[ad_1]

با تخمین های بسیاری که نشان می دهد روانپزشکان 1 درصد از جمعیت عمومی را صعود می کنند ، فقط می توان در مورد میزان خسارت وارده به افراد و جامعه حدس زد. در حداقل ، داشتن روانی در زندگی شما ممکن است باعث سردرگمی ، شک ، ناامیدی و آشفتگی شود. قربانی روانی چیست؟ در حالی که مطالعات زیادی در مورد کاوش در روانپزشکی تولید شده است ، کمبود ادبیات در مورد انواع تجربه قربانیان تروما وجود دارد.
موارد واضح
ادبیات ، فیلم ها و رسانه های روزمره با داستانهایی از وحشت هایی که برخی از روانپزشکان تولید می کنند ، پر شده است. همه ما با موارد روانی قتل و سادیست های جنسی بسیار آشنا هستیم. قربانی شدن آنها غم انگیز است و اغلب باعث مرگ و آسیب جدی جسمی می شود. قتل عام و نابودی شدید در پی آنها باعث شده است تا عموم مردم این حوادث را با “روانی” برابر کنند ، اما چنین روانی فقط بخش کوچکی از 1 درصد روانی را نشان می دهد. در نتیجه ، بسیاری از آنها متوجه نیستند که روانپزشکان در خارج از این محیط وجود دارند و از یادگیری موذی ، غالباً پنهان ، به چنین روانی آسیب می بینند ، به خصوص در محیط کار یا خانواده. در حقیقت ، به گفته متخصص روانپزشکی مارتا استوت ، “بیشتر آنها افراد مبهم هستند و محدود به تسلط بر فرزندان خردسال خود ، یا همسر افسرده یا شاید چند کارمند یا همکار هستند.”1
والدین روانپزشکی باعث آسیب عاطفی و روانی می شوند
ناامیدی ، سردرگمی و آسیب های روانی قابل توجه در کنار کودک درمانده ای که به دنبال برقراری رابطه با یک مادر روانی است ، خواهد بود. متأسفانه ، “کمبود عاطفی” مادر2 مانع از ایجاد رابطه عادی و دوست داشتنی بین مادر و کودک در حال رشد خواهد شد. مادر روانپزشکی با فرزندان یا هر کس دیگری پیوند ندارد. به گفته رابرت دی. هار ، یک تریلر در تحقیقات روانپزشکی ، “بیشتر توصیفات بالینی از روانپزشکی به نوعی اشاره به محرمانه بودن او ، عدم همدلی و عدم توانایی در ایجاد روابط گرم و عاطفی با دیگران می کند ….”3 این ناتوانی در ایجاد روابط گرم و عاطفی به خانواده فوری گسترش می یابد.
به حداقل رساندن و حاشیه نشینی – تاکتیک های سس ، عواقب شدید
مادرم در تمام جنبه های زندگی خود سطح بالایی از خصوصیات روانی را نشان داد. با رشد در چنین خانواده ای ، من شخصاً تجربه کردم که چگونه او برای دستیابی به اهداف تسلط و کنترل خود از حداقل و حاشیه نشینی استفاده کرد. به حداقل رساندن ناشی از نادیده گرفتن و نادیده گرفتن آنچه که بیشتر آنها را لحظه های شاد می بینند ناشی می شود. به عنوان مثال ، مادر من عمداً اهمیت تولد ، تولد جدید ، موارد خاص و سایر اوقات “شاد” را به حداقل رساند. او این کار را عمداً انجام داد تا مرا ناراحت کند و به یک هیجان آشکار از لذت تحقیرآمیز برسد. اکثر افراد خارجی هرگز باور نمی کردند که او این کار را انجام داده است ، اما در عوض من را سرزنش می کند که باید دلایلی یا سوء تفاهم وجود داشته باشد. با این حال ، رفتار مادر من روانپزشکی کتاب درسی بود و کارشناسان آن را به این ترتیب دیده اند.
به گفته محقق روانپزشکی جی. رید ملوی ، “روانپزشکان با پاسخ همدلی به شادی دیگران ، لذت نمی برند. درک آنها از لذت دیگران فقط حسادت و حرص و طمع را در خود ایجاد می کند. “4 تلاش برای برقراری صلح با لذت بردن و جذابیت روانپزشکی ، اوضاع را بهبود نمی بخشد.
حاشیه نشینی در عمل
به حداقل رساندن مضر است ، اما حاشیه نشینی می تواند بی رحمانه و مخرب باشد. مادرم در تمایل او به تسلط و کنترل همیشه ، به دنبال حاشیه نشینی من بود. این امر اغلب با سوء استفاده از من به دیگران ، به شکل حملات موذیانه به شخصیت من می شود. برای درک چگونگی این کار ، لازم است چند نمونه از زندگی واقعی را که تحمل کردم مطالعه کنید.
من یک دختر شجاع و محترم بودم ، اما مادرم داستانهای غیر واقعی را می داد که ادعا می کرد که دلهره های مختلف شخصی است که او با نفس نفس می گوید به دوستان و نزدیکان خانواده می گوید. یک روز ، خارج از آبی ، او اعلام کرد ، “هیچ کس شما را دوست ندارد!” و با نگاهی به هیجان و لذت بردن از چهره اش ، او به من گفت همه اجتماعات خانوادگی و عروسی های خانوادگی که من را شامل نمی شود. سردرگم و ناراحت ، من با بعضی از افراد تماس گرفتم که فکر می کردم می توانم به آنها اعتماد کنم ، اما هیچ حمایتی یا درک وجود ندارد. برخی گفتند ، “شما باید با مادر خود خوب باشید.” دیگران اصرار داشتند ، “چه مادر فوق العاده ای دارید.” برخی فقط تلفن را در چهره من کوبیدند و سکوت مرده را به همراه آوردند.
بی خبر از من ، مادرم درگیر ترور شخصیت سیستماتیک شده بود. چرا؟ با انجام این کار ، او به دنبال ایجاد همدردی برای خودش بود تا بتواند نعمت ها را استخراج کند و از این افراد کمک کند. دبه من این امکان را داد که دیگران را از او پشیمان کند و آنها را مجبور به حمایت از او کند. بسیاری از روانپزشکان به طور موثری از این “ترحم” برای کسب حمایت بیشتر از دیگران استفاده می کنند.5
در سالهای بعد ، من در سخنان معروف نتیجه گیری از اقتباس صفحه نمایش آرتور میلر از هنریک ایبسن آرامش پیدا می کنم دشمن مردم: “شما برای حقیقت می جنگید و به همین دلیل تنها هستید و این شما را قوی می کند.”6
[ad_2]