توسعه هویت اجتماعی معتبر
این یک نیاز اساسی انسان است که خود واقعی و واقعی شما باشید. افرادی که می گویند واقعی هستند، در مقایسه با افرادی که احساس نمی کنند می توانند مانند خود واقعی خود رفتار کنند، از رفاه روانی و اجتماعی بهتری برخوردارند. گفته می شود که این زمانی اتفاق می افتد که اعمال شما با رفتارهای شما مطابقت داشته باشد و زمانی که واقعاً احساس می کنید معتبر.
به عقیده نظریه پردازان، جستجوی خود واقعی، تعادلی بین نیازها، خواسته ها و رفتارهای خودمان و همچنین زمینه اجتماعی و محیطی است که این رفتارها را شکل داده است. از بدو تولد، تغییرات در دسته بندی های اجتماعی مانند رنگ پوست و جنسیت ما را تعیین می کند درون گروه ها و برون گروه ها در دنیایی با مقولههای اجتماعی پیچیدهتر، این فرآیند به ما کمک میکند تا مشخص کنیم کدام ویژگیها را در شخصیتهای اصلی خود گنجاندهایم – به اجزای اصلی فرآیندهای تصمیمگیریمان اطلاع میدهند.
ما توسعه میدهیم و یاد میگیریم که خود واقعی خود را از طریق اعتبارسنجی و بیاعتباری مداوم از سوی همسالان، خانواده، و بازیگران اجتماعی قدرتمند (مانند دولت و معلمان) بیان کنیم. هنگامی که درگیر رفتارهایی می شوند که با گروه درون گروهی ما مطابقت دارند، این عوامل توسعه هویت اجتماعی یا رفتارهایی را که با هنجارهای درون گروهی مطابقت ندارند بی اعتبار می کنند یا رفتارهایی را که مطابقت دارند اعتبار می بخشند. فرآیندی به قدری قوی که تا سن 6 سالگی، انسان ها طرفداری درون گروهی و نفرت برون گروهی پیدا کردند.
تهدید هویت اجتماعی برای اصالت
هنگامی که گروه خود را تشکیل دادیم، به طور خودکار می خواهیم از نظر اخلاقی “خوب” دیده شویم، زیرا ما فقط یک انسان هستیم! آشنایی با اعضای گروه خود باعث می شود که به راحتی آنها را به عنوان افرادی گرم و خوشامد تلقی کنیم، در حالی که اعضای ناآشنا گروه برون گروهی ممکن است به طور ناخودآگاه باعث ایجاد احساسات خصومت شوند.
با این حال، یک پیامد ناخوشایند این فرآیند شناختی رایج، گرایش به طرد اعضای درون گروهی است که با باورهای کلیشهای اجتماعی درباره معنای عضو گروه بودن مطابقت ندارند. چنین ابطالهای فرهنگی تهدیدی برای هویت اجتماعی اصیل هستند و زمانی رخ میدهند که افراد به شیوههایی رفتار میکنند که ممکن است بهطور کلیشهای به یک گروه برونگروه مرتبط باشد. به عنوان مثال، فرد ممکن است در هنگام گوش دادن به موسیقی یا لباس پوشیدن به روش هایی که معمولاً با یک گروه بیرونی مرتبط است، دچار بی اعتباری فرهنگی شود.
در چنین مواردی، فرد ممکن است هنگام تعیین اینکه کدام جنبه از اصالت، خود یا درون گروه، بیشتر نماینده هویت اجتماعی آنهاست، با تعارض مواجه شود.
در موارد دیگر، خود زمینه اجتماعی ممکن است مانعی قوی برای ابراز واقعی خود باشد.
معتبر باشید… نه اینطوری
علاوه بر بازخورد درون گروهی که بیان هویت اجتماعی اصیل ما را تعیین می کند، محیط نیز عاملی قوی در تصمیم ما برای درگیر شدن در رفتارهای خاص است.
به دلیل تاریخچه هویت و نابرابری ساختاری مبتنی بر طبقات، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در فضاهای خاص ممکن است ذاتاً هویت های اجتماعی خاصی را در راس قرار دهند. به عنوان مثال، ارتباطات اجتماعی در محل کار اغلب بر اساس ارزش های فرهنگی مشترک، مانند برنامه های تلویزیونی محبوب، تعطیلات مذهبی، یا حتی سبک های گفتار و لباس است. انتظار می رود انطباق با این هنجارها موقعیت اجتماعی فرد را حفظ کند.
هنگامی که این انتظارات رفتاری و اجتماعی با فرهنگ خود فرد همسو می شود، همانطور که در مورد گروه های اکثریت نژادی و/یا جنسیتی وجود دارد، بیان اجتماعی اصیل روان است و بار شناختی کمتری را به خود اختصاص می دهد. با این حال، در مورد گروههای اقلیت، این فرآیند ممکن است به دلیل تلاش برای غلبه بر هنجارهای فرهنگی معتبر که با چنین انتظارات «هنجاری» مطابقت ندارند، با یک فرآیند مدیریت رفتاری و شناختی شدید همراه باشد.
در واقع، تحقیقات با جمعیت های اقلیت های نژادی و جنسیتی نشان داده است که افراد ممکن است به طور فعال رفتار، سبک گفتار و علایق خود را در تلاش برای تطابق آسان با اعضای گروه اکثریت تغییر دهند.
اصالت برای همه
اگرچه ممکن است در چنین استراتژیهای مدیریت تأثیرگذاری، دستاوردهای کوتاهمدتی وجود داشته باشد، اما افراد در برابر مشکلات روانشناختی مانند افسردگی و اضطراب و همچنین پریشانی در محل کار آسیبپذیرتر هستند. پس چه باید کرد؟
در میان فراخوانهای رو به رشدی که ارتباط تنوع، برابری و مداخلات را به چالش میکشند، مهم است که هدف نهایی چنین برنامههایی را برجسته کنیم. برای بهبود کیفیت محل کار.
یک گام این است که روشهایی را که اعمال روزمره ما ممکن است در سوگیریهای اجتماعی و سیستمی غوطهور شود، بشناسیم و یاد نگیریم. خود واقعی شما ممکن است با دیگری متفاوت باشد، اما قضاوتهای ارزشی که ممکن است (نا)خودآگاهانه برای این تفاوتها تجویز کنید، باید مورد تردید قرار گیرند. به عنوان مثال، تقریباً همه پیامدهای نابرابری اجتماعی را احساس میکنند، و آگاهی صریح از این مشارکتها در امری حیاتی مانند بیان هویت اصیل برای ارتقای یک محل کار با کیفیت مهم است.
برجسته کردن و قدردانی از تفاوت ها، به جای استفاده از رویکردهای کوررنگی و بی هویت، تنها قدمی است که افراد می توانند برای بهبود بیان هویت اصیل برای همه بردارند.