[ad_1]

مادر جیمی همیشه منتقد و خودگرا بوده است و جیمی سخت تلاش می کند تا رابطه را به خاطر بچه هایش مدنی نگه دارد. در جشن تولد فرزندش، مادر جیمی ناپدید می شود. او ساعتی بعد از مهمانی با مادرش تماس می گیرد تا بپرسد کجا رفته است و مادرش پاسخ داد که هیچکس به او توجهی نمی کند و او به شدت آسیب دیده است. جیمی احساس خشم می کند. جشن بچه هاست! تمرکز باید روی کودک باشد! اما برای مادرش، این یک جرم بزرگ بود.
ابی با مردی با تمایلات خودشیفتگی رابطه دارد. اخیراً او در محل کار استرس داشته است و او می خواهد شریک خوبی باشد. او به گلایه های کاری او گوش می دهد و حمایت می کند. اخیراً گفته بود که زباله ها را بیرون می آورد. وقتی متوجه شد که دیر شده و او هنوز این کار را نکرده است، به آرامی گفت: “آشغال ها باید امشب بیرون بروند.” در مقابل، او فریاد زد و فریاد زد که باید همه کارها را انجام دهد. ابی احساس کرد که اشتباه کرده است و باید خودش آن را بیرون می آورد.
برای هر کسی که با یک خودشیفته تعامل داشته است، این الگو ممکن است کاملا آشنا به نظر برسد. در حالی که افراد خودشیفته به سرعت و آزادانه دیگران را مورد انتقاد قرار می دهند، آنها قادر به دریافت بازخورد عادی و سالم نیستند. آنها هنگامی که یک موضوع جزئی – واقعی یا خیالی – را درک می کنند، سرزنش می کنند. این می تواند احساس گیج کننده داشته باشد و شما را وادار کند که همه چیزهایی را که گفته اید و انجام داده اید حدس بزنید. چگونه اینقدر به آنها صدمه زدم؟ در آینده چه کارهای متفاوتی می توانم انجام دهم تا آنها احساس آسیب نکنند؟ روی پوسته های تخم مرغ راه می روید، به این امید که بتوانید از شعله ور شدن آنها جلوگیری کنید. در این میان، شک و تردید مداوم به خود و نظارت بر خود می تواند منجر به علائم اضطراب، افسردگی و عزت نفس پایین شود. ما به یک ابزار برای مدیریت این موقعیت ها و محافظت از سلامت روان خود نیاز داریم. در اینجا مواردی وجود دارد که باید در نظر داشته باشید:
- شعله ور شدن سیستم عصبی خود را پیش بینی کنید. وقتی احساس خشم و درد ناشی از یک خودشیفته را برای کاری که گفتهاید یا انجام دادهاید، احساس میکنید که ضربان قلبتان تند میشود، نفستان کوتاه میشود، ماهیچهها منقبض میشوند و موارد دیگر. این مورد انتظار است. بله، این یک ببر دندان شمشیر نیست، اما آن شخص به شما حمله می کند و بدن شما مطابق با آن پاسخ می دهد. شما به یک موقعیت غیرعادی واکنش طبیعی نشان می دهید.
- بدانید که پاسخ آنها ناسالم است. آنچه شما گفتید نباید آن سطح از خشم یا احساس ناراحتی را برانگیخت. عدم تطابق به آنها مربوط می شود – نه شما. مناسب است که نظر، خواسته یا واقعیتی را مطرح کنید و از طرف مقابل بخواهید با آرامش با آن درگیر شود. در مورد جیمی مناسب است که مادرتان را به جشن تولد کودک دعوت کنید و توجه خود را صرفا به او معطوف نکنید. ایرادی ندارد که آنها عصبانی شوند و به شما این احساس را بدهند که کار افتضاحی انجام داده اید. اگر ذهن شما به سرعت اعمال شما و خودتان را زیر سوال می برد، وضعیت را با یک دوست قابل اعتماد در میان بگذارید و ببینید چه می گویند. مهم است که به یاد داشته باشید که شما در واکنش آنها مقصر نیستید.
- گفتگو را تمام کنید هیچ چیز خوبی نمی تواند از درگیر شدن یک خودشیفته در شعله ور شدن ایجاد شود. موضوع را عوض کنید، با فرد دیگری در منطقه صحبت کنید، اتاق را ترک کنید – هر چیزی که توجه را از موضوع فعلی منحرف کند. در حالی که ممکن است اکنون طوری رفتار کنند که این زندگی یا مرگ است، خودشیفته ها به سرعت از موضوعات ناراحت کننده کنار می روند. این نیز از گفتن کلمات بیشتر و بدتر شدن وضعیت جلوگیری می کند.
- خودتو کتک نزن. تقصیر تو نیست که آنها ناراحت شدند. وقتی دیگران نسبت به کاری که ما انجام میدهیم واکنش نشان میدهند، طبیعی است که سعی کنیم بفهمیم چه چیزی گفتهای که آنها را ناراحت کرده است تا دیگر تکرار نشود. بدان که حرفت خوب بود سعی کنید یک نفس عمیق بکشید و آنها را رها کنید. اینجا چیزی برای یادگیری وجود ندارد.
- سیستم پشتیبانی خود را بسازید هنگامی که مرتباً با یک خودشیفته شکننده سروکار دارید، بسیار مهم است که با سایر افرادی که با آنها احساس امنیت می کنید صحبت کنید و آزادانه صحبت کنید. این روابط می تواند به تقویت حس خود و اعتماد به نفس شما در دنیا کمک کند، و تقویت کند که گفتار و کردار شما برای همه توهین آمیز نیست. واقعاً میتواند مفید باشد که خود را فردی مهربان و دلسوز ببینید و نه فردی همیشه خطاکار که خودشیفتهتان از شما تعبیر میکند.
- انتظار داشته باشید که دوباره اتفاق بیفتد. خودشیفتهها معمولاً معتقدند دیگران مقصر احساسات بدشان هستند، بنابراین بعید است که در این موقعیتها به دنبال کمک باشند یا سعی کنند نقش خود را درک کنند. بدون هیچ یادگیری و رشد، این موقعیت ها دوباره اتفاق می افتد. اگر از نظر ذهنی برای شعله ور شدن این فرد آماده هستید، ممکن است بتوانید دفعه بعد که اتفاق افتاد بیشتر متمرکز بمانید.
اگر این موقعیتها ادامه پیدا میکنند، ممکن است مجبور شوید رابطه کلی را ارزیابی کنید. چند لحظه وقت بگذارید و جوانب مثبت و منفی را یادداشت کنید. چرا این شخص را در زندگی خود می خواهید؟ چه چیزی از رابطه بدست می آورید؟ دوست دارید چه چیزی را حفظ کنید؟ دوست دارید چه قسمت هایی را رها کنید؟ وقتی یک ارزیابی صادقانه از رابطه انجام می دهید، می توانید تصمیم بگیرید که در چه جایگاهی می خواهید این شخص را در زندگی خود داشته باشید. شما ممکن است تصمیم بگیرید که ارتباط با این فرد را محدود یا قطع کنید. به خودتان اجازه این کار را بدهید. وقتی نوبت به مدیریت روابط با افراد خودشیفته می رسد، بالاترین اولویت رفاه و سلامت روانی شماست.
[ad_2]