14:16 - 2025/02/13

سیستم کاست هند: یک نظم اجتماعی خودآموز

[ad_1] توسط Meenakshi Thummisi چرا مردم از سیستم های اجتماعی که به آنها ظلم می کنند دفاع می کنند؟ چرا حاشیه نشین گاهی اوقات برای حمایت از ساختارها و ترتیباتی که پتانسیل آنها را محدود می کند ، تلاش می کنند؟ این سؤالات فقط دانشگاهی نیستند &...

سیستم کاست هند: یک نظم اجتماعی خودآموز

[ad_1]

توسط Meenakshi Thummisi

چرا مردم از سیستم های اجتماعی که به آنها ظلم می کنند دفاع می کنند؟ چرا حاشیه نشین گاهی اوقات برای حمایت از ساختارها و ترتیباتی که پتانسیل آنها را محدود می کند ، تلاش می کنند؟ این سؤالات فقط دانشگاهی نیستند – آنها به قلب روانشناسی انسان و نیروهای قدرتمندی که جوامع ما را شکل می دهند ، بریده می شود. نظریه توجیهی سیستم (SJT) (Jost & Banaji ، 1994) پاسخی آزار دهنده و در عین حال روشن کننده ارائه می دهد: مردم فقط پذیرندگان منفعل نیستند بلکه اغلب اوقات شدیدترین مدافع بی عدالتی هستند.

سیستم کاست: یک سرنوشت غیرقابل اجتناب؟

چند سیستم اجتماعی این پدیده را واضح تر از سیستم کاست ، یکی از ماندگارترین سلسله مراتب تاریخ نشان می دهد. کاست که عمیقاً در جامعه هند تعبیه شده است ، در نتیجه ، حتی قبل از تولد ، از حرفه ، حلقه اجتماعی و احساس خود ، مسیر کل زندگی یک فرد را دیکته می کند. در حالی که ساختارهای حقوقی مدرن مانند قانون اساسی هند در صدد از بین بردن تبعیض کاست بوده است ، درک روانی و فرهنگی آن همچنان آهنین باقی مانده است (BBC News ، 2018).

به طور سنتی ، سیستم کاست جمعیت را به چهار دسته اصلی اجتماعی تقسیم کرد:

  • براهین: دانشمندان و کاهنان اختصاص به دانش و داشتن اقتدار معنوی.
  • کاشاتریس: رزمندگان و حاکمان ، مدافعان نظم اجتماعی.
  • وهیشیا: بازرگانان و صاحبان زمین ، سازندگان ثروت.
  • ساقه: کارگران و ارائه دهندگان خدمات که مجبور به خدمت به کاست های بالاتر هستند.

در زیر این سلسله مراتب قرار دارد دالیتس، که از لحاظ تاریخی به عنوان “دست نخورده” شناخته می شود ، به وحشتناک ترین و بدخلقی ترین وظایف جامعه ، از چیدن زباله های پابرهنه به اجساد کرم سازی منتقل می شود. تبعیض كاست به طور رسمی غیرقانونی اما عمیقاً غافلگیر شده ، همه چیز را از فرصت های شغلی گرفته تا چشم انداز ازدواج شکل می دهد (كاتتریل ، سیدانیوس ، بهاردواج ، و كومار ، 2014).

چرا مردم ظلم خود را توجیه می کنند؟

نظریه توجیه سیستم نشان می دهد که مردم سلسله مراتب اجتماعی را توجیه و ادامه می دهند زیرا این امر نیازهای روانشناختی اساسی را برآورده می کند (Jost ، 2020):

  • نیاز به اطمینان (نیازهای معرفتی): دنیای ساختاری پردازش آسانتر از یک هرج و مرج است. حمایت از سیستم کاست ، بار ذهنی سؤال از گزینه های دیگر را کاهش می دهد.
  • نیاز به امنیت (نیازهای وجودی): در مواقع تهدید و اضطراب ، مردم به دنبال ثبات هستند. سیستم کاست ساختاری آشنا و قابل پیش بینی را ارائه می دهد – ساختاری که قرن ها وجود داشته است.
  • نیاز به تعلق (نیازهای رابطه ای): انسانها هوس ارتباط اجتماعی دارند. مطابقت با هنجارهای کاست باعث تقویت اوراق قرضه در جوامع می شود ، حتی اگر این به معنای پذیرش محدودیت های تحرک شخصی و اجتماعی باشد.

این نیازها توضیح می دهد که چرا گروه های ممتاز و مظلوم اغلب با هوس ناخودآگاه امنیت اجتماعی و روانی خود ، وضع موجود را حفظ می کنند. برای گروه ممتاز ، چسبیدن شدید به تسلط آنها ، گناه را کاهش می دهد و با از بین بردن ناهماهنگی شناختی و محافظت از عادی ، کنترل آنها را محکم می کند. برای گروه مظلوم ، اعتقاد به انصاف سیستم ، تسکین روانشناختی را فراهم می کند – توضیحی برای رنج آنها که احساس درد کمتری نسبت به گزینه جایگزین دارد ، یعنی اعتراف اینکه جهان ناعادلانه است (لرنر ، 1980).

نقش دین: الوهیت یا دکترین کنترل؟

روایت های مذهبی و فرهنگی نقش عمیقی در سیمان سازی سلسله مراتب کاست ایفا کرده اند (نگاه کنید به Jost ، 2020). در هندوئیسم ، دو اعتقاد اساسی وجود دارد که بر اصول سیستم کاست حاکم است:

  • کارما: مفهومی که نشان می دهد کاست شخص به دلیل اقدامات انجام شده در زندگی گذشته آنها است ، باعث می شود محرومیت و تروما آنها فقط قابل قبول بلکه اجتناب ناپذیر و شایسته به نظر برسد.
  • دارما: وظیفه انجام دقیق نقشی که توسط کاست شخص اختصاص داده شده است ، و تعهدات را به عنوان یک تعهد اخلاقی تقویت می کند.

این چارچوب معنوی ، درد ظلم را به قول عدالت الهی تبدیل می کند. کسانی که از این امتیاز متولد می شوند ، از نظر معنوی برتر هستند ، در حالی که به کسانی که در پایین هستند آموزش داده می شوند که رنج های خود را به عنوان پیشین بپذیرند (Sidanius & Pratto ، 1999).

هزینه توجیه کاست

توجیه تعیین كاست پایین شخص ، بار ذهنی مالیاتی را اعمال می كند ، برای درونی و شناسایی با فرومایگی منجر به عزت نفس كم ، افزایش اضطراب و آرزوهای كاهش یافته می شود (Jost & Hunyady ، 2005). بسیاری از افراد کاست پایین تر از احساس قدرت برای تغییر شرایط خود خبر می دهند ، نه به این دلیل که فرصت وجود ندارد بلکه به این دلیل است که آنها معتقدند که معتقدند لیاقت بهتری ندارند.

این پیروزی نهایی و غم انگیز توجیه سیستم است: قبل از اینکه بدن را زنجیر کند ، ذهن را زنجیر می کند.

یک جزر و مد در حال تغییر؟ سیستم کاست در دنیای در حال تغییر

با گذشت زمان ، تأثیرات آموزش ، مهاجرت و فعالیت ، ریشه های عمیق جاسازی شده این سیستم اجتماعی ناامید را فرو می ریزد. افراد کاست پایین اکنون به ساختارها و فرصت های اجتماعی جایگزین دسترسی دارند و پایه های تفکر مبتنی بر کاست را تکان می دهند (BBC News ، 2018).

فعالان دالیت ، که توسط جنبش های جهانی حقوق بشر توانمند هستند ، در حال تعریف مجدد هویت و قرن های ظلم و ستم هستند (به عنوان مثال ، به تاجفل و ترنر ، 1979 مراجعه کنید). بسیاری از کسانی که به خارج از کشور سفر کرده اند با یک تحقق رادیکال بازگشتند: کاست سرنوشت نیست. با این حال ، حتی با گسترش این بیداری ها ، آنها با مقاومت شدید از طرف سنت گرایان روبرو هستند که به عنوان ستون اساسی هویت گروهی و نظم اجتماعی به کاست می چسبند.

شکستن زنجیرهای روانشناختی

از بین بردن سیستم کاست بیش از اصلاحات قانونی نیاز دارد – این امر به یک انقلاب روانی نیاز دارد. این به معنای بازنویسی روایاتی است که قرن ها آن را تأیید کرده و اسطوره های مذهبی کارما و دارما را به عنوان توجیه نابرابری و قرار دادن کاست برای آنچه واقعاً است ، از بین می برد: یک ساختار اجتماعی ، نه یک دستورالعمل الهی (Jost ، 2020).

درک تئوری توجیه سیستم اولین قدم مفید است. این مکانیسم های ناخودآگاه را نشان می دهد که سیستم های اجتماعی سرکوبگر را دست نخورده نگه می دارد و نیاز به آموزش مجدد جمعی را برجسته می کند. تا زمانی که افراد چارچوب ذهنی را که شامل نامگذاری های کاست از گروه ها و گروه های خارج از کشور است ، تشخیص و رد کنند ، برابری واقعی گریزان خواهد بود.

نتیجه گیری: نبرد برای آزادی در ذهن آغاز می شود

سیستم کاست در هند فقط مربوط به سلسله مراتب اجتماعی نیست – این نیز مربوط به کنترل اجتماعی و روانی است. این شکوفا می شود زیرا مردم به آن اعتقاد دارند ، حتی اگر به آنها آسیب برساند (Jost ، 2020). این قدرت تاریک توجیه سیستم است: ظلم و ستم لزوماً نیازی به زور ندارد که مظلوم زنجیرهای خود را به عنوان طبیعی بپذیرند.

اما درست همانطور که اعتقادات ظلم را حفظ می کنند ، می توانند در دراز مدت آن را از بین ببرند. مبارزه با کاست فقط مربوط به قوانین ، اعتراضات و سیاست های اقتصادی نیست – این مربوط به تغییر شکل دادن ذهن ، تفسیر مجدد تاریخ ها و به چالش کشیدن روایت های ایدئولوژیک عمیقاً در حال رشد است که میلیون ها نفر را محدود می کند.

بنابراین سوال واقعی این است: آیا ما آماده هستیم نه تنها قانون بلکه به همان روشی که جهان را می بینیم؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان