[ad_1]

ذهن خالی از سکنه ون گوگ: الکل ، آبسه و جنون که او را مصرف می کرد
رنگ ها قبل از چشمان او چرخانده و پالس می شدند: بلوزهای برقی ، زردهای Starburst ، سیاه پوستان عمیق ، بی انتها. جهان هنوز در برابر وینسنت ون گوگ ایستاده بود. آن را لرزاند ، رقصید و فقط به زبانی که می توانست بشنود زمزمه کرد. اما در سالهای پایانی زندگی خود ، آن زمزمها به صداها تبدیل شدند: مسخره ، متهم ، فرماندهی. دیوارها صحبت می کردند ، آسمان شب حرکت کرد و چهره های غیب دقیقاً فراتر از دید او بودند.
این نبوغ بود یا جنون؟ شاید ذهن مسموم به استفاده از الکل مزمن و روان پریشی ناشی از آن باشد؟ بیایید تشخیص افتراقی را انجام دهیم.
The Green Devil: الکل و Absinthe به عنوان محرک روانپزشکی
در کافه های کم نور فرانسه قرن نوزدهم ، Absinthe بیش از یک نوشیدنی بود. این یک وسواس بود. هنرمندان ، شاعران و رویایی ها تأثیرات دیگری در دنیای خود را تعقیب کردند و معتقد بودند که خلاقیت را باز کرده است. اما آنچه بسیاری از آنها متوجه نشد این بود که این مشروبات الکلی زمرد سبز یک راز عصبی پنهان را به همراه داشت: Absinthe حاوی Thujone ، یک ترکیب شناخته شده برای ایجاد تشنج ، توهم و تفکر بی نظم. هرچه ون گوگ بیشتر نوشید ، بیشتر چیزهایی را می دید که در آنجا نبودند. عصب شناسان مانند هنری گاستاوت (1956) بعداً این تئوری را تصور كردند كه Absinthe ، همراه با صرع احتمالی او ، طوفانی از قسمت های روانی را برانگیخت. در مجله روانپزشکی آمریکایی (بلومر ، 2002) تاریخچه پزشکی ون گوگ را مورد بررسی قرار داد و بین علائم وی و اختلال روانی ناشی از الکل شباهت های چشمگیری پیدا کرد-شرایطی که توسط توهم شنوایی و بینایی ، پارانویا و آشفتگی خشونت آمیز مشخص شده است.
ون گوگ خود خطر را حس کرد و در یکی از نامه های آخر خود نوشت: “من خطر می کنم که خودم را از نظر ذهنی خراب کنم. اگر فقط می توانم از این نیاز وحشتناک به نوشیدنی خلاص شوم.”
با این حال او نتوانست متوقف شود ، حتی بیشتر برای تسکین احساسات خود نوشیدنی می کند: “اگر طوفان در داخل خیلی بلند شود ، من یک لیوان بیشتر می گیرم تا خودم را مبهوت کنم.”
شکست نهایی: ذهن فراتر از تعمیر
بلومر (2002) به سمت ترکیبی از صرع لوب تمپورال ، اختلال دو قطبی و روانپزشکی ناشی از الکل به عنوان محتمل ترین توضیحات برای علائم ون گوگ تکیه می کند. با این حال ، کمبود تیامین (سندرم ورنیک-کورساکوف) ، سمیت و مسمومیت با سرب ممکن است وضعیت وی را به میزان قابل توجهی بدتر کند. تا اواسط سال 1890 ، علائم ون گوگ بدتر شد. وی اکنون در موارد مزمن روانپزشکی ناشی از الکل تحت درمان با الکل ، پارانویا و افسردگی عمیق را تجربه می کرد. در 27 ژوئیه 1890 ، او به یک میدان گندم رفت و خود را در سینه شلیک کرد. برادرش تئو به سمت خود هجوم آورد ، اما وینسنت در حال محو شدن بود. او دو روز بعد درگذشت و زمزمه کرد: “غم و اندوه برای همیشه ادامه خواهد یافت.”
افکار نهایی: آنچه امروز احتمالاً تشخیص می دهیم
اگر وینسنت ون گوگ در یک اتاق اورژانس روانپزشکی مدرن ارائه شده باشد ، تاریخچه بی ثباتی خلق و خوی ، توهم ، خودآزار و مصرف مواد منجر به تشخیص افتراقی از موارد زیر می شود:
- روانپزشکی ناشی از الکل (توهم الکلی) / انسفالوپاتی ورنیک
- صرع لوب تمپورال با پدیده های توهم
- اختلال دو قطبی با ویژگی های روانی در مقابل اختلال اسکیزوافیک
- سمی سرب (از قرار گرفتن در معرض طولانی مدت)
- Absinthe (Thujone) ترکیبات عصبی ترکیبی صرع
- ویژگی های شخصیتی ناپایدار احتمالی
اگر او مراقبت های مدرن را دریافت می کرد ، وی در بیمارستان بستری می شد ، با تیامین ، بنزودیازپین ها برای برداشت الکل ، درمان ضد تزریق (در صورت تأیید TLE) و داروهای ضد روانپزشکی با دوز کم ، تحت درمان قرار می گرفت. پزشکان MRI از مغز ، یک الکتروانسفالوگرام (EEG) ، صفحه نمایش سم شناسی دارویی ، CBC ، CMP ، U/A ، غربالگری سیفیلیس ، آزمایش تیروئید را انجام می دهند و سطح الکل خون و سطح سرب وی را اندازه گیری می کنند. با مدیریت مناسب ، توهم و پارانویا ممکن است برطرف شده باشد و امکان درمان هرگونه اختلال خلقی اساسی (شاید با ضد تشنج و ضد روانپزشکی) را فراهم کند. وی در یک واحد روانپزشکی بستری (در صورت وجود تختخواب) پذیرفته می شود تا امیدوارم از کاهش غم انگیز که منجر به خودکشی وی شد ، جلوگیری کند.
[ad_2]