سفر لقاح آزمایشگاهی (IVF) یکی از پیچیده ترین تجربیاتی است که یک شخص یا زوج می تواند از آن عبور کند. این پر از تضادها ، امید و ترس ، هیجان و اضطراب ، شادی و اندوه است که اغلب در هم تنیده است. آنچه فهمیدن این مسئله دشوار می شود این است که چگونه می توان در هنگام ترس از امید به امید خود ادامه داد.
حقیقت این است که ما موجودات پیچیده ای هستیم و می پذیریم که پیچیدگی ضروری است. هیچ راهی واحد برای نزدیک شدن به این تجربه وجود ندارد زیرا فقط یک فرایند پزشکی نیست بلکه یک تجربه عاطفی و عمیقاً روانشناختی است. این به معنای از بین بردن ترس یا مجبور کردن خوش بینی نیست بلکه اجازه می دهد تا هم زندگی و هم ترس و هم زندگی را بدون کاهش دیگری از دیگری همزیستی کند.
پیچیدگی عاطفی: شما یک چیز نیستید
جامعه غالباً ما را ترغیب می کند تا احساسات خود را ساده کنیم. “مثبت باشید” ، “فکر کنید افکار امیدوار کننده” ، “موفقیت آشکار”. در حالی که خوش بینی می تواند قدرتمند باشد ، وقتی ترس بسیار واقعی است ، می تواند احساس نامحسوس یا اجباری کند. از طرف دیگر ، اجازه دادن به ترس می تواند ما را فلج ، ناامید و از احتمال موفقیت جدا کند.
امید و ترس می تواند با هم وجود داشته باشد. شما می توانید در مورد احتمال بارداری امیدوار باشید و در عین حال از ناامیدی دیگری نیز ترسیده اید. شما می توانید به توانایی بدن خود در تصور و در عین حال از ترس محدودیت های آن نیز اعتقاد داشته باشید. هر دو احساس مستحق فضا هستند.
بسیاری از مردم با این عقیده مبارزه می کنند که اگر ترس خود را تصدیق کنند ، ممکن است به نوعی آنها را به واقعیت تبدیل کنند. اما این درست نیست. ترس قدرت ایجاد یا جلوگیری از بارداری را ندارد. همانطور که احساس امیدواری موفقیت را تضمین نمی کند. تصدیق ترس باعث واقعی تر شدن آن نمی شود ، این امر به سادگی شما را آگاه تر می کند و اگر اجازه دهید ، نسبت به خود دلسوزتر است.
نگه داشتن هر دو امید و ترس
وقتی دوگانگی را در آغوش می گیریم ، خود را از فشار برای انتخاب بین خوش بینی و ترس آزاد می کنیم. شما لازم نیست که خود را مجبور کنید همیشه مثبت باشید ، و همچنین مجبور نیستید در نگرانی غرق شوید.
به عنوان مثال ، Emma را بگیرید. او دو چرخه IVF ناموفق را پشت سر گذاشته بود و در حال آماده سازی برای سوم خود بود. او می خواست امیدوار باشد ، اما هر بار که نتیجه موفقیت آمیز را تصور می کرد ، شک و اضطراب در آن سقوط می کرد. او می ترسید که اگر معتقد باشد که این اتفاق می افتد ، خودش را برای ویرانی قرار می دهد. در همان زمان ، او نگران این بود که اگر ترس خود را تصدیق کند ، ممکن است از شکست دعوت کند.
اما به جای سرکوب ترس های خود ، اما بدون اجازه دادن به آنها ، آنها را تصدیق کرد. او به خودش گفت ، “من امیدوارم که این چرخه کار کند ، و من همچنین می ترسم که این کار را انجام دهد. هر دو درست هستند ، و من می توانم آنها را با هم حمل کنم. “
او همچنین به خود یادآوری کرد که ترس نتیجه را تعیین نمی کند. مفهوم توسط عوامل بیولوژیکی پیچیده و نه توسط افکار یا احساسات هدایت می شود. تصدیق ترس همانند آشکار کردن شکست نیست.
این تغییر در چشم انداز به اما کمک کرد تا به جای مقاومت ، با باز بودن چرخه بعدی خود را وارد کند. او ترس خود را انکار نکرد ، اما او همچنین اجازه نداد که او را از حرکت به جلو متوقف کند.
یک روش جدید برای تفکر ، نه فقط انجام
سوال “این بار چه کاری باید انجام دهم؟” اغلب بالا می آید. در حالی که اقدامات بیرونی مانند تغییرات رژیم غذایی ، پروتکل های پزشکی جدید یا طب سوزنی می تواند مفید باشد ، قدرتمندترین تغییر اغلب از درون ناشی می شود.
نزدیک شدن به چرخه بعدی IVF با امید و ترس در مورد بررسی لیستی از استراتژی های جدید نیست. این در مورد چگونگی فکر کردن در مورد احساسات خود ، چگونگی حفظ فضای خود برای خود و چگونگی اجازه وجود پیچیدگی بدون قضاوت است.
گفته می شود ، برخی از شیوه های بیرونی وجود دارد که می تواند به ادغام این طرز فکر کمک کند:
- روزنامه نگاری هم امیدها و هم ترسهای خود رابشر نوشتن هر دو طرف می تواند به شما کمک کند ببینید که یکی دیگر را پاک نمی کند.
- ایجاد مانترا “هر دو/و”. یک عبارت ساده مانند ، “من امیدوارم ، و من نیز می ترسم. من می توانم هر دو را نگه دارم ، “می تواند به شما کمک کند.
- صحبت با یک درمانگر یا گروه پشتیبانی. ابراز احساسات پیچیده خود به کسی که می فهمد می تواند یک نسخه قدرتمند باشد.
اینها “رفع” نیستند بلکه ابزاری برای کمک به شما در پذیرش طیف گسترده ای از تجربه خود هستند.
ترس از امید دوباره
برای میا ، امید احساس خطرناک کرد. او چندین ضرر را تجربه کرده بود ، و هر بار که به خودش اجازه می داد به نتیجه مثبت اعتقاد داشته باشد ، وقتی این اتفاق نیفتد احساس ویران می کند. با نزدیک شدن به چرخه بعدی IVF خود ، خود را در برابر امید مقاومت کرد و فکر کرد ، “اگر امیدوارم ، اگر شکست بخورد ، ممکن است به همان اندازه صدمه نبیند.”
اما او همچنین این موضوع را تشخیص داد که بدون امید ، احساس جدا شدن از روند کار کرد. او می خواست راهی برای مشارکت در تجربه پیدا کند بدون اینکه خودش را برای ویرانی عاطفی قرار دهد.
رویکرد میا به یکی از امیدهای ملایم تبدیل شد و به خودش اجازه می داد لحظه های خوش بینی را احساس کند بدون اینکه خود را مجبور کند به نتیجه تضمینی اعتقاد داشته باشد. او بر تزریق هایی که به همان اندازه صدمه دیده است ، تمرکز کرد و زودتر از آنچه فکر می کرد ممکن است وارد قرارها شود و علائم کوچکی از پیشرفت که به او اطمینان می داد که به جلو می رود. او به خودش اجازه داد تا در پیروزی های کوچک آسایش پیدا کند. میا با قاب بندی کردن از این طریق ، ترس های خود را سرکوب نکرد ، اما او همچنین خود را شادی از تصور آینده ای که در آن کار می کرد ، انکار نکرد.
حرکت به جلو با امید و ترس
با نزدیک شدن به چرخه IVF بعدی خود ، به یاد داشته باشید که شما فقط امیدوار نیستید و فقط نمی ترسید ، هر دو هستید و این انسان است. احساسات شما معتبر است و نیازی به رفع یا حل آنها نیست. آنها باید با احتیاط تصدیق و نگه داشته شوند.
در حالی که وارد این فصل بعدی می شوید ، ممکن است در پیچیدگی ، شجاعت در عدم اطمینان خود قدرت پیدا کنید و در دانستن اینکه امید و ترس می تواند در کنار یکدیگر قدم بزند ، دست به دست هم دهد.
برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود ، به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر