فرقه ها موضوع داغی هستند. اما، شاید تعجب آور نباشد که با توجه به روش های نفوذی که آنها استفاده می کنند، آنها برای عموم غیرشفاف هستند.
پس از دههها مطالعه فرقهها و روشهای نفوذ نامناسب آنها و دیگران، باورهای نادرست رایج درباره فرقهها را شناسایی کردم. یکی از پیامدهای چنین باورهای اشتباهی این است که بسیاری از مردم یا به تأثیر فرقه های مخرب شک می کنند یا آنها را اشتباه درک می کنند.
فاجعه چنین باورهایی این است که می توانند از شفا در میان ترک کنندگان فرقه جلوگیری کنند و جامعه را از اقدام علیه گروه های مخرب باز دارند. آنها پیوندهای کنترلی را که گروه های فرقه مخرب علیه افراد استخدام می کنند، حفظ می کنند.
“چیزی به نام کنترل ذهن وجود ندارد”
برخی معتقدند که کنترل ذهن غیرممکن است و معتقدند که فرقه ها نمی توانند شخصیت شما را پاک کنند. من مطمئناً ادعا نمی کنم که آنها می توانند – کاملاً برعکس. در عوض، فرقه ها یک شبه هویت اضافی ایجاد می کنند که به شدت بر فرد تأثیر می گذارد و منجر به ناهماهنگی شناختی عمیقاً ناراحت کننده می شود.
را راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) پدیده «اقناع اجباری شدید» را در بحث اختلالات تجزیه ای می شناسد. این به طور خاص به شستشوی مغزی، اصلاح فکر و تلقین در حین اسارت اشاره می کند که باعث می شود افراد “تغییرات طولانی مدت در هویت خود یا زیر سوال بردن آگاهانه هویت خود” را تجربه کنند.
گسستگی زمانی آشکار می شود که یک شبه هویت فرقه ای اراده آزاد و تفکر انتقادی را سرکوب کند. این خود واقعی را پاک نمی کند، اما می تواند آن را نادیده بگیرد.
ترک یک فرقه وجود را رد نمی کند. کنترل ذهن؛ این نشان می دهد که کنترل ذهن ممکن است مطلق نباشد: خود واقعی از بین نمی رود و افراد می توانند بهبود یابند.
روانشناسی اجتماعی (شامل دوره روانشناسی کنترل ذهن که توسط مرحوم دکتر فیلیپ زیمباردو تدریس می شود) تأیید می کند که انزوا، فریب، اصلاح رفتار و تلقین فوبیا می تواند افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
“همه چیز کنترل ذهن است”
برخی افراد ادعا می کنند که همه چیز – از روان درمانی گرفته تا تبلیغات – کنترل ذهن مخرب است. در واقع، اغلب از من می پرسند که آیا فکر می کنم “همه ادیان فرقه های کنترل ذهن هستند.”
چنین دیدگاه افراطی منعکس کننده نوع دقیق تفکر سیاه و سفیدی است که فرقه ها از آن استفاده می کنند.
همه فرقه ها و اشکال نفوذ بر روی یک زنجیره نفوذ وجود دارند. در یک انتها تأثیر اخلاقی است. از سوی دیگر، کنترل اقتدارگرایانه است که خواستار انطباق تحت یک اقتدار تسلیم ناپذیر است.
“چرا باید کاری انجام دهیم؟ آنها می گویند که خوشحال هستند!”
اعضای فرقه های مخرب اغلب خوشحال به نظر می رسند، زیرا به آنها گفته می شود چهره خوبی داشته باشند. به عنوان مثال، در فرقه مذهبی روز قیامت، دروازه بهشت، که به دلیل خودکشی دسته جمعی اعضایش در سال 1997 شناخته می شود، اعضا “بیانیه های خداحافظی” را ضبط کردند و اصرار داشتند که با شادی مرگ را انتخاب می کنند. رهبر آنها خوشبختی واقعی را به عنوان دست کشیدن از فرم فیزیکی برای رسیدن به “سطح بالاتر” دوباره تعریف کرده بود.
ادعای حالات دائمی شادی نیز ممکن است منعکس کننده سرکوب عاطفی باشد. برای هر کسی که چنین ادعایی می کند، مهم است که سؤالات بعدی بپرسد: “اگر راضی نبودی، به من می گفتی؟” “چه اتفاقی باید بیفتد تا در این گروه احساس ناراحتی کنید؟”
چنین سوالاتی آزمایش واقعیت را تشویق می کند و می تواند به گفتگوهای بعدی مهم منجر شود.
“آنها یک بزرگسال هستند. ما حق دخالت نداریم.”
هنجارهای اخلاقی به درستی ما را تشویق می کنند که به آزادی بزرگسالان احترام بگذاریم. در غیر این صورت اقدامات خود ما بهتر از نفوذ مخرب فرقه نخواهد بود.
با این حال، نفوذ مخرب فرقه، استقلال را تضعیف می کند. فرقه های مخرب به طور فریبنده ای افراد را استخدام و دستکاری می کنند و در توانایی فرد برای انتخاب آگاهانه دخالت می کنند.
متخصصان فرقهها و نفوذ ناروا، از جمله من و دیگران، از مدلهای روانشناختی تأثیر اجتماعی استفاده میکنند تا تعیین کنند که آیا یک فرد تحت تأثیر مخرب قرار گرفته است یا خیر. ما حق (و مسئولیت) داریم که به کسانی که چنین تصمیمی برایشان گرفته شده کمک کنیم.
“آنها حق دارند آنچه را که می خواهند باور کنند”
مردم انجام دهید حق داشتن هر عقیده ای با این حال، استخدامکنندگان فرقه مخرب با دروغ گفتن به استخدامکنندگان احتمالی یا پنهان کردن جزئیات حیاتی ماهیت واقعی گروه، رضایت آگاهانه را نقض میکنند.
فردی که برای پیوستن به یک فرقه فریب خورده است، نمی تواند باورهای یک گروه را به طور معناداری انتخاب یا درک کند، زیرا به آنها دروغ گفته شده و دستکاری شده است.
اگر کسی پس از پرس و جوی باز و درک کامل، آزادانه دیدگاهی را پذیرفت، همینطور باشد. مهم است که به حق این کار احترام بگذاریم. با این حال، آزادی باور واقعی باید شامل آزادی باشد نه باور کردن فرقه های ویرانگر انجام نده گزینه را ارائه دهید
“آنها برای پیوستن به یک فرقه بسیار باهوش هستند”
هوش عمومی و آموزش عمومی افراد را از جذب فرقه مصون نمیدارد. افراد باهوش و خلاق اغلب مورد توجه فرقهها قرار میگیرند و مورد هدف قرار میگیرند.
افراد باهوش به راحتی می توانند توجیهات پیچیده ای برای دکترین های جدید بسازند. آنها غالباً ایده آل گرا هستند و مشتاق ایجاد تفاوت هستند – ویژگی هایی که فرقه ها از آنها سوء استفاده می کنند.
“آنها در جایی که هستند بهتر هستند”
اعضای خانواده و متخصصان ممکن است تصور کنند که مشارکت در فرقه ممکن است کمتر از یک بحران قبلی مانند اعتیاد یا سوء استفاده مضر باشد. اما یک فرقه ویرانگر به ندرت مسائل شخصی را به شیوه ای سالم حل می کند. اغلب آنها را ماسک یا ترکیب می کند. دخالت فرقه می تواند باعث گسستگی شود و حتی منجر به آسیب شود.
گاهی اوقات، یک فرقه مخرب واقعاً ممکن است منجر به تغییرات مثبت منفرد شود، مانند ترک سیگار یا معرفی عادات سالم. با این حال، فرقه های مخرب اغلب یک مشکل را با یک وابستگی روانی مخرب به گروه جایگزین می کنند.
“آنها وقتی آماده باشند خودشان بیرون خواهند رفت”
برخی از اعضای فرقه می توانند و به میل خود ترک کنند. بسیاری دیگر احساس می کنند در دام ترس ها و کنترل های سختگیرانه ای که گروه بر آنها تحمیل می کند، گرفتار شده اند.
خانواده و دوستان نگران باید به دنبال آموزش خود و حفظ ارتباط منظم با کسانی باشند که در فرقه های مخرب نقش دارند.
بدترین کاری که یک فرد خارجی می تواند انجام دهد این است که به فرد اجازه دهد در گروه منزوی شود. این انزوا منجر به افزایش طرز فکر ما در برابر آنها می شود که به موجب آن اعضا به طور فزاینده ای افراد خارجی را دشمن می بینند.
“امیدمان را از دست داده ایم که آنها می روند”
برخی افراد از کسی که به یک فرقه پیوسته است دست می کشند و معتقدند که یک فرد درگیر با یک فرقه برای همیشه رفته است. که منعکس کننده شکل ناکارآمدی از تفکر به نام فاجعه سازی است. مردم فرقه ها را بعد از سال ها و گاهی ده ها سال ترک می کنند. از دست دادن امید میتواند به یک پیشگویی خودشکوفایی تبدیل شود که از اقدام سازنده جلوگیری میکند.
در عوض، خانواده ها باید این طرز فکر را اتخاذ کنند که فرد در نهایت از یک گروه مخرب خارج شود.
خانواده ها باید از شبکه های اعضای سابق استفاده کنند، اطلاعات جمع آوری کنند و یک تیم حمایتی بسازند. حتی اگر ارتباط قطع شد، در مورد کنترل فرقه بیاموزید و برای تعاملات آینده آماده شوید.
فرقه های مخرب بر اساس باورهای غلط رشد می کنند – اجازه ندهید!
نفوذ مخرب فرقه ناقض اراده آزاد است. هر یک از این باورهای نادرست رایج، مانعی برای درک و جلوگیری از این شکل از نفوذ مخرب است.
مهمترین قدمی که هر کسی میتواند بردارد، خواه یک عضو سابق، خانواده نگران، یا هرکسی که میخواهد از خود محافظت کند، پیگیری آموزش دقیق درباره نفوذ فرقه است.