این پست توسط ماریا Auxiliadora Sanchez Ledesma و Robert Muller ، دکترا همکاری شد.
“دلیل ارجاع: سندرم افسردگی مضطرب” تنها اطلاعاتی بود که من در مورد آلن (نام برای ناشناس بودن تغییر یافت) ، آخرین بیمار من در کلینیک آن بعد از ظهر بود.
وی توسط پزشک خانواده خود به تیم بهداشت روان که از ارائه دهندگان مراقبت های اولیه پشتیبانی می کند ، فرستاده شد ، جایی که من به عنوان یک پرستار بهداشت روان کار کردم. آلن عصبی در مطب من نشست و فاش کرد که چگونه دو پسر قدیمی وی که هنگام بازدید از کشور خود ربوده شده اند ، یک تجربه آسیب زای وحشتناک را تحمل کردند.
هنگامی که من به روانپزشک برنامه داستان آلن اطلاع دادم ، او موافقت کرد که فوراً از وی دیدن کند. آلن آن روز با تشخیص صحیح ، درمان مناسب آگاهانه و مراجعه به روانشناس بالینی ، مطب ما را ترک کرد.
دریافت تشخیص کافی و به موقع می تواند یک نبرد سربالایی برای افراد مبتلا به سلامت روان باشد و منجر به تاخیر در درمان شود. به همین دلیل مراقبت های اولیه بسیار مهم است ، زیرا معمولاً دروازه سیستم مراقبت های بهداشتی است و در تشخیص زودرس و مدیریت مشکلات سلامت روان و اعتیاد نقش اساسی دارد.
با این حال ، متخصصان مراقبت های اولیه برای یافتن زمان ، پشتیبانی یا منابعی که ممکن است برای تشخیص صحیح بیماران مبتلا به بیماری روانی لازم باشد ، تلاش می کنند. این فرایند هنگامی پیچیده تر می شود که افراد در فاصله بین مراقبت های اولیه و مراقبت های ثانویه قرار بگیرند ، مانند مواردی که دارای مشکلات سلامت روانی پیچیده ، اختلالات مربوط به تروما ، شکایات مداوم جسمی ، شرایط مزمن کنترل نشده و عوارض جانبی ، درد مزمن یا مشکلات مربوط به اوتیسم هستند. اختلال طیف.
چرا ابتکارات مشترک مهم هستند
یکی از راه های پشتیبانی از متخصصان مراقبت های اولیه در حضور در افرادی که از مشکلات سلامت روان رنج می برند ، ترویج ابتکارات مشارکتی مراقبت از سلامت روانی است.
یک مقاله در سال 2020 گزارش داد که این نوع برنامه ها می تواند به افراد مبتلا به سلامت روان کمک کند تا ضمن بهبود زمان انتظار که در غیر این صورت تمایل به طولانی بودن دارند ، به منابع مناسب دسترسی پیدا کنند. علاوه بر این ، ابتکارات مشترک استفاده از منابع موجود ، کاهش هزینه ها و افزایش کارایی سیستم مراقبت های بهداشتی را بهینه می کند.
علاوه بر این ، انجمن روانشناسی انگلیس برخی از مزایای استفاده از روانشناسان بالینی را برای حمایت از ارائه دهندگان مراقبت های اولیه در مدیریت مشکلات سلامت روحی و جسمی پیچیده برجسته می کند. به عنوان مثال ، روانشناسان بالینی می توانند به ارائه پشتیبانی و مشاوره تخصصی به کارکنان کمک کنند و از دسترسی به موقع به درمان های روانشناختی مبتنی بر شواهد اطمینان حاصل کنند ، چیزی که مخصوصاً برای افرادی که دارای منابع اقتصادی پایین هستند که نمی توانند به درمان خصوصی دسترسی پیدا کنند ، مهم است.
میگوئل گاریز ، روانشناس بالینی با تجربه کار در برنامه های مراقبت های اولیه و برنامه های همکاری بهداشت روان در بارسلونا ، اسپانیا ، اظهار داشت که منابع موجود در سیستم های بهداشت عمومی محدود است ، بنابراین مهم است که اطمینان حاصل شود که درمانی که فرد دریافت می کند بر اساس شواهد است. به طور معمول ، درمان روانشناسی در مراقبت های اولیه در گروه هایی انجام می شود که مقرون به صرفه هستند.
به عنوان مثال ، مقاله ای در سال 2020 منتشر شده توسط گاریز نشان می دهد که شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ، یک برنامه گروه 8 هفته ای که ترکیبی از شناختی درمانی و ذهن آگاهی است و این شواهدی را در جلوگیری از عود در بیماران مبتلا به افسردگی نشان داده است ، همچنین می تواند در کاهش اضطراب مؤثر باشد علائم افسردگی در اختلالات سلامت روانی که در مراقبت های اولیه تشخیص داده می شوند ، مانند خلق و خوی تنظیم یا اختلالات اضطرابی.
گاریز می افزاید: نقش روانشناس در مراقبت های اولیه می تواند فراتر رود – آنها می توانند از متخصصان مراقبت های اولیه در جنبه های مربوط به جنبه های روانشناختی بهداشت و مدیریت مؤلفه های روانشناختی مشاوره ، مانند راهکارهای روانی برای مقابله با درد مزمن ، پشتیبانی کنند. برای تغییر عادات و رفتار در بیماران با شرایط مزمن و پیچیده و مدیریت رفتارهای پرخاشگرانه در مشاوره.
بهبود دسترسی از طریق برنامه های نوآورانه
یک برنامه مشترک اخیر به نام برنامه دسترسی سریع و تثبیت در آوریل 2023 در مرکز نوا اسکوشیا آغاز شد. وینسنت آگیاپونگ ، رئیس گروه روانپزشکی در دانشگاه Dalhousie در Halifax و رئیس روانپزشکی منطقه مرکزی Nova Scotia Health ، می گوید که RASP نشان دهنده بهبود دسترسی بیماران بهداشت روان به مراقبت های تخصصی است. به جای اینکه منتظر ماهها باشد که توسط یک پزشک بهداشت روان دیده شود ، که پس از آن تصمیم می گیرد که شخص باید به روانپزشک فرستاده شود یا نه ، برنامه RASP طی چهار هفته پس از مراجعه ، بیماران را مستقیماً با روانپزشک متصل می کند.
آگیاپونگ می افزاید: قبل از اجرای برنامه ، به طور متوسط 100 نفر در یک سال در منطقه مرکزی Halifax به برنامه سلامت روان و اعتیاد دسترسی مستقیم داشتند. در مقابل ، در نه ماه اول برنامه (تا پایان ژانویه 2024) ، 642 بیمار که توسط ارائه دهندگان مراقبت های اولیه به MHAP مراجعه شده اند ، ارزیابی های جامع روانپزشکی دریافت کرده اند. این مهم است زیرا مداخله اولیه پیش آگهی اختلال سلامت روان را بهبود می بخشد.
در حال حاضر ، تیم RASP از دو روانپزشک تشکیل شده است که از پزشکان خانواده و پزشکان پرستار از منطقه مرکزی سلامت نوا اسکوشیا مراجعه می کنند. این برنامه در خدمت افراد 19 ساله یا بالاتر است. آگیاپونگ تأکید می کند که این برنامه همچنین مراجعه به کلینیک های پیاده روی را می پذیرد و پزشکان در این امکانات در هر لحظه به برنامه درمانی بیمار دسترسی دارند. این امر در کشورهایی مانند کانادا مهم است ، جایی که بیش از یک در پنج کانادایی به پزشکان خانواده دسترسی ندارند.
این فرایند شامل یک پیش بازدید است که در آن پرسشنامه های استاندارد پر شده است ، سپس بیمار با روانپزشکی که ارزیابی می شود ملاقات می کند و یک برنامه درمانی در طی 24 ساعت با ارائه دهنده مراقبت های اولیه مسئول مدیریت درمان تهیه و به اشتراک گذاشته می شود. این برنامه ها می توانند شامل توصیه های روانشناختی ، آموزش روانشناسی و مداخلات دارویی باشند.
این برنامه همچنین با هدف اتصال بیماران با ارائه دهندگان مناسب در جامعه ، به حداکثر رساندن منابع موجود است – افرادی که می توانند به بهترین وجه نیازهای بیماران را برطرف کنند.
اگر روانپزشک تشخیص دهد که بیمار به ویزیت بیشتری نیاز دارد ، بیمار به برنامه مراقبت از روان روان جامعه مراجعه می شود. با این حال ، در نه ماه اول از زمان افتتاح برنامه ، کمتر از 10 ٪ از بیماران به یک روش مراقبت فشرده تر منتقل شده اند. متخصصان مراقبت های اولیه همچنین می توانند از طریق تلفن با روانپزشک RASP مشورت کرده و شک و تردید را حل کنند. سپس بیماران می توانند برای ارزیابی مجدد هر زمان که ارائه دهنده مراقبت های اولیه لازم را در نظر بگیرد ، ارسال شود.
Agyapong با داده های مقدماتی ایالات متحده در مورد رضایت بیماران از RASP به اشتراک می گذارد: 88 ٪ از بیماران احساس می کنند که نیازهای آنها مورد توجه قرار گرفته است ، 97 ٪ احساس عزت و احترام کرده اند ، 92.9 ٪ برنامه درمانی را درک کرده اند و 70.6 ٪ احساس امیدواری در مورد درمان دارند.
علاوه بر این ، Agyapong به ما می گوید که سود بیشتری از RASP وجود دارد. پزشکان بهداشت روان ، معمولاً مددکاران اجتماعی و روانشناسان بالینی ، که در سیستم قبلی تحت تأثیر قرار گرفته بودند ، اکنون زمان بیشتری برای تمرکز روی مداخلات به جای غربالگری بیماران مراجعه شده از مراقبت های اولیه دارند.
Agyapong در مورد آینده برنامه امیدوار است ، با این حال ، هنگامی که از محدودیت های این برنامه سؤال می کند ، وی به کمبود منابع اشاره می کند: “این برنامه در حال حاضر فقط 2 روانپزشک دارد که به جمعیت 450،000 نفر خدمات ارائه می دهند. این برنامه نیاز به پشتیبانی اداری مداوم و حداقل یک هماهنگ کننده بالینی سلامت روان دارد که مسئولیت هماهنگی ، تسهیل و ادغام منابع را بر عهده خواهد داشت. “
مشکلات سلامت روان در سراسر جهان در حال افزایش است و سیستم های بهداشت و درمان ما برای شرکت در نیازهای جمعیت به خدمات کارآمد نیاز دارند. تشخیص و درمان زودهنگام آلن به لطف اجرای یکی از این برنامه های مشترک امکان پذیر بود. اما پرونده آلن بی نظیر نیست. افراد زیادی در آنجا هستند که رنج می برند و می توانند از مشاوره یا درمان سلامت روان بهره مند شوند. از آنجا که منابع محدود هستند ، ما باید آنها را بهینه کنیم و ابتکارات مشترک مانند مواردی که در اینجا توضیح داده شده است ، قصد انجام این کار را دارند.