06:36 - 2025/02/05

برخورد با اقدامات تصادفی از میانگین

[ad_1] یک رویداد اخیر به من یادآوری کرد که میانگین در اشکال مختلفی ایجاد می شود و منجر به تفاوت در نحوه مقابله با آن می شود. در حالی که دوچرخه سواری برای کار در هوای زمستان ، من تصمیم گرفتم که سریع سوار پیاده رو شوم زیرا مسیر دوچرخه و خیا...

برخورد با اقدامات تصادفی از میانگین

[ad_1]

یک رویداد اخیر به من یادآوری کرد که میانگین در اشکال مختلفی ایجاد می شود و منجر به تفاوت در نحوه مقابله با آن می شود.

در حالی که دوچرخه سواری برای کار در هوای زمستان ، من تصمیم گرفتم که سریع سوار پیاده رو شوم زیرا مسیر دوچرخه و خیابان با برف و یخ مسدود شده است. من به یک جگر نزدیک شدم و کنار رفتم تا او را بگذارم. او دستان خود را به هوا انداخت و با نگاه انزجار فریاد زد: “این یک پیاده رو است! از مسیر دوچرخه لعنتی استفاده کنید! “ من خیلی متحیر شدم که پاسخ دهم.

این نمونه ای از آنچه من دوست دارم به عنوان عمل تصادفی از میانگینبشر ممکن است با یک غریبه با یک عمل تصادفی از میانگین روبرو شوید که در آن شما هدف ناامیدی و بی ادب بودن آنها هستید ، مانند فریاد زدن یا ظاهری ناخوشایند. در حالی که لازم نیست روابط با این افراد را مدیریت کنید ، تحقیقات نشان می دهد که چنین رویدادهایی می توانند در ذهن شما بمانند و بر بهزیستی عاطفی و عملکرد وظیفه شما تأثیر بگذارد.

حادثه دوچرخه سواری یک دست انداز بی اهمیت در رفت و آمد من بود که هنوز هم موفق شد من را برای بیشتر صبح ها متزلزل کند. من یک فرد مضطرب هستم ، من مستعد هستم واکنشهای فیزیولوژیکی شدیدتر به عوامل استرس زا ، مانند افزایش موقت در ضربان قلب و فشار خون.

اقدامات تصادفی از میانگین می تواند اعتقادات ناسالم را در مورد غیرممکن یا بی کفایت تقویت کند ، یا جهان یک مکان غیرقابل انکار باشد. این منفی به نوبه خود باعث بدبینی می شود ، و به طرز عجیبی باعث می شود افراد نسبت به رفتار بی ادب دیگران آسیب پذیرتر شوند زیرا کمتر احتمال دارد که چهره ای دوستانه داشته باشند.

سوء تفاهم جگر از عدم تحرک من به ویژه ناراحت کننده بود. من می دانم که دوچرخهسواران قرار نیست از پیاده روها استفاده کنند ، اما من سعی می کردم در هوای نامشخص در امان بمانم.

یک حادثه دیگر از تابستان گذشته نیز شامل سوء تفاهم با یک غریبه بود. من از یک اشتباه به خانه رانندگی می کردم و به یک نگهبان ترافیک نزدیک می شدم ، اما او به علامت توقف خود تکیه می داد و به تلفن خود نگاه می کرد. من فکر کردم که این که شاخ من را به سمت او بکشاند ، بی ادب است و بعد از اینکه چند لحظه ایستاده ام و هیچ اتومبیل دیگری را در مجاورت نمی بینم ، به آرامی شتاب گرفتم. این او را مبهوت کرد و او با عصبانیت علامت توقف را در هوا پمپ کرد. این ایده که به نظر می رسید فکر می کند من یک تند و تیز هستم باعث شد تا ساعت ها بعد از آن غرق شوم.

یکی از مشترکات بین این دو حادثه ، عدم فرصتی بود که مجبور شدم خودم را برای شخص دیگر توضیح دهم. در حالی که این واقعیت که ممکن است دیگر هرگز با آنها ارتباط برقرار کنم ، آرامش بخش بود ، درد درگیری حل نشده همچنان ادامه داشت.

با این حال وضعیت دیگری که مدتها پیش اتفاق افتاد به من آموخت که داشتن فرصتی برای پاسخگویی مؤثر به اقدامات تصادفی از میانگین می تواند باعث شود احساس تشویق بیشتری نسبت به خشمگین کنم. من در یک فروشگاه مواد غذایی چک می کردم و وسایلم را به جای نزدیک تر به صندوقدار ، در انتهای کمربند نقاله قرار دادم. صندوقدار شکایت کرد که من او را به حرکت درآوردم.

به جای عصبانی شدن ، من با غم و اندوه او نگاه کردم و عذرخواهی کردم ، “من امروز خیلی خسته و از نوع خارج شده ام.” بلافاصله ، بیان او در یکی از دلسوزی ها ذوب شد و او گفت: “خوب است ، عزیزم” ، و وسایل من را جمع کرد. در این حالت ، آشکار ساختن آسیب پذیری منجر به پایان شادتر شد.

روند دیگری که از تجربیات شخصی من با اعمال تصادفی از میانگین و همچنین داستانهای مشابهی که در طول سالها توسط مشتری ها به اشتراک گذاشته شده است ، ناشی شده است ، نیاز به تعیین اینکه چه کسی درست و نادرست بوده است.

با این حال ، مشکل در مورد حق در مقابل اشتباه این است که شخص دیگر ممکن است شما را به عنوان کسی که اشتباه کرده است به همان اندازه که برعکس می بینید ، ببیند. نکته منفی این است که افرادی که از من اذیت می شدند ممکن است هرگز طرف من را ببینند. از طرف دیگر ، تلاش برای درک واکنش عاطفی آنها ، حتی اگر ممکن است منطق آنها را درک نکنم ، به من کمک می کند تا این ایده را سرگرم کنم که میانگین آنها در اصل ، دفاع است. این باعث می شود که ما در تمایل مشترک انسان خود به درک ادراکاتی که در اثر تعصب ابراز می شوند ، متصل شویم.

همه اینها این است که بگوییم ، گاهی اوقات ، اقدامات تصادفی از میانگین به ما یاد می دهد که چه کسی درست و اشتباه بوده است چندان مهم نیست. در عوض ، بازیابی عاطفی و تلاش برای یادگیری از این موقعیت ها بهترین چیزی است که می توانیم به آن امیدوار باشیم. در اینجا پیشنهادهایی برای کمک به شما در بازیابی بهزیستی خود در هنگام کار در شرایط مشابه وجود دارد:

  1. تنش را به روش های سالم آزاد کنید. تهویه در یک ژورنال یا درگیر شدن در ورزش شدید می تواند کمک کند. در مورد خودم ، نوشتن این پست نمونه ای از انتشار سالم است.
  2. انتظار نداشته باشید احساس درک کنید. تحقیقات نشان می دهد که عصبانیت باعث کاهش چشم انداز می شود. وقتی فرصتی برای حل و فصل درگیری ندارید ، تصور کنید با شخص دیگری که در آن درک و بخشش متقابل را نشان می دهید ، مکالمه کنید.
  3. به دنبال اعتبار سنجی از دیگران باشید. به دنبال اعتبار سنجی از دوستان و خانواده می تواند ایده خوبی باشد ، اما درک کنید که دیگران ممکن است ناخواسته آن را بنویسند ، اگر به راه حل هایی مانند “فقط اجازه دهید آن را از پشت خود دور کنید” یا “اجازه ندهید که آنها را زیر پا بگذارند ، کار بزرگی را بنویسند. پوست شما. “ این عبارات ، گرچه خوب و خوب است ، اما به طور کلی آخرین چیزی است که می خواهید بشنوید بعد از اینکه با یک عمل تصادفی از میانگین کم شده اید. به طور خاص درخواست تأیید احساسات شما ، نه اینکه برای راه حل ها (حداقل در ابتدا) مفیدتر باشد. این موضوع را مستقیماً با نزدیک شدن به بحث به عنوان یکی در مورد احساس خود بیان کنید.

پس از آرامش ذهن ، برای تغییر رفتار خود به روشی انعطاف پذیر باز باشید. در ابتدا ، وقتی مسیر دوچرخه در دسترس نبود ، از ایده سوار شدن در خیابان غافل شدم ، اما خانواده ام پس از آن پیشنهاد کردند که اگر من یک مسیر باریک تر را با شخص دیگری به اشتراک بگذارم ، دوچرخه خود را طی می کنم. در عین حال ، پذیرش این که این حوادث با وجود بهترین تلاش های شما برای مدنی ، به شما کمک می کند تا نسبت به خود و دیگران دلسوز باشید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان