11:52 - 2025/02/09

یک پسر و تفکر متعالی

[ad_1] یکی از بیماران 11 ساله من ، که در این وبلاگ به نام جورج خوانده می شود ، به طور مرتب به دلیل اضطراب وی دیده می شود. او آموخته است که برای آرام کردن خود از خود هیپنوتیزم استفاده کند ، و همچنین یاد گرفته است که چگونه سؤالات ناخودآگاه ...

یک پسر و تفکر متعالی

[ad_1]

یکی از بیماران 11 ساله من ، که در این وبلاگ به نام جورج خوانده می شود ، به طور مرتب به دلیل اضطراب وی دیده می شود. او آموخته است که برای آرام کردن خود از خود هیپنوتیزم استفاده کند ، و همچنین یاد گرفته است که چگونه سؤالات ناخودآگاه خود را در ذهن خود بپرسد تا خودش را بهتر بشناسد و انتخاب های خوبی را انجام دهد.

چندین تعامل جورج با ناخودآگاه او و من نمایانگر تفکر متعالیه هستند ، که او به دلیل درک روزافزون از توانایی های خواب آور خود ، یاد گرفته است که بهتر تسلط داشته باشد.

منظورش چیست فراتر شدن؟ ساده ترین تعریف به ریشه های کلمه لاتین برای “صعود” (SCEND) و “Beyond” (ترانس) باز می گردد. تفکر متعالی فراتر از درک سیاه و سفید و فراتر از اصول تفکر آگاهانه و تحت اللفظی است. تفکر متعالی همان چیزی است که وقتی خودمان را به سمت ناخودآگاه ، دانش انتزاعی ، شهود و ناشناخته باز می کنیم ، مانند احتمال وجود خدا.

در تاریخ ، متعالی غالباً برای توصیف یک وضعیت معنوی مورد استفاده قرار می گیرد – چیزی که فراتر از نیازهای جسمی و واقعیت ها است. وقتی متعالیه گرایی حرکت در اوایل دهه 1800 در نیو انگلستان ریشه یافت ، نویسندگانی مانند امرسون و تورو فلسفه خود را بر اساس وجود نفوذ الهی در زندگی روزمره پایه گذاری کردند. کارل یونگ ، یکی از پدران روانشناسی مدرن ، نوشت که “عملکرد متعالی” روانشناختی ناشی از اتحاد افکار آگاهانه و ناخودآگاه است.

شبانه روزی بوگی

در یک سفر اخیر ، جورج بحث کرد که وی در اقیانوس آرام سوار بوگی شده است و دو بار توسط امواج بزرگ به آن منتقل شده است. به دلیل تلنگر دوم ، او به صورت خود روی شن و ماسه در پایین اقیانوس که در آن شنا می کرد برخورد کرد. در آن مرحله ، وی از ناخودآگاه خود پرسید که آیا باید از آب خارج شود.

ناخودآگاه او به او گفت که باید فوراً از آب خارج شود. او خواستار این شد که به او نشانه ای بدهد تا ثابت کند که بیرون رفتن کار درستی است. به محض اینکه او به این سؤال فکر کرد که محافظ نجات به او فریاد زد: “از آب بیرون بیای!” از آنجا که امواج کاملاً خرد شده بودند.

جزیره سانتا کاتالینا

یک هفته بعد ، جورج و خانواده اش از سفر به کاتالینا ، که در ساحل کالیفرنیا است ، در حال بازگشت بودند. جورج شروع به چشم انداز اعضای خانواده خود کرد که درگذشتند و لباس هایی با رنگ های مختلف پوشیدند. او گفت انرژی زیادی را احساس می کند. وی گفت که خانواده مرحوم وی او را آرام کرد و این باعث شد که او از خوشبختی احساس غرق شدن کند. او هنگامی که نسخه جوانی از خودش را دید که با پدربزرگ متوفی خود بازی می کرد ، شروع به گریه کرد.

وقتی جورج برای قرار ملاقات با من وارد شد ، به من گفت که خانواده واقعی او می خواستند بدانند که چرا او با بستگان متوفی خود تجربه داشته است. ما ناخودآگاه او را پرسیدیم ، و این توضیح داد که اعضای خانواده وی همیشه از نظر روحیه در اطراف او هستند ، اما معمولاً او از این امر آگاه نیست. روز بازدید از کاتالینا او به یاد پدربزرگش و دلتنگ او شد زیرا پدربزرگش عاشق قایقرانی بود.

کریکت

در طی همین قرار ملاقات ، ما تصمیم گرفتیم که به بیرون پیاده روی کنیم تا طبیعت را به عنوان بخشی از تعامل های خود تجربه کنیم. چند صد پا از دفتر من دور شدیم و با یک کریکت روبرو شدیم که در حالی که تقریباً زمین را لمس می کرد ، به سمت بالا پرواز می کرد. به نظر می رسید در پریشانی است. من از جورج پرسیدم که فکر می کند کریکت در حال فکر کردن است (همانطور که قبلاً گزارش داده بود که می تواند حیوانات را از طریق ناخودآگاه خود حس کند). وی گفت که کریکت ترسیده است و کمک می خواست.

من از جورج پرسیدم که او فکر می کند باید چه کاری انجام دهد ، و او تصمیم گرفت از چوب استفاده کند تا کریکت را به سمت راست بچرخاند. بلافاصله دوباره روی پشت خود ریخت. از او پرسیدم که فکر می کند در جریان است. وی گفت که ناخودآگاه وی توضیح داد که کریکت از مرگ ترسیده است.

من پیشنهاد کردم که جورج کریکت را در ذهن خود راحت کند. همانطور که او این کار را کرد ، کریکت متوقف شد و بالهایش را کتک زد. در آن لحظه شنیدیم که یک شاهین با صدای “کی-او” از بالای سر ما تماس گرفت. من از جورج پرسیدم که او فکر می کند شاهین می خواهد. او پاسخ داد که شاهین گرسنه است. ما تصمیم گرفتیم منطقه را ترک کنیم تا طبیعت بتواند مسیر خود را طی کند.

غذا برای فکر کردن

از نظر فکری و عاطفی ، جورج برای سن خود پیشرفت کرده است. گفته می شود ، تحقیقات اخیر نشان داده است که بیشتر نوجوانان با افکار متعالی درگیر شوید ، هر چه بیشتر ارتباط بین مراکز مختلف مغز را تقویت کنند. این با رشد رشد مغز طی دو سال آینده همراه است که به نظر می رسد منجر به حس قوی تر هویت ، مقاومت و رضایت از زندگی در اوایل بزرگسالی می شود.

بنابراین ، با تشویق تفکر متعالی هنگام تعامل با جوانان ، ممکن است رشد مغز آنها را ارتقا دهیم ، که می تواند منجر به افزایش سلامت روانی طولانی مدت شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان