10:42 - 2025/02/07

چرا خودشیفتگان را جذب می کنم؟

[ad_1] یک سوال که من اغلب از مشتری می شنوم ، این است. “چرا من همیشه به نظر می رسد که خودشیفتگان را به زندگی خود جذب می کنم؟” این یک نگرانی معتبر است و بسیاری از افراد که با این الگوی روبرو هستند ، در چرخه های روابط سمی به دام ...

چرا خودشیفتگان را جذب می کنم؟

[ad_1]

یک سوال که من اغلب از مشتری می شنوم ، این است. “چرا من همیشه به نظر می رسد که خودشیفتگان را به زندگی خود جذب می کنم؟” این یک نگرانی معتبر است و بسیاری از افراد که با این الگوی روبرو هستند ، در چرخه های روابط سمی به دام می افتند. آنها غالباً برای آموزش خود در مورد خودشیفتگی – خطرات و عوارض عاطفی ، اقدامات پیشگیرانه ای انجام می دهند ، اما حتی با آن آگاهی ، ممکن است خود را در روابط با افرادی که دارای صفات خودشیفتگی هستند ، پیدا کنند. خواه رابطه عاشقانه باشد یا افلاطونی ، به نظر می رسد همان پویایی دوباره زنده می شود.

بنابراین ، چرا این اتفاق می افتد؟ و مهمتر از همه ، چگونه می توانید چرخه را بشکنید؟

درک پویا

این ضروری است که تشخیص دهیم که خودشیفتگی در یک طیف وجود دارد ، و هر فرد ممکن است تا حدی دانه های خودشیفتگی را در درون خود داشته باشد. هم فروید و هم کوهی خودشیفتگی را یک مرحله طبیعی در رشد اوایل کودکی می دانند. در این مرحله ، کودکان احساس خود را در برابر مراقبان خود ، به ویژه مادران خود اندازه می گیرند ، زیرا هویت خود را می سازند. توسعه سالم شامل ادغام این تمایلات بزرگ در یک دیدگاه واقع بینانه از خود و جهان است.

مشکلات هنگامی بوجود می آیند که جنبه های حل نشده این مرحله رشد در بزرگسالی بماند. خودشیفتگی وقتی آشکار می شود که احساس ارزش ما بیش از حد به اعتبار خارجی وابسته شود. به جای ترسیم معنا و تحقق از درون ، ما این قدرت را به دیگران واگذار می کنیم و عدم تعادل ایجاد می کنیم که درهای روابط سمی را باز می کند.

جذابیت خودشیفتگان

هنگامی که یک خودشیفتگان را به زندگی خود اجازه می دهید ، ممکن است ناآگاهانه وارد “هزارتوی آینه ها” شوید. بازتاب ها تحریف شده اند ، و هیچ یک از طرفین کاملاً بی خطر یا بی شرمانه نیستند. در اینجا برخی از الگوهای متداول که به جذب خودشیفتگان کمک می کند:

  1. اعتماد بیش از حد اگر به دیگران وابسته هستید که احساس شایسته یا دوست داشتنی داشته باشند ، ممکن است ناخودآگاه به دنبال روابطی باشید که نیاز شما به تأیید خارجی را تأیید کند. غالباً قلاب وجود دارد که شما را به یک فرد سمی گره می زند – قول چیزی که به دروغ اعتقاد دارید به آن نیاز دارید و نمی توانید خود را مانند امنیت مالی ، قدرت یا ایمنی عمومی بدهید. این پویا غالباً برای خودشیفتگان جذاب می شود ، که به نیاز و تحسین خود شکوفا می شوند. تا زمانی که مسئولیت احساس تمامیت خود را بر عهده بگیرید-خواه از طریق شغلی ، رشد شخصی یا خود پذیرش-ممکن است شما همچنان به جذب افرادی که از این آسیب پذیری سوء استفاده می کنند ، ادامه دهید. انتظار برای تحقق این وعده ، وقت ، انرژی و پتانسیل شما را هدر می دهد.
  2. ذهنیت “نجات دهنده”. بسیاری از خودشیفتگان از پیشینه های چالش برانگیز یا ناکارآمد ناشی می شوند و ممکن است از گذشته خود به عنوان توجیهی برای رفتار خود استفاده کنند. اگر نقش ناجی را بر عهده بگیرید ، با این اعتقاد که می توانید آنها را “برطرف کنید” یا عشقی را که هرگز دریافت نکرده اند ، فراهم کنید ، احساس هدف شما به بهبودی آنها گره خورده است. این نه تنها شما را از بین می برد بلکه پویایی را نیز ایجاد می کند که خوشبختی شما به پیشرفت آنها بستگی دارد – یک پایه ذاتاً ناپایدار.

شکستن چرخه

چگونه جذب خودشیفتگان را متوقف می کنید؟ پاسخ در پرورش مرزهای قوی و ایجاد حس قوی از خود نهفته است.

  1. تمامیت داخلی را بسازید. مرزها فقط می توانند وجود داشته باشند که بدانید چه کسی هستید و به چه چیزی نیاز دارید. دانستن اینکه چه کسی هستید و چه چیزی باعث می شود احساس تحقق و محتوا کنید ، آسان نیست. وقت بگذارید تا هم نقاط قوت و هم کاستی های خود را تصدیق کنید. به توانایی خود در ایجاد یک زندگی تحقق بخش اعتماد کنید – آیا این به معنای پیگیری حرفه خود ، پرورش روابط یا پذیرش استعدادهای بی نظیر شما است. هرچه در خود امنیت بیشتری داشته باشید ، احتمال بیشتری برای اعتبار سنجی دیگران خواهید داشت.
  2. پرچم های قرمز را بشناسید. به رفتارهایی که نشانگر تمایلات خودشیفتگی ، مانند عدم همدلی ، نیاز بیش از حد به تحسین یا الگوهای دستکاری است ، توجه داشته باشید. به شهود خود اعتماد کنید و علائم هشدار دهنده اولیه را نادیده نگیرید. بسیاری از مشتری های من غالباً احساس دفع یا عدم اعتماد به بدن خود را احساس می کنند ، اما تمایل دارند که با گذشت زمان آن را برکنار کنند. یاد بگیرید که بیشتر از اینکه به دیگران اعتماد کنید به خود اعتماد کنید.
  3. اولویت بندی مراقبت از خود و استقلال. بیاموزید که احساس ارزش خود را از درون به دست آورید ، نه اینکه به دیگران متکی باشید تا شکافهای عاطفی را پر کنید. این که آیا از طریق ذهن آگاهی ، درمان و یا خود تأمل ، توسعه استقلال برای خلاص شدن از روابط سمی مهم است.
  4. مرزهای ادعا را تمرین کنید. زندگی شما مال شماست و هیچ کس دیگر نباید احساس ارزش یا خوشبختی شما را دیکته کند. اگر کسی یک روز به دنیا قول دهد و روز دیگر آن را از بین ببرد ، بهزیستی شما نباید به رفتار آنها وابسته باشد. با ایجاد و اجرای مرزها ، از سلامت عاطفی خود محافظت می کنید و از پویایی دستکاری جلوگیری می کنید.

برخی از نظریه پردازان صفات خودشیفتگی

خودشیفتگی مفهومی است که عمیقاً در تئوری روانشناختی ریشه دارد. از نظر فروید از خودشیفتگی به عنوان مرحله ای عادی از رشد کودک تا خصوصیات بعدی توسط ریچ و کوهوت ، این پدیده به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. در حالی که نظریه پردازان اولیه مانند ارنست جونز برای توصیف صفات خودشیفتگی اصطلاحاتی مانند “مجموعه خدا” را معرفی کردند ، کار فروید بر انتقال از خود محور به عشق به عنوان ویژگی بارز رشد سالم تأکید کرد.

با گذشت زمان ، درک خودشیفتگی تکامل یافته است ، اما یک حقیقت ثابت است: خودشیفتگی چند وجهی است و همه ما با آن هم در درون خود و هم در دیگران روبرو هستیم. تا زمانی که ما از خودشیفتگی در درون خود غافل باشیم ، احتمالاً دیگران را با صفات خودشیفتگی قوی تر یا ظریف تر به زندگی خود جذب می کنیم.

حرکت به جلو

خودشیفتگی ، چه از نظر خود و چه در دیگران ، وقتی خود آگاهی را در آغوش می گیریم و مرزهای سالم را پرورش می دهیم ، کمتر مختل می شود. اذعان به نقص های ما و رها کردن ذهنیت قربانی می تواند به ما در پیشبرد کمک کند. با مالکیت شادی و تحقق خود ، احتمال سقوط در دام پویایی سمی را کاهش می دهید. و هنگامی که با افراد خودشیفتگی روبرو می شوید ، برای محافظت از صلح و حفظ کنترل زندگی خود بهتر مجهز خواهید شد.

به یاد داشته باشید ، کلید شکسته شدن از این الگوی با شما شروع می شود. شما این قدرت را دارید که روابط خود را دوباره تعریف کنید و اتصالی ایجاد کنید که شما را تغذیه و بالا ببرد.

برای یافتن یک درمانگر ، به فهرست روانشناسی امروز مراجعه کنیدبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان