05:17 - 2025/01/19

برای کاهش هزینه های دولتی، رسیدگی به بیماری های روانی

[ad_1] اگر مردم در مورد کاهش هزینه های دولت جدی هستند، باید کاهش چشمگیر مشکلات اجتماعی، روانی، عاطفی و رفتاری را با حمایت از ابتکارات پیشگیری و تاب آوری به رهبری جامعه در اولویت قرار دهند. گزارش سال 2024 سلامت روان آمریکا نشان داد که 23 د...

برای کاهش هزینه های دولتی، رسیدگی به بیماری های روانی

[ad_1]

اگر مردم در مورد کاهش هزینه های دولت جدی هستند، باید کاهش چشمگیر مشکلات اجتماعی، روانی، عاطفی و رفتاری را با حمایت از ابتکارات پیشگیری و تاب آوری به رهبری جامعه در اولویت قرار دهند.

گزارش سال 2024 سلامت روان آمریکا نشان داد که 23 درصد از بزرگسالان، یا نزدیک به 60 میلیون نفر، اکنون بیماری روانی را تجربه کرده اند. بیش از 20 درصد از جوانان 12 تا 17 ساله حداقل یک دوره افسردگی اساسی را گزارش کردند و 15 درصد از آنها یک اختلال شدید را تجربه کردند.

این مجموع شامل میلیون ها آمریکایی با شرایط بهداشت روانی گزارش نشده نمی شود.

هزینه های کل این مشکلات بسیار زیاد است. مقاله ای که سال گذشته برای دفتر ملی تحقیقات اقتصادی تهیه شد، می گوید که شرایط سلامت روان اکنون سالانه بیش از 280 میلیارد دلار برای اقتصاد ایالات متحده هزینه دارد. این میزان با رکود هر سال قابل مقایسه است و معادل 1.7 درصد مصرف سالانه کشور است.

هزینه های عظیمی نیز در سطح ایالتی یافت شده است. به عنوان مثال، یک مطالعه در ایندیانا نشان داد که مشکلات سلامت روان درمان نشده در سال 2019 حدود 4.2 میلیارد دلار هزینه سالانه ایجاد کرد. این 1.2 درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه آن ایالت بود و تقریباً 100000 شغل را نشان می داد.

در مورد آن فکر کنید. هر ساله بیماری روانی اثراتی در سطح رکود دارد. با این حال، به جای تغییر سیاست‌ها، همانطور که دولت‌ها معمولاً برای حل هر رکود دیگری انجام می‌دهند، بیشتر همان سیاست‌ها را دنبال می‌کنند.

مشکلات سلامت روان امروزی هزینه های مستقیم هنگفتی را در پی دارد که ناشی از از دست دادن بهره وری اقتصادی، افزایش درمان ها و خدمات انسانی سلامت روانی و جسمی و اثرات آن بر نیروی کار است. هزینه‌های غیرمستقیم سنگین نیز ناشی از کاهش هزینه‌های مصرف‌کننده، تأثیر بر آموزش و آموزش کارگران، و جرایم و خشونت مرتبط با سلامت روان است. به هر شکلی، بار بسیاری از این هزینه ها بر دوش فدرال است دولت

به عنوان مثال، بلایای شدید آب و هوایی از جمله آتش‌سوزی‌ها و طوفان‌ها به طور مستقیم نرخ و هزینه‌های استرس حاد، اختلال استرس پس از سانحه و بیماری‌های روانپزشکی مرتبط را افزایش می‌دهند. تحقیقات همچنین به این نتیجه رسیدند که این بحران به افزایش شیوع و هزینه های کمبودهای تغذیه ای کمک می کند و منجر به افزایش نرخ افسردگی، اختلال دوقطبی و اختلالات عصبی شناختی کودک می شود.

این مشکل همچنین باعث فعال شدن سایر هزینه‌های مهم و در عین حال دشوار می‌شود، از جمله رنج ناشی از افراد مبتلا به اختلالات سوء مصرف مواد مرتبط با سلامت روان، بی‌خانمانی و فقر در خانواده‌ها و جوامعشان.

افراد کمی آن را می بینند، اما بیماری های روانی امروز راه حل های بحران آب و هوا را مسدود می کنند. این به این دلیل است که افراد تحت استرس و آسیب دیده معمولاً به حالت بقای خود محافظت می‌شوند که توانایی آن‌ها را برای سازگاری با شرایط متغیر کاهش می‌دهد یا تغییراتی مانند تغییر به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر را در آغوش می‌کشد.

تاکنون، پاسخ اولیه اکثر نهادهای منتخب به سلامت روان، بهبود سیستم های درمانی بوده است. این مهم است. با این حال، حتی با آموزش بیشتر، هرگز ارائه دهندگان کافی برای پاسخگویی به تقاضا وجود نخواهد داشت. علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که تا 50 درصد از افرادی که به خدمات بهداشت روان نیاز دارند، به دلیل ترس از انگ زدن در صورت مشارکت، تعارض با اعتقادات مذهبی و سایر نگرانی ها، درگیر نمی شوند.

خدمات بهداشت روان نیز واکنشی هستند. آنها افراد را، اغلب یک به یک، تنها پس از تجربه علائم درمان می کنند. آنها به طور فعال از مشکلات در جمعیت بزرگ جلوگیری نمی کنند.

این نشان می‌دهد که صرف افزایش در دسترس بودن خدمات سلامت روان نمی‌تواند مشکل را حل کند. پیشگیری در سطح جمعیت باید به اولویت اصلی تبدیل شود. این امر مستلزم استفاده از رویکرد بهداشت عمومی برای سلامت روان و تاب آوری است.

رویکرد بهداشت عمومی با مدل درمانی فردی بسیار متفاوت است. فرض این است که تعامل عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی باعث فعال شدن مشکلات سلامت روان می شود، نه فقط ژنتیک فردی یا تجربیات اولیه دوران کودکی.

برای پرداختن به عوامل متقاطع، ائتلاف‌های گسترده‌ای از ساکنان و سازمان‌ها در جوامع تشکیل می‌شوند که مداخلات متعددی را برای تقویت «عوامل حفاظتی» – هنجارها، شیوه‌ها و سیاست‌ها – اجرا می‌کنند که فرهنگ جامعه را به سمت اولویت‌بندی سالم، ایمن و عادلانه تغییر می‌دهد. و دیدگاه ها و رفتارهای انعطاف پذیر. ائتلاف‌ها همچنین برای به حداقل رساندن «عوامل خطر» کار می‌کنند که ویژگی‌هایی هستند که سلامتی و انعطاف‌پذیری را تضعیف می‌کنند.

Resilience Essential Reads

برای مثال، بیشتر طرح‌های پیشگیری تحت رهبری جامعه، به جوانان و بزرگسالان کمک می‌کنند تا با افراد و گروه‌هایی که تفکر و رفتارهای طرفدار اجتماعی را ترویج می‌کنند، پیوند برقرار کنند. این پیوندها انزوای اجتماعی و تنهایی را که امروزه باعث ایجاد کشمکش‌های فراگیر برای سلامت روان می‌شود، به حداقل می‌رساند. آنها همچنین کمک متقابل و حمایت عاطفی مورد نیاز در طول تسریع بلایای آب و هوایی شدید ناشی از بحران آب و هوا را به ساکنان ارائه می دهند.

بسیاری از ابتکارات تحت رهبری جامعه همچنین به ساکنان مهارت‌های خودتنظیمی هیجانی آگاه از آسیب‌های روانی را آموزش می‌دهند، به سازمان‌های محلی کمک می‌کنند تا شیوه‌هایی را اتخاذ کنند که سلامت روانی را افزایش می‌دهد، و به روش‌های دیگر فرهنگ محلی را ایجاد می‌کند که سلامت روانی فردی و جمعی، ایمنی و انعطاف‌پذیری را تقویت می‌کند.

اقدامات پیشگیرانه می تواند مقرون به صرفه تر از درمان یا مدیریت شرایط سلامت روان پس از ظهور باشد. به عنوان مثال، یک تجزیه و تحلیل مشترک توسط آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی مشخص کرد که هر 1 دلار سرمایه گذاری در پیشگیری و مداخله زودهنگام برای برنامه های بهداشت روان و اعتیاد، با جلوگیری از کاهش بهره وری و هزینه های بالای مراقبت های بهداشتی، 2 تا 10 دلار پس انداز به همراه دارد. کاهش هزینه های دادرسی کیفری و اطفال.

تحقیق در مورد جوامعی که مراقبت می کنند مدلی که صدها ائتلاف تحت رهبری جامعه در سراسر ایالات متحده اجرا کرده اند، نشان داد که به ازای هر 1 دلار سرمایه گذاری شده 5.31 دلار به دلیل کاهش مصرف مواد و بزهکاری جوانان بازگردانده می شود.

سازمان بهداشت جهانی همچنین تعیین کرده است که ابتکارات بهداشت روان مبتنی بر جامعه مقرون به صرفه بوده و نتایج خوبی به همراه دارد.

برای کاهش هزینه های دولت باید به وضعیت فعلی سلامت روان پرداخت. ابتکارات پیشگیری از سلامت روان تحت رهبری جامعه و ایجاد تاب‌آوری کلیدی برای تحقق این امر است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان