز سیگنال می دهد که وقت آن است که از خوردن غذا جلوگیری کند. اما Minère و همکارانش چیزی غیر منتظره را کشف کردند ، این بدان معناست که همه نورونهای POMC به این روش عمل نمی کنند.
به جای سرکوب اشتها ، برخی از نورونهای POMC در واقع آن را تحریک می کنند ، اما فقط برای قند! این سلولهای عصبی به یک ساختار مغزی به نام تالاموس پاراوتریکولار (PVT) ، منطقه ای در مغز درگیر در ایجاد انگیزه و پردازش پاداش می پردازند. اما به جای آزاد شدن α-MSH ، این نورونهای POMC خاص β- اندورفین را تولید می کنند ، که یک پپتید مواد افیونی است که گیرنده های μ-opioid (MORS) را در PVT فعال می کند. محققان دریافتند ، این سیگنالینگ مواد افیونی همان چیزی است که تمایل به شکر را در هنگام وضعیت سیری سوق می دهد.
به عبارت دیگر ، در حالی که بدن نشان می دهد که غذای کافی داشته است ، مغز به طور همزمان مسیری را فعال می کند که به طور خاص مصرف قند را تشویق می کند.
برای آزمایش این ، محققان از تکنیک های مختلف پیشرفته از جمله نوری و شیمیایی استفاده کردند که امکان کنترل دقیق فعالیت مغز در موش ها را فراهم می آورد. هنگامی که آنها سیگنالینگ مواد افیونی را از سلولهای عصبی POMC به PVT مسدود کردند ، مصرف قند به میزان قابل توجهی کاهش یافت. موش ها علی رغم تغذیه ، دیگر ترجیحاً غذاهای شیرین را نشان ندادند. جالب اینجاست که این اثر مخصوص قند بود ، مسدود کردن مسیر هیچ تاثیری در مصرف غذاهای چرب نداشت.
این یافته نشان می دهد که مغز ما قند را متفاوت از سایر غذاها درمان می کند. در حالی که سیری اشتها عمومی را سرکوب می کند ، به نظر می رسد که باعث تقویت درایو برای مصرف قند می شود. این توضیح می دهد که چرا ، حتی پس از یک وعده غذایی سنگین ، دسرها هنوز هم خیلی خوب به نظر می رسند!
بنابراین ، در حالی که من و همکاران من همیشه در مورد ناتوانی ما در مقاومت در برابر دسر شوخی می کردیم ، چیزی که احتمالاً در بسیاری از میزهای شام در سراسر جهان رخ می دهد ، اکنون توضیحی علوم اعصاب برای این آرزو داریم. بنابراین ، دفعه بعد که برای یکی از مسافرت های رستوران خود جمع می شویم و به ناچار خود را می یابیم که چیزی شیرین سفارش می دهیم ، می دانم که نمی توانیم مقاومت کنیم که به آن اشاره کنیم: این فقط ما نیستیم ، بلکه نورونهای POMC ما است.
البته این مطالعه همچنین پیامدهای گسترده تری فراتر از توضیح بیش از حد بعد از شام ما دارد. درک چگونگی عملکرد این مدار مغز ممکن است پیامدهای واقعی برای مقابله با خوردن غذا و چاقی داشته باشد ، جایی که مصرف قند اغلب با وجود سیگنال های سیری ادامه می یابد. اگر محققان بتوانند راه هایی برای تعدیل این سیستم مبتنی بر مواد افیونی ایجاد کنند ، می تواند منجر به درمان های جدید شود تا بدون تأثیر بر تنظیم اشتها ، به مهار مصرف بیش از حد قند کمک کند.
در ضمن ، دفعه بعد که با همکارانم می نشینم ، و تماشای انتخاب دسر را می بینم ، می دانم که علوم اعصاب به معنای واقعی کلمه در کنار ما است.