من به عنوان یک روانشناس بالینی متخصص در والدین پس از سانحه، اغلب با یک تناقض گیج کننده مواجه شده ام: والدینی که هرگز رویای کتک زدن سگ خود را در سر نمی پرورانند، کتک زدن فرزندان خود را یک نوع انضباط قابل قبول می دانند. این دوگانگی سؤالات مهمی را در مورد باورهای اجتماعی و تصورات نادرست پیرامون تنبیه بدنی ایجاد می کند.
بسیاری از والدین پس از سانحه – آنهایی که خودشان ضربه روحی را تجربه کرده اند – در مورد اعمال خشن کتک خوردن یا سایر اشکال انضباط بدنی خشن، تروما را گزارش می کنند. برخی به دلیل اعتقادات فرهنگی حول “میله را دریغ کن، بچه را خراب کن” و این باور اشتباه که کتک زدن خشونت نیست، آموزشی است، با تمرین مبارزه می کنند. اما تحقیقات جدید نگرانکننده نشان میدهد که حتی افرادی که کتک زدن را بیشتر «آموزشی» میدانند تا مضر، متوجه میشوند که این نوعی خشونت نیز هست.
مطالعه: نگرش والدین نسبت به کتک زدن در مقابل ضربه زدن به حیوانات خانگی
مطالعه اخیر منتشر شده در مجله روانشناسی خشونت به این موضوع پرداخت. محققان دریافتند که والدین آمریکایی بیشتر احتمال دارد که کتک زدن کودکان را در مقایسه با کتک زدن حیوانات خانگی قابل قبول بدانند. به طور خاص، 30٪ از والدین کتک زدن کودکان را قابل قبول می دانستند، در حالی که تنها 17٪ در مورد کتک زدن حیوانات خانگی همین احساس را داشتند. این نابرابری نشان دهنده یک دیدگاه متضاد از کتک زدن است، جایی که آن را هم به عنوان نوعی ضربه زدن و هم به عنوان یک اقدام کمتر شدید دیده می شود.
تصور غلط: کتک زدن به عنوان یک ابزار آموزشی
بسیاری از والدین کتک زدن را به عنوان یک اقدام انضباطی ضروری توجیه می کنند، به ویژه هنگامی که روش های دیگر شکست خورده اند، یا برای اطمینان از ایمنی فوری. این باور اغلب ریشه در این تصور دارد که کتک زدن به کودکان درست از اشتباه را آموزش می دهد. با این حال، تحقیقات گسترده چیز دیگری را نشان می دهد.
واقعیت: اثرات مخرب اسپانکینگ
بر خلاف باوری که کتک زدن یک امر آموزشی است، مطالعات نشان داده اند که می تواند منجر به مسائل اجتماعی، عاطفی و رفتاری مهمی شود. تحقیقات نشان میدهد که کتک زدن منجر به کمبودهای اجتماعی، همدلی و خودکنترلی میشود: بچهها را بدتر میکند.
علاوه بر این، یک بررسی جامع در مجله آمریکایی پزشکی پیشگیری دریافتند که تنبیه بدنی با افزایش پرخاشگری، رفتار ضد اجتماعی و مشکلات سلامت روان در کودکان مرتبط است.
استاندارد دوگانه: حیوانات خانگی در مقابل کودکان
پس چرا برخی از والدین از ضربه زدن به حیوانات خانگی خود خودداری می کنند اما نه به فرزندان خود؟ یک دلیل ممکن است تغییر جامعه در نحوه نگرش ما به حیوانات باشد. بسیاری اکنون حیوانات خانگی را به عنوان اعضای خانواده می بینند که مستحق مراقبت ملایم و تقویت مثبت هستند. در مقابل، باورهای منسوخ در مورد تربیت کودک همچنان ادامه دارد، که در آن تنبیه بدنی به عنوان یک روش سنتی یا حتی ضروری برای انضباط تلقی می شود. بنابراین، حیوانات خانگی مستحق مراقبت ملایم هستند، اما انسان ها اینطور نیستند. این غیرمنطقی به نظر میرسد، اما وقتی به این فکر میکنیم که چگونه بسیاری از شیوههای فرزندپروری ما متکی به الگوبرداری از والدین ما هستند، شروع به منطقیتر شدن میکند.
من فکر می کنم که بسیاری از والدینی که بچه های خود را می زنند، آن را به عنوان “آموزشی” یا “فرهنگی” توجیه می کنند، اما در عمق وجودشان دچار تعارض هستند. آنها میدانند که این بیشتر مربوط به بینظمی بزرگسالان یا واکنش غریزی در لحظه است تا تصمیم آگاهانه برای تدریس یک درس یا انتقال نوعی ارزش فرهنگی. صحبت کردن با والدین در مورد اشتباه منطقی خشونت «آموزشی» با قاببندی آن به عنوان خشونت علیه یک حیوان میتواند برای افشای این اشتباهات فکری مفید باشد.
مغالطه منطقی خشونت “آموزشی”.
بیایید به مقایسه با سگ ها برگردیم. اگر ضربه زدن واقعاً یک هدف آموزشی دارد، چرا ما همان منطق را در مورد حیوانات اعمال نکنیم؟ سگ ها نمی توانند مانند انسان ها استدلال کنند، بنابراین با این منطق، ضربه زدن به آنها باید بیشتر توجیه شود. با این حال، برای بسیاری از ما، فکر ضربه زدن به سگ نفرت انگیز است. اگر فکر می کنید ضربه زدن به سگ اشتباه است، اما فلسفه “میله را دریغ کنید، کودک را لوس کنید” را قبول دارید، تحت یک ناهماهنگی منطقی عمل می کنید. یا ضربه زدن یک ابزار آموزشی قابل قبول برای همه موجودات است – یا اینطور نیست. با توجه به این استاندارد، توجیه کتک زدن تحت بررسی از بین می رود.
شکستن چرخه
برای والدین پس از سانحه، تشخیص تأثیر انتخاب های انضباطی ما بسیار مهم است. ادامه چرخه تنبیه بدنی می تواند تروما را در نسل ها تداوم بخشد. در عوض، پذیرش استراتژی های انضباط مثبت می تواند روابط سالم تر و مدیریت رفتار موثرتر را تقویت کند. (آیا رویکردی ملایمتر و پاسخگوتر برای فرزندپروری را امتحان کردهاید، اما برایتان مشکل است؟ اینجا را کلیک کنید تا بفهمید چرا، و اینجا را کلیک کنید تا بفهمید در مورد آن چه باید کرد.)
جایگزین های کتک زدن عبارتند از:
- مقررات مدلسازی رفتار آرام و کنترل شده ای به ویژه در موقعیت های استرس زا نشان دهید تا به کودکان بیاموزید چگونه احساسات خود را مدیریت کنند.
- پیامدهای طبیعی به کودکان اجازه دهید در صورت ایمن بودن، پیامدهای طبیعی اعمال خود را تجربه کنند تا به آنها در درک تأثیرات رفتارشان کمک کنید.
- پیامدهای منطقی پیامدهایی را اجرا کنید که مستقیماً با رفتار نادرست مرتبط است و به کودکان کمک کنید تا بین اعمال و نتایج ارتباط برقرار کنند.
- تغییر مسیر. با منحرف کردن توجه کودکان از اعمال منفی، آنها را به سمت رفتارهای مناسب هدایت کنید.
- محیط زیست را کنترل کنید نه کودک را محیطی را تنظیم کنید که خودکنترلی کودک را از بین نبرد. به جای کتک زدن کودکی که به شکل خطرناکی بازی می کند، شی وسوسه کننده را بردارید. اگر فرزندتان مدام به یک خیابان شلوغ می رود، او را به داخل آن برگردانید.
- قوانین واضح و منسجم ایجاد و حفظ انتظارات ثابت برای ایجاد احساس امنیت و درک از مرزها برای کودکان.
با اتخاذ این روشها، والدین میتوانند بدون توسل به تنبیه بدنی، به طور مؤثری تنبیه کنند و از این طریق محیط مثبتتر و پرورشدهندهتری را برای فرزندان خود ایجاد کنند.
نتیجه گیری
این تصور که کتک زدن یک شکل قابل قبول از نظم و انضباط در هنگام ضربه زدن به حیوان خانگی است، منعکس کننده تصورات غلط عمیق در مورد نقش تنبیه بدنی در تربیت کودک نیست. ضروری است که این باورها را به چالش بکشیم و بدانیم که کتک زدن نه تنها بی اثر است بلکه مضر است. با پذیرش استراتژی های انضباط مثبت، والدین می توانند چرخه آسیب را بشکنند و روابط سالم تر و محترمانه تری را با فرزندان خود ایجاد کنند.
برای منابع بیشتر در مورد آسیب های ناشی از کتک زدن، کلیک کنید اینجا. برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.