تعداد زیادی کتاب در مورد نوشتن و روند نوشتن منتشر شده است ، و آثاری که این ژانر را تشکیل می دهد به طرز شگفت آور متنوع است. برخی از حجم ها تا حد زیادی تجویز می شوند – فکر Strunk و White در عناصر سبک– در حالی که دیگران ، مانند آن لاموت پرنده توسط پرنده، بیشتر روی خاطرات تمرکز کنید تا کاردستی.
توصیه ای که توسط چنین کتابهایی ارائه شده است ، با این حال ، می تواند مبهم یا در غیر این صورت بی فایده باشد. تشویق به “نشان دادن ، نگویید” ، یا “نوشتن آنچه می دانید” ممکن است تا حدی مفید باشد. اما بسیاری از این اظهارات به عنوان دست جزم کننده یا سنگین به وجود می آیند.
از طرف دیگر ، برخی از پیشنهادات در مغز من قرار گرفته و شیوه ای را که می نویسم تغییر داده اند یا روشی که در مورد نوشتن فکر می کنم. ایده های موجود در کتاب های موجود در اینجا منجر به چنین حماسه هایی برای من شده است. در نتیجه ، آنها جزو مورد علاقه های من هستند و بسیار ارزش خواندن دارند ، البته به دلایل مختلف.
در نوشتن: خاطره ای از کاردستیبشر استفان کینگ (Scribner ، 2000 ، 317 صفحه)
آثار وحشت یا خیال ممکن است فنجان چای شما باشد یا نباشد ، اما هیچ انکار وجود ندارد که استفان کینگ هم نویسنده پرکار باشد و هم یک صنعتگر عالی. وی پس از انتشار بیش از 40 رمان و مجموعه داستان ، این کتاب را در اواسط دهه 50 خود نوشت.
هنگامی که من برای اولین بار این کتاب را خواندم ، بیش از یک دهه پیش ، من از ادعای مکرر کینگ تحت تأثیر قرار گرفتم که او واقعاً مسئول داستانهایی نیست که می نویسد. درعوض ، او پیشنهاد می کند که داستان ها “چیزهایی مانند فسیل های موجود در زمین” پیدا شده اند و وظیفه نویسنده این است که آنها را کاوش کند. به عبارت دیگر ، یک نویسنده باید برای گرفتن دیکته از ذهن ناخودآگاه خود باز باشد.
من فکر کردم که این دیدگاه ممکن است برای نوشتن داستان ها معقول باشد ، اما به تدریج برای من روشن شد که در مورد غیر داستانی نیز صدق می کند. راه حل هایی برای مشکلات نوشتن گره خورده که من در طول روز نمی توانستم آن را حل کنم ، گاهی اوقات بعد از یک دوره جوجه کشی ، خود را برای من آشکار می کند ، مانند زمانی که من در نیمه شب صبح از خواب بیدار می شوم. استفان کینگ به من آموخته است که به روده من اعتماد کنم و اجازه دهم وقتی ذهن آگاهانه من از مهمات تمام می شود ، موزه من را صدا کند.
انگلیسی Dreyer: یک راهنمای کاملاً صحیح برای وضوح و سبکبشر بنیامین دریر (خانه تصادفی ، 2019 ، 291 صفحه)
بنیامین دریر نزدیک به 30 سال به عنوان ویراستار کپی در خانه تصادفی کار کرد و بنابراین جای تعجب ندارد که وی نظرات محکمی در مورد نوشتن به طور کلی و مکانیک نوشتن به طور خاص دارد.
بخش اعظم توصیه های وی تجویز است. به عنوان مثال ، یک فصل ، اصطلاحات قابل گیج کننده ای مانند “تأثیر” و “اثر” یا “پرتحرک” و “شکنجه گر” را در بر می گیرد. فصل دیگر – با عنوان “Peeves and Crochets” – سوء استفاده از اصطلاحاتی مانند “طنز” و “امیدوارم” را بیان می کند. و تمام توصیه های او به سبک شوخ طبعی و acerbic ارائه می شود که از خواندن لذت بخش است.
اما برای من ، این فصل اول کتاب است که باعث می شود قیمت پذیرش ارزش آن را داشته باشد. دریر در بخشی با عنوان “جادوی تغییر زندگی از مرتب سازی (نثر شما)” ، خواننده را به چالش می کشد تا بدون استفاده از ده ها کلمه و عباراتی که او به عنوان “تشدید کننده های WAN” و “پاک کننده های گلو” یاد می کند ، بنویسد و بنویسد. – به همین ترتیب در واقع وت عادل– این فقط برای رسیدن به آنچه در تلاش است بگوید خدمت می کند.
از زمانی که با لیست Dreyer روبرو شدم ، یک نسخه را در نزدیکی رایانه خود نگه داشته ام و سعی کرده ام این متخلفین را از نثر خود بیرون بیاورم. این دشوار و گاهی غیرممکن است ، اما روند تقریباً همیشه آنچه را که من نوشتم واضح تر و موجز تر می کند.
ابتدا یک جمله می نویسید. عناصر خواندن ، نوشتن … و زندگیبشر جو موران (پنگوئن ، 2018 ، 230 صفحه)
در حالی که کتاب کینگ نوشتن را به عنوان یک فرآیند خلاقانه بررسی می کند و در سطح کلمات با مسائل مربوط به Dreyer مقابله می کند ، ورود جو موران در این لیست ، میانه را اشغال می کند و به تجارت در ساخت جملات و پاراگراف های مؤثر می پردازد. خواندن در مورد چنین مواردی ممکن است جذاب به نظر برسد که تماشای رنگ خشک است ، اما او به نوعی باعث می شود این موضوع زنده شود.
موران چندین کتاب غیر داستانی را نوشته است و در حال حاضر استاد تاریخ انگلیسی و فرهنگی در دانشگاه لیورپول جان مورس است. وی در کتابهای قبلی خود به موضوعاتی متنوع مانند روال روزانه ، خجالتی و جاده های انگلیس پرداخت. اما در ابتدا یک جمله می نویسید، او توجه خود را به آنچه در آن است ، به نثر خوب تبدیل می کند.
در یک مقطع ، موران به طور تصویب جورج اورول – یک فیلسوف انگلیسی – که مشاهده کرد “نثر خوب مانند یک پنجره است” نقل می کند. و این مشاهدات است که رویکرد او به نوشتن را محاصره می کند ، که در آن وضوح به عنوان عنصر واقعاً اساسی تلقی می شود. از این گذشته ، اگر آنچه نوشتید مشخص نیست ، و خواننده خود را رها می کنید تا در ضخامت های فعل خود سرگردان شوید ، پس در ماموریت خود برای انتخاب یا ورود به سیستم نتوانستید.
من کتاب موران را در اینجا گنجانده ام زیرا پر از چنین توصیه های مریم گلی است. این همچنین باعث شده است که من در مورد چگونگی ساخت پاراگراف ها و چگونگی تغییر آنها به منظور حفظ علاقه خواننده فکر کنم. این کتاب همچنین به زیبایی نوشته شده است و به عنوان اثبات مفهوم استدلال های وی خدمت می کند.