16:18 - 2025/02/06

وقتی مشاوره بیشتر مفید است

[ad_1] آخر هفته گذشته ، در راه خانه از یک درس تنیس ، خودم را در گفتگوی جذاب دیگری با پسرم گرفتار کردم. من همیشه از بینش هایی که به دست می آورم وقتی فرصت دارم تا اطلاعات بیشتری در مورد دیدگاه وی در مورد موضوعات مختلف کسب کنم. موضوع این گپ ...

وقتی مشاوره بیشتر مفید است

[ad_1]

آخر هفته گذشته ، در راه خانه از یک درس تنیس ، خودم را در گفتگوی جذاب دیگری با پسرم گرفتار کردم. من همیشه از بینش هایی که به دست می آورم وقتی فرصت دارم تا اطلاعات بیشتری در مورد دیدگاه وی در مورد موضوعات مختلف کسب کنم. موضوع این گپ “مشاوره” بود.

من متعجب شدم که پسرم با من به اشتراک گذاشت که او واقعاً از تربیتی که داشت و تمام آنچه را که مادرش و من برای او برای کمک به او در یادگیری چیزهای مهم انجام داده بود ، ارزش قائل بود. به ویژه ، وی گفت که توصیه هایی را که من در زمان های مختلف ارائه داده ام پیدا کرده است تا واقعاً مفید باشد.

من نمی توانم به شما بگویم که چقدر تعجب کردم که او را از این طریق توصیف می کند. این بسیار عالی بود که بدانیم او با علاقه به دوران کودکی خود تأمل کرد ، اما من حیرت زده شدم که او از این امر قدردانی کرد مشورت من به او داده بودم.

حیرت من از این واقعیت ناشی شد که برای طولانی ترین زمان ، من واقعاً سخت کار کردم نه مشاوره دهید من شخصاً و حرفه ای من از ارائه مشاوره یا پیشنهادات خودداری می کنم. یا حداقل فکر کردم این کار را کردم! حتی به عنوان یک روانشناس بالینی ، من وقت خود را صرف کمک به مردم می کنم تا در مورد شرایط و پریشانی خود از زوایای و دیدگاه های مختلف فکر کنند ، اما من هرگز هیچ ایده و عقایدی را که ممکن است در مورد آنچه باید انجام دهند برای بهبود وضعیت خود به اشتراک نمی گذارم.

من به شدت معتقدم که مردم کاپیتان کشتی خود هستند. افراد تنها کسانی هستند که می دانند زندگی آنها از دیدگاه آنها در حال آشکار شدن است. هیچ کس تا به حال با اطمینان نمی داند که راه دیگری سفر می کند و چگونه این سفر را به سفری که شخص دیگر می خواهد انجام می دهد. به همین دلیل ، من خودم را ممنوع می کنم که در مورد نحوه انجام خودشان به دیگران توصیه کنم. و تا این گفتگو ، من فکر کردم که من یک کار معقول برای ماندن از سرزمین های ممنوعه انجام داده ام.

آن روز در راه خانه کارهایی برای انجام کار داشتیم ، بنابراین مسیری طولانی را طی کردیم که زمان بیشتری برای گپ زدن به ما داد. همانطور که ایده ها را به عقب و جلو انداختیم ، من سؤالات زیادی پرسیدم تا احساس بهتری از دیدگاه پسرم بدست آورم. من واقعاً کنجکاو بودم که در مورد توصیه های خاصی که او پیدا کرده بود ، دریابم ، وقتی که من آن را ارائه داده بودم ، چگونه کمک کرده بود ، آنچه او من را شنید ، و غیره.

گفتگو برای من مکاشفه بود. معلوم شد که پسرم هرگز این حس را ندارد که من به او گفتم چه کاری انجام دهد یا سعی کردم او را در جهات خاصی هدایت کنم. وی توضیح داد که هر از گاهی ، من در مورد برخی موارد یا دیدگاه یا دیدگاه خود یا دیدگاه خود را در مورد موضوعی که در مورد آن بحث می کردیم ، مشاهده می کردم. معلوم شد که ، بدون اینکه من از آن آگاه باشم ، پسرم اغلب در مورد آنچه من به اشتراک گذاشته بودم فکر می کرد ، و مرتباً او از برخی از آنچه شنیده بود استفاده می کرد تا چیزی را در زندگی خود به روشی متفاوت در نظر بگیرد یا برنامه ریزی یک رویکرد متفاوت چیزی یا یک تاکتیک متفاوت را امتحان کنید.

به طور تصادفی ، دروس تنیس نمونه ای را که ما کاوش کردیم ارائه داد. در یک لحظه ، من با پسرم به اشتراک گذاشته بودم که متوجه شده ام که هر وقت مربی نظر خود را در مورد اینکه چرا یک شلیک خاص نتیجه ای را بدست آورد ، پسرم با او مخالف بود. بنابراین ، اگر مربی می گفت ، “خدمت شما واقعاً آن زمان جاری شد ، و وقتی توپ را به توپ زد ، یک ضربه محکم و ناگهانی به دست آوردید ، پسرم معمولاً پاسخ می داد ،” نه ، من این کار را نکردم. ” همانطور که من این را به اشتراک می گذاشتم ، بسیار آگاه بودم که نمی خواستم قضاوت یا “موعظه” را صدا کنم. من قطعاً به پسرم نگفتم که او باید با مربی خود موافقت کند. از دیدگاه من ، رابطه پسرم با مربی او تجارت و مربی او است.

پسرم توضیح داد ، با این حال ، پس از آن گفتگو ، او در مورد آنچه از مربیگری می خواهد فکر می کند ، و او بیشتر از پاسخ های خود به مربی در درس های تنیس بعدی آگاه بود. او گفت که او لزوماً هر کاری را که انجام داده است تغییر نمی دهد ، اما او واقعاً مفید بود که بداند رفتار او توسط شخص دیگری مشاهده می شود ، و از نظر او ، احساس می کند که توصیه می شود.

بنابراین ، با کاوش در این پویا ، ما در بحث در مورد اهداف و هدف قرار گرفتیم. قصد من این نبود که راهنمایی یا مانور یا تغییر پسرم را تغییر دهم. با این وجود ، از اطلاعاتی که من به اشتراک گذاشتم ، پسرم از برخی از آنچه او شنیده بود برای ایجاد تغییراتی که او قابل قبول و مفید است استفاده کرد.

ما در مورد اهمیت تفاوت در چشم انداز بین شخصی که اطلاعات را می دهد و شخصی که اطلاعات را دریافت می کند صحبت کردیم. این که آیا شنونده پس از در نظر گرفتن اطلاعات بیشتر آگاه است یا خیر ، کاملاً به آنچه اتفاق می افتد هنگام برخورد اطلاعات با اهداف ، اهداف ، نیازها ، خواسته ها و آرزوهای موجود در آن بستگی دارد. بنابراین ، کلمات می توانند به عنوان مشاوره تجربه شوند حتی اگر این هدف از این کلمات برای مشاوره نباشد.

همه چیز به قصد برمی گردد. و این هدف شخص است بدست آوردن اطلاعات یا توصیه هایی که تعیین کننده است. فرقی نمی کند که چقدر صمیمانه ممکن است بخواهیم کمک کنیم یا چقدر وقت گرفتیم تا آنچه را که فکر می کردیم بهترین اطلاعات برای دادن است ، پیدا کنیم. اگر آنچه کسی می شنود از دیدگاه آنها مفید نیست ، پس مفید نیست. دوره

پیدا کردن راه هایی برای قرار دادن کسانی که به آنها کمک می کنند تا از آنها کمک کنند ، از جمله نحوه دریافت آن ، ممکن است مفیدترین کاری باشد که می توانیم انجام دهیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان