18:48 - 2025/02/03

ذهن آگاهی لازم است اما برای بهزیستی کافی نیست

[ad_1] ذهن آگاهی ممکن است به عنوان آگاهی ، حضور ، آگاهی یا آگاهی ذهن آگاهی تعریف شود – همه آنها به یک چیز اشاره می کنند. این خود شناخت یا شاهد خود است که تجربیات ما را مشاهده می کند. اعتقاد بر این است که مهارت روانشناختی آگاهی از ذه...

ذهن آگاهی لازم است اما برای بهزیستی کافی نیست

[ad_1]

ذهن آگاهی ممکن است به عنوان آگاهی ، حضور ، آگاهی یا آگاهی ذهن آگاهی تعریف شود – همه آنها به یک چیز اشاره می کنند. این خود شناخت یا شاهد خود است که تجربیات ما را مشاهده می کند.

اعتقاد بر این است که مهارت روانشناختی آگاهی از ذهن آگاهی را تعیین می کند (یا محدود) تا چه حد می توانیم در مسیر بهزیستی حرکت کنیم (به عنوان مثال ، ویلبر ، 2024). بنابراین ، برای حرکت در مراحل بهزیستی ، باید آگاهی خود را گسترش دهیم. و اگر مهارت روانشناختی آگاهی از ذهن را توسعه ندهیم ، احتمالاً گیر خواهیم کرد.

آگاهی برابر با رفاه نیست

اگرچه آگاهی آگاهانه برای پیشرفت ضروری است ، اما برای بهزیستی کافی نیست. در واقع ، من واقعاً عصبی می شوم وقتی افراد بدون آموزش مهارت های روانشناختی دیگر آگاهی آگاهی را آموزش می دهند. آگاهی آگاهانه ، به تنهایی ، قوطی بهزیستی را افزایش دهید ، اما اغلب اینگونه نیست. در حقیقت ، آموزش آگاهی از ذهن به خودی خود این پتانسیل را دارد که بدی را افزایش دهد. به عنوان مثال ، عوارض جانبی (به عنوان مثال ، اضطراب ، درد و روان پریشی) معمولاً در مطالعات مراقبه ذهن آگاهی رخ می دهد (Binda et al. ، 2022). بنابراین ، اگرچه مهارت آگاهی آگاهانه برای پیشرفت ضروری است ، اما برای حفظ بهزیستی در طول مسیر کافی نیست.

اگر به آن فکر کنیم ، این منطقی است. آگاهی آگاهانه جزئی از تجربیات خوب یا بد نیست – به سادگی مشاهده می شود یا شاهد همه تجربیات به عنوان مثال ، در مراقبه ، ما ممکن است از همه موجودات زنده از قدردانی عمیق آگاه شویم. یا در مراقبه ، ما ممکن است از خود نفرت مزمن آگاه شویم.

ما نمی توانیم پیش بینی کنیم که چه زمانی در آگاهی بوجود می آید ، چه زمانی بوجود می آید ، یا چه کسی به وجود خواهد آمد. به همین دلیل است که توسعه مهارت های روانشناختی دیگر-علاوه بر آگاهی ذهن آگاهی-برای بهزیستی بسیار مهم است. این مهارت های روانشناختی برای کمک به ما در مدیریت هر آنچه در آگاهی از ذهن آگاهانه ظاهر می شود ، لازم است.

چه موقع مهارت های آگاهی را ایجاد کنیم

اگر ما در مکانی از ثبات نسبی یا بهزیستی نسبتاً بالا قرار داشته باشیم ، یا احساس می کنیم که مهارت آگاهی از ذهن شما گیر کرده است ، ممکن است برای کشت مفیدترین باشد. در واقع ، آگاهی می تواند ما را از بین ببرد و به ما کمک کند تا در مسیر بهزیستی پیش برویم.

با این حال ، در مواقع بی ثباتی نسبی یا بهزیستی نسبتاً کم ، ایجاد مهارت های روانشناختی دیگر ممکن است مفیدتر باشد. این مهارت های روانشناختی دیگر می تواند به تثبیت ما ، تقویت بهزیستی فعلی ما کمک کند و ما را برای سایر چالش های آینده آماده کند. با توجه به این ملاحظات ، بیایید در مورد چگونگی ایجاد مهارت های آگاهی آگاهی در طول مراحل رشد بزرگسالان بحث کنیم (به عنوان مثال ، کوک-گروزر ، 2014 ؛ لستر ، 2013 ؛ اوفالون ، 2010 ؛ ویلبر ، 2024 ؛ وودز ، 2022).

ایجاد مهارت های آگاهی آگاهانه در مراحل توسعه

در اوایل زندگی ، ما آگاهی اول شخص را داریم که شاهد بدن جسمی و حواس پنج بدن است. با این آگاهی ، می توانیم بدن و چیزهایی را که از نظر جسمی درک می کند ، کشف کنیم.

در دوران کودکی یا نوجوانی ، ما به طور کلی آگاهی شخص دوم را توسعه می دهیم ، که می تواند شاهد بدنی و پنج حواس بدنی دیگران باشد. با این آگاهی ، می توانیم چگونگی تعامل جسمی با افراد دیگر را بررسی کنیم. به عنوان مثال ، ما می فهمیم که اگر به کسی ضربه بزنیم ، دقیقاً مانند اگر آنها به ما ضربه بزنند ، به آنها آسیب می رساند ، به ما آسیب می رساند.

در اواخر بزرگسالی یا اوایل بزرگسالی ، ما آگاهی شخص ثالث را توسعه می دهیم که می تواند شاهد استقلال خودمان باشد. با این آگاهی ، می توانیم چگونگی تفاوت ما با دیگران را کشف کنیم. در اینجا ، ما می توانیم صفات و رفتارهای پایدار خود را مشاهده کنیم.

اگر خوش شانس باشیم ، آگاهی شخص ثالث را گسترش می دهیم تا شاهد خود در طول زمان بیشتری باشیم. یعنی ما می توانیم راحت تر آگاهی خود را در مورد تجربیات داخلی ، مانند خاطرات گذشته و تجسم آینده قرار دهیم و می توانیم دلایل ، دلایل ، اهداف و غیره را بررسی کنیم.

به گفته کوک-گروتر ، تقریباً 11 درصد از بزرگسالان دارای آگاهی شخص چهارم هستند و می توانند نه تنها فضای داخلی خود بلکه فضای داخلی دیگران را نیز شاهد باشند (کوک-گروتر ، 2014). به عبارت دیگر ، ما می توانیم دلایل ، علل ، اهداف و غیره دیگران را کشف کنیم. این زمانی است که مهارت هایی مانند همدلی و چشم انداز می توانند کاملاً توسعه یافته باشند.

ممکن است بعداً آگاهی شخص چهارم را گسترش دهیم تا در طول زمان شاهد فضای داخلی خود و دیگران باشیم. یعنی ما می توانیم داستان ها ، الگوهای و فرآیندهای درون خود و دیگران را کشف کنیم.

به گفته کوک-گروتر ، حدود 1.5 درصد از بزرگسالان دارای آگاهی شخص پنجم هستند و شروع به شاهد جنبه های ظریف زمان و مکان می کنند (Cook-Grueter ، 2014). این زمانی است که ما متاآنالیز را توسعه می دهیم و می توانیم خود آگاهی را رعایت کنیم و شاهد همه تجربیات دیگر خود باشیم (اوفالون ، 2020). این به ما امکان می دهد ماهیت خود و جهان را بهتر بشناسیم.

ذهن آگاهی ضروری است

تعداد بسیار کمی از افراد حتی ممکن است آگاهی شخص ششم داشته باشند ، که به آنها امکان می دهد آگاهی آگاهانه را برای ادغام خود و جهان به وجود آورند (به عنوان مثال ، اوفالون ، 2020).

در مجموع

با پرورش آگاهی ، می توانیم در این مراحل توسعه حرکت کنیم. با این حال ، این نکته را باید در نظر داشته باشید که تجربیاتی که در آگاهی ایجاد می شود ممکن است بهزیستی افزایش یابد یا کاهش یابد. بنابراین ایجاد مهارت های روانشناختی دیگر بخش مهمی در بهبود بهزیستی است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان