[ad_1]
یک مطالعه اخیر اثرات درازمدت ترومای دوران کودکی را بررسی میکند، بهویژه بر این موضوع که چگونه انواع مختلف تروما، طبقهبندی شده توسط چارچوب تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACEs) بر نتایج سلامت روان تأثیر میگذارند، تمرکز دارد.1 این تحقیق از دانشگاه ویسکانسین، دیدگاههای سنتی در مورد آسیبهای دوران کودکی را به چالش میکشد و نشان میدهد که انواع مختلف تروما ممکن است تأثیرات متمایزی بر سلامت روان و رشد شناختی داشته باشند.
محققان دادههای طولی حاصل از مطالعه رشد شناختی مغز نوجوانان (ABCD) را تجزیه و تحلیل کردند تا بررسی کنند که چگونه انواع مختلف تروما ممکن است منجر به پیامدهای سلامت روانی متفاوت با رشد کودکان شود. در حالی که همه انواع تروما با پیامدهای سلامت روان ضعیفتر مرتبط بودند، نتایج شگفتانگیزی ظاهر شد.
منبع: Image by Pexels از Pixabay
برخی از انواع تروما ممکن است به پاسخ های متفاوتی منجر شود
محققان به جای اینکه تروما را به عنوان یک مقوله منحصربفرد ببینند، تروما را به هشت نوع مجزا تقسیم کردند: فقر، تبعیض، درگیری خانوادگی، خشونت بین فردی، تهدید همسالان، تهدید جامعه، ناسازگاری مراقب، و درد مزمن/مسائل پزشکی. آنها سپس اثرات خاص آنها را بر سلامت روان و رشد شناختی تجزیه و تحلیل کردند.
در حالی که همه انواع تروما با پیامدهای سلامت روان ضعیفتر مرتبط بودند، نتایج شگفتانگیزی ظاهر شد. برای مثال، به نظر میرسد فقر و تهدیدهای جامعه منجر به مشکلات سلامت روان کمتری میشود، که به طور بالقوه به دلیل مکانیسمهای سازگاری سازگار در کودکانی است که با ناملایمات مداوم زندگی میکنند.
این مطالعه نشان داد که انواع مختلف تروما – به ویژه آنهایی که مربوط به تعارضات خانوادگی و پرخاشگری همسالان است – به شدت با مشکلات سلامت روان درونی و بیرونی مرتبط هستند. در مقابل، آسیبهای ناشی از منابع خارجی مانند فقر یا تهدید جامعه، مشکلات سلامت روانی درونیسازی و بیرونیسازی کمتری دارند که “به طور بالقوه نشان دهنده سرکوب تطبیقی علائم است.”1
تروما از خانواده منشاء ممکن است اثرات ماندگارتری داشته باشد
این تحقیق نشان میدهد که انواع خاصی از تروما ممکن است به پاسخهای متفاوتی منجر شود، که برخلاف فرضهای معمولی است که اغلب دیدگاههای خطیتر و یکنواختتری در مورد تأثیر تروما دارند. من به عنوان یک بازمانده از ترومای خانواده منشاء، و همچنین به عنوان یک پزشک که با بازماندگان کار میکند، از این یافتهها تعجب نمیکنم که ترومای خانوادهدار میتواند اثرات ماندگارتری نسبت به آسیبهای خارجی داشته باشد. خانواده معمولاً فضای امن، پایه حمایت و عشق است. هنگامی که این فضای امن مختل می شود – چه از طریق سوء استفاده، بی توجهی یا اختلال در عملکرد – باعث ایجاد حس خیانت می شود و آسیب های پایداری به همراه دارد. فقدان ایمنی در خانواده اغلب آسیب های عمیقی به جا می گذارد.
در مقابل، آسیبهای بیرونی، مانند فقر یا خشونت اجتماعی، اگرچه عمیقاً تأثیرگذار هستند، ممکن است با وجود یک محیط خانوادگی باثبات و حمایتکننده تا حدودی مهار شوند. با توجه به آنچه من در تمرین خود دیده ام، یک خانواده ایمن و پرورش دهنده اغلب می تواند به کاهش بسیاری از اثرات دراز مدت آسیب های خارجی و عوامل استرس زا کمک کند. این تمایز آنچه را که بسیاری از پزشکان به عنوان نقش حیاتی واحد خانواده در تقویت یا ممانعت از توانایی فرد برای رویارویی با تجارب آسیبزا و بهبودی پس از آن میدانند، تقویت میکند.
تأثیر بر مراقبت های بهداشتی و مراقبت های آگاهانه تروما
این یافتهها نشان میدهد که انواع خاصی از تروما ممکن است به پاسخهای متفاوتی منجر شود، و بینشهایی را ارائه میدهد که میتواند مراقبتهای آگاهانه از تروما را بهبود بخشد، بهویژه برای ما که در سلامت روان هستیم. محققان قصد دارند به کار خود ادامه دهند و شرکت کنندگان را از دوران نوجوانی تا بزرگسالی مورد بررسی قرار دهند تا اثرات طولانی مدت تجربیات آسیب زا را بهتر درک کنند.
نویسندگان این مطالعه امیدوارند که این یافتهها با ارائه درک دقیقتری از نحوه تأثیر تروما بر کودکان، مداخلات را اصلاح کنند. با این حال، این مطالعه همچنین اشاره می کند که این نتایج پیچیده هستند و ممکن است با بزرگتر شدن کودکان تغییر کنند. ممکن است لزوماً آسیب های مربوط به خانواده همیشه تأثیر بیشتری داشته باشد، اما الگوی پاسخ ها می تواند بسته به نوع تروما و شرایط فردی کودک متفاوت باشد. برای درک کامل این روابط به تحقیقات بیشتر و داده های بلندمدت نیاز است. در حالی که آسیب های مربوط به خانواده ممکن است تأثیر متفاوتی (اغلب پایدارتر) داشته باشد، آسیب های بیرونی مانند فقر و نژادپرستی نیز عواملی حیاتی هستند، به ویژه هنگامی که کودکان به بزرگسالی می روند، و پزشکانی که با بازماندگان تروما کار می کنند، نباید این عوامل را نادیده گرفت.
[ad_2]