زامبی درباره چه فکر می کند؟
از سال 1968 شب مردگان زنده، هالیوود تعداد زیادی از فیلم های زامبی را تقریباً مداوم ارائه داده است. با قضاوت از زمان آنها ، زامبی ها متفکر بزرگی نیستند.
زامبی استاندارد شما موجودی بسیار ساده است. مرده اما موبایل است. در اطراف ، دهان آگاپه ، به دنبال انسانها به دنبال طعمه زدن است. این اغلب در گروه های تغییر شکل فعالیت می کند. بسیاری از زامبی ها کاملاً ساکت هستند (آنهایی که در آن وجود دارد شب مردگان زنده وت مردگان در حال راه رفتن، به عنوان مثال ، صحبت نکنید). گرچه برخی ممکن است ناله و ناله کنند.
در بعضی از فیلم ها ، مانند بازگشت مردگان زنده (1985) ، زامبی ها واژگان ساده را حفظ می کنند. چنین سخنان منعکس کننده تمایل اساسی زامبی معمولی شما است – گرسنگی برای گوشت ، مغز انسان به عنوان ظرافت زامبی نهایی است.
بیشتر فیلم ها و کتاب های زامبی از نظر فکر زامبی فراتر از این پارامترها نیستند. زامبی ها موجودات ساده ای هستند که توسط یک اشتها اساسی هدایت می شوند ، و این تنها چیزی است که آنها درباره آنها فکر می کنند. من این را در نقل قول ها قرار داده ام زیرا به نظر می رسد که تعریف زامبی شامل فقدان کامل شناخت و اندیشه انسان است.
این طرح زامبی به سازندگان ترسناک اجازه می دهد تا دنیاهایی را بسازند که مخاطبان بتوانند به سرعت مغز خود را به هم بزنند. قوانین زامبی ساده است و به ما اجازه می دهیم به سرعت ببینیم چه کسی خوب است ، چه کسی بد است و چه کاری باید انجام شود (این به طور معمول شامل حمله به مغز زامبی است).
اما یک فکر جالب در مورد آنچه در سر زامبی اتفاق می افتد وجود دارد. اگر چیزی باقیمانده انسان باقی بماند چه می شود؟ چه می شود اگر آنها هنوز افکار داشته باشند ، جایی در اعماق داخل آن؟ این سؤالات ما را به مکان های جالب سوق می دهد. اگر در نظر بگیریم چه چیزی یک انسان زنده را به زامبی تبدیل می کند ، ممکن است دوباره فکر کنیم که چه چیزی یک انسان را به انسان تبدیل می کند.
ژانر بزرگسالان جوان چند پیشنهاد جالب را ارائه می دهد. در اسحاق ماریون بدنهای گرم، به عنوان مثال ، ما داستان یک انسان زنده را می گیریم که از مه زامبی بیرون می آید و آرزو می کند که به بشریت بازگردد. او می خواهد عاشق شود.
کتاب ماریون از دیدگاه زامبی به نام “R.” به شخص اول گفته شده است او “R” خوانده می شود زیرا ، مانند همه زامبی ها ، او نام خود را فراموش کرده است (“ما آنها را مانند کلیدهای ماشین از دست می دهیم ، آنها را مانند سالگرد فراموش می کنیم”). در جستجوی مغز انسان ، گاهی اوقات در حدود یک فرودگاه پراکنده ، به بسته های زامبی می پیوندد. در یک سفر ، گروه وی با گروهی از شکارچیان زامبی جوان روبرو و بلعید. اما این زمان متفاوت است. یکی از شکارچیان ، دختری به نام جولی ، برای R. ویژه است. او تصمیم می گیرد او را نجات دهد و او را به فرودگاه برگرداند.
در داستان آمدن ، R با جولی ارتباط برقرار می کند زیرا او با خوردن مغز خود خاطرات دوست پسرش را جذب کرده است. از طریق این ارتباط ، R به تدریج شروع به به دست آوردن زبان ، احساسات و احساسات می کند. او شروع به اتصال مجدد با بشریت گمشده خود می کند.
برای اینکه بیش از حد از دست بدهیم ، دوباره تغییر شکل می دهد ، و سپس یک جنبش زامبی را به “زندگی” سوق می دهد. او می تواند این کار را انجام دهد زیرا زامبی ها در این کتاب نیستند کاملاً مرده آنها هستند ، از فیلم کلاسیک گهواره می زنند عروس شاهزاده خانم، فقط “بیشتر مرده”.
کشته شدن بیشتر بسیار مخرب است. بدنهای گرم بسیاری از زامبی های گرسنه گوشتی در حال خزیدن هستند و روشن می کنند که طاعون زامبی به طور کامل تمدن را نابود کرده است. با این حال ، زامبی ها در اینجا نیز به ما یادآوری می کنند که در وهله اول ما را انسان می کند.
R در یک نقطه فکر می کند که آخرالزمان زامبی چه کاری انجام داده است. “خیلی طول نکشید ، ” او شایع می شود ، “برای پایین آوردن خانه تمدن. فقط چند مورد و این کار انجام شد ، تعادل ، طلسم شکسته شد. شهروندان خوب خطوطی را که زندگی آنها را شکل داده بودند ، خیالی و به راحتی عبور می کردند. آنها خواسته ها و نیازها و قدرت برآورده کردن آنها را داشتند ، بنابراین آنها این کار را کردند. لحظه ای که چراغ ها خاموش شدند ، همه وانمود کردند.“
از طریق افکار R ، ماریون هشدار دهنده ای به ما ارائه می دهد. مبادا همدلی ، مهربانی و بله ، عشق را فراموش کنیم ، ما خطر نابودی هر آنچه را که عزیز داریم خطر می کنیم. زامبی ها پیامی دارند که به زندگی منتقل شوند ، این کتاب را ادعا می کند. یعنی پیامی فراتر از آن برای زندگی خود دویدن!
در گرسنگی سیری ناپذیر خود ، زامبی های ماریون منعکس کننده تاریک و غیر انسانی است که در همه ما نهفته است. در بازگشت آهسته خود به دنیای زندگی ، R ابزاری برای بازگشت به آنچه در ما بهترین است ارتباط برقرار می کند. او یک سفر عجیب و غریب از بهبودی ، اقامت در جهان بهتر ، انسانی تر را ارائه می دهد.
زامبی ها درباره چه فکر می کنند؟ خوردن مغز ، بدیهی است. اما در جایی ، در اعماق برخی از زامبی ها ، جرقه ای کم نور از عشق و بشریت وجود دارد. پیدا کردن این جرقه فقط حقوقی زامبی نیست. این امید برای همه ما است.