اگر نمی توانید از دعوا خودداری کنید ، خوب است که حداقل برنده شوید. و در صورت امکان ، خوب است که بدون آنکه مجبور شوید حتی با حریف خود ملاقات کنید ، از بالای صفحه بیرون بیایید. از تاکتیک های ترسناک استفاده کنید و آنها را قبل از شروع عمل فیزیکی برای تپه ها اجرا کنید.
پیروزی در یک مبارزه بدون اینکه خود را در معرض خطر قرار دهد همان چیزی است که هر دو طرف احتمالاً در ذهن خود دارند ، به همین دلیل بسیاری از درگیری ها با طغیان و تحریک کلامی شروع می شوند ، رفتاری که در طبقه جنگ روانشناختی قرار می گیرد – بویویور آنقدر طبیعی است که ما نیز آن را می بینیم در اطراف پادشاهی حیوانات.
به عنوان مثال ، شامپانزه های نر درگیر نمایش های شارژ چشمگیر هستند و می توانند تا آنجا پیش بروند که مدفوع خود را به دیگران برسانند تا در تلاش برای نشان دادن یک بار و برای همیشه رئیس چه کسی باشند. خصوصیات فیزیکی همچنین مهم است: اندازه ضربات یک فیل یا یک گوزن گوزن به عنوان یک سیگنال صادقانه از توانایی مبارزه است. این روش طبیعت برای کمک به ما در تصمیم گیری آگاهانه در مورد اینکه آیا در وهله اول جرات درگیری را آغاز می کنیم ، تصمیم می گیریم.
این سیستم ها به عنوان گزینه های مقرون به صرفه برای خشونت جسمی تکامل یافته اند. پف کردن پرهای شخصی ارزان تر از خطر ابتلا به عواقب کشنده بالقوه مبارزات جسمی است ، بنابراین اگر حیوانات بتوانند با نگاه کردن به یکدیگر ، تسلط را تعیین کنند ، می توانند منابع ارزشمندی را در درون جمعیت حفظ کنند.
“اگر”
انسانها ، به عنوان ارتباط دهنده فوق العاده پیشرفته ای که ما هستیم ، مجهز هستند که استراتژی های بهتری را ارائه می دهند. به عنوان مثال ، اولین تلاش ما برای بازداشت حریف ممکن است به سادگی ارسال یک نامه به شدت بیان باشد.
پس از آنكه فیلیپ دوم از مقدوني با موفقیت بیشتر یونان را از طریق ترکیبی از قدرت نظامی و دیپلماسی متحد كرد ، توجه خود را به اسپارتا ، يك دولت بزرگ شهر كه همچنان بدون آن بود ، جلب كرد. فیلیپ با دانستن شهرت اسپارتان ها برای شجاعت و تعهد آنها به استقلال ، برای آنها پیام تهدیدآمیز ارسال کرد: “به شما توصیه می شود بدون تأخیر تسلیم شوید ، زیرا اگر ارتش خود را به سرزمین خود بیاورم ، مزارع شما را نابود می کنم ، مردم خود را به قتل می رسانم ، و مردم خود را قتل می کنم و مردم خود را نابود می کنم ، و شهر خود را ببندید. “
پاسخ اسپارتها استاندارد جدیدی برای صحبت های سخت تعیین کرده است. آنها یک کلمه واحد را ارسال کردند: “اگر”.
ورزشکاران ورزشی رقابتی نیز اغلب در بازی های ذهنی شرکت می کنند و سعی می کنند مخالفان را قبل از مسابقه ، که به خوبی در سمت راست آنهاست ، نادیده بگیرند: هیچ ورزشی در مورد “تماس چشمی شدید” یا “نشان دادن اعتماد به نفس” قوانینی ندارد ، بنابراین فقط تلاش برای ایجاد معقول است قبل از شروع رقابت ، یک مزیت روانشناختی کمی.
در کار اصلی خود ، بازی داخلی تنیس، تیموتی گالوی یک تاکتیک روانشناختی ظریف و در عین حال قدرتمند را توصیف می کند که نمونه ای از این نوع استراتژی را نشان می دهد. او خاطرنشان می کند تعارف کننده تکنیک یک حریف پس از یک سری خدمات فوق العاده مناسب می تواند به طور متناقض منجر به کاهش عملکرد آنها شود. روانشناسی در پشت این جذاب است: جلب توجه به آنچه که قبلاً یک حرکت ناخودآگاه و روان بود ، خودآگاهی را افزایش می دهد ، که منجر به سرنگونی می شود ، یک شکست نهایی در ریتم طبیعی و کاهش عملکرد.
یک بازی درونی از همه چیز
همان اصول روانشناختی که عملکرد اوج را در زمین تنیس سوق می دهد نیز می تواند در روابط موفق تجارت و شخصی نقش داشته باشد.
بینش اصلی گالوی این است که مهمترین حریف که با آن روبرو هستیم ، معمولاً منتقد درونی خودمان است-شک و تردید ، اضطراب و پچ پچ ذهنی که در صورت عدم کنترل می تواند توانایی های ما را تضعیف کند. گالوی نشان می دهد که می توانیم پتانسیل واقعی خود را در هر یک از حوزه های زندگی باز کنیم.
همانطور که روان درمانی راس هریس در کتاب خود اشاره می کند شکاف اعتماد به نفس: راهنمایی برای غلبه بر ترس و شک و تردید، اولین قدم تغییر ذهنیت ما است: “اقدامات اعتماد به نفس در درجه اول انجام می شود. احساس اعتماد به نفس بعداً به وجود می آید. ” هریس نشان می دهد که کلید غلبه بر خود خرابکاری در پرورش خود دلسوزی است. او استدلال می کند ، ما به جای اینکه خودمان را به خاطر اشتباهات خود بکشیم ، باید یاد بگیریم که با همان مهربانی رفتار کنیم و درک کنیم که یک دوست نزدیک را نشان خواهیم داد. و با جایگزینی خود انتقاد با خود پذیرش ، می توانیم فرآیندهای روانشناختی و رفتارهای آسیب رسان را کوتاه کنیم که می تواند شانس موفقیت ما را تضعیف کند.
جنگ به معنای جنگ است
این تاکتیک ها ، چه برای مبارزه با خود خرابکاری و چه حریف مورد استفاده قرار می گیرند ، یک چیز مشترک دارند: آنها به دستکاری ادراک متکی هستند. درست همانطور که شامپانزه ها برای جلوگیری از رویارویی جسمی به نمایشگرها متکی هستند ، انسان می تواند از بازی های ذهنی و فریب برای تأثیرگذاری بر اقدامات یک حریف استفاده کند.
اثربخشی این استراتژی ها به تأثیر روانی که آنها می دهند بستگی دارد. قدرت واقعی یک تاکتیک ترساندن نه در تهدید واقعی خشونت یا رقابت نهفته است ، بلکه در این است که حریف خود را قبل از شروع از درگیری خودداری کند. این امر می تواند با ایجاد یک حریف از قدرت ، انگیزه و تمایل آنها به جنگ سوال کند.
در طول جنگ جهانی دوم ، عملیات Fortitude از این استراتژی بسیار استفاده کرد که متفقین یک ارتش فانتوم را که با تانک های بادی و هواپیماهای لاستیکی تکمیل می کردند ، ایجاد کردند تا اطلاعات آلمان را در مورد موقعیت حمله D-Day فریب دهند. مدتها قبل از این ، در یک قاره دیگر ، ژنرال ژوژ لیانگ در چین باستان مشهور “استراتژی قلعه خالی” را به کار گرفت ، جایی که او موسیقی را روی دیوارهای شهری با گیتس گسترده باز می کرد و باعث می شد مخالفان خود از ترس از کمین عقب نشینی کنند – با وجود اینکه واقعی نیست سربازان در اختیار او.
و پاسخ یک کلمه اسپارت ها “اگر” چقدر مؤثر بود؟ تاریخ شاهد ما است: نه فیلیپ و نه پسرش اسکندر بزرگ تلاش نکردند تا شهر را به تصرف خود درآورند.