10:54 - 2025/01/18

آیا به خاطر همسر سابقتان شهرها یا کشورها را نقل مکان کردید؟

[ad_1] من اخیراً به این واقعیت اشاره کرده ام که بسیاری از زنانی که با آنها صحبت می کنم شوهران فراری جامعه به خاطر همسران خود، نقل مکان به شهرها یا کشورهای مختلف را قربانی کرده اند. تعجب کردم که آیا این یک روند است یا خیر و در یکی از خبرنا...

آیا به خاطر همسر سابقتان شهرها یا کشورها را نقل مکان کردید؟

[ad_1]

من اخیراً به این واقعیت اشاره کرده ام که بسیاری از زنانی که با آنها صحبت می کنم شوهران فراری جامعه به خاطر همسران خود، نقل مکان به شهرها یا کشورهای مختلف را قربانی کرده اند. تعجب کردم که آیا این یک روند است یا خیر و در یکی از خبرنامه هایم آن را جویا شدم. من از بسیاری از زنان شنیده ام که دست های خود را بلند کرده و می گویند: “من هم”.

منبع: PeopleImages-Yuri A./ Shutterstock

منبع: PeopleImages-Yuri A./ Shutterstock

من خودم با بچه هایم برای شوهر فراری ام نقل مکان کردیم. در دسامبر با او آشنا شدم، اولین قرار ملاقاتمان در ژانویه بود، در آوریل ازدواج کردیم و من در دسامبر به کانادا رفتم. من آپارتمان زیبای خود را که تحت کنترل اجاره بود رها کردم، همه دوستان و خانواده ام را در نیویورک رها کردم و به مونترال آمدم، در حالی که قبل از ملاقات با او کوچکترین فکری در مورد نقل مکان نکردم. اما او می خواست، بنابراین من آن را زیر سوال نبردم – من خیلی عاشق بودم. (من از آن زمان روی آن خط تکانشی کار کرده ام!)

در نتیجه فریاد اخیر من در خبرنامه، ایو این ایمیل را برای من ارسال کرد:

برای شوهرم دوبار کوچ کردم. هر بار باعث می شد که رها شدن در نهایت دردناک تر شود. برخلاف دوستانی که پس از ساختن زندگی در کنار خانواده و دوستان طلاق گرفتند، جابجایی به معنای قربانی کردن مشاغل پایدار، دوری از عزیزان و پشت سر گذاشتن بهترین دوستان و سیستم‌های حمایتی است. وقتی شوهر می رود، کاملاً غیرقابل قبول به نظر می رسد – سال ها فداکاری بدون قدردانی همراه بود.

این حس استحقاق را برجسته می کند. مردم اغلب می گویند من از حرکت خوشحال بودم، اما در حقیقت، احساس می کردم چاره ای ندارم. دنبال حمایت بودم و همیشه نیازهای او را بر نیازهای خودم ترجیح دادم.

با وجود تمام فداکاری‌هایم در تلاش برای ایجاد یک حرفه بین‌المللی، احساس می‌کنم چیزی برای نشان دادن آن ندارم. گاهی اوقات، من فکر می کنم که آیا ماندن در انگلستان، گرفتن یک شغل متوسط ​​در نزدیکی، و اجتناب از آن تحولات، من را بدون وام مسکن و در موقعیت بسیار بهتری امروز رها می کرد.

ایو سپس به تجزیه و تحلیل تفاوت بین رها شدن در زمان نقل مکان و ترک ماندن در زمان ماندن پرداخت:

تجربه یک زن مطلقه معمولی و زنی که چندین بار برای شوهرش قبل از طلاق نقل مکان کرده است، تفاوت های قابل توجهی را در تأثیرات عاطفی، مالی و اجتماعی نشان می دهد:

1. تأثیر عاطفی:

وقتی زن به خاطر شوهرش بارها نقل مکان کرده باشد، وقتی شوهرش می رود، احساس خیانت و رها شدن عمیق تری نسبت به کسی که آن فداکاری های بزرگ را انجام نداده است، خواهد داشت. همسری که نقل مکان کرده است، اغلب نیازهای خود را به عنوان همسر حامی و پشتیبان قرار می دهد و زمانی که او کنار می رود، به خاطر هر چیزی که از خود گذشتگی کرده است، احساس خشم بیشتری می کند.

در مقابل، زنی که در جامعه خود ریشه دوانده بود، از آشنایی با محله خود و سیستم حمایتی اطرافش در زمان پایان ازدواجش به شدت سود می برد.

2. پیامدهای مالی:

همسری که به قصد پیشرفت شغلی شوهرش حرکت کرده است، ممکن است در زمینه شغلی و امکانات کسب درآمد خود دچار ضعف شود. او فرصتی برای ایجاد ارشدیت یا حتی احتمالاً یک شبکه در حوزه کاری خود نداشته است.

همسری که در محیط خانه آشنای خود باقی مانده است، این شانس را خواهد داشت که شغل خود را ارتقا دهد و موقعیت مالی خود را تقویت کند.

3. از دست دادن جامعه و پشتیبانی:

هر بار که همسری نقل مکان می کند، کار بزرگی برای سکونت خانواده و آشنایی با راه خود در شهر جدید دارد و اغلب به تنهایی این کار را انجام می دهد. او فاقد حمایت اجتماعی است که در خانه داشت.

زنانی که حرکت نمی کنند، در صورت نیاز به کمک، از حمایت مداوم خانواده و دوستان قدیمی برخوردار خواهند شد. آنها به راحتی بخشی از جامعه خود هستند.

4. احساس هویت:

این یک مورد بزرگ است! هویت شما اغلب به دایره اطراف شما مربوط می شود، چه از نظر اجتماعی و چه از نظر کاری و اگر به مکانی جدیدی نقل مکان می کنید که هیچ کس شما را نمی شناسد، ممکن است سخت باشد که به هویتی که می خواهید برسید. در خانه داشت.

یک همسر ثابت کار آسان تری خواهد داشت، نه اینکه نیازی به سؤال از خود و تعجب کند که دیگران او را به عنوان یک فرد خارجی چگونه می بینند.

نتیجه گیری:

در حالی که طلاق برای همه چالش برانگیز است، زنانی که فداکاری های مکرر برای شغل یا رفاه شریک زندگی خود انجام داده اند، اغلب درگیری های عاطفی، مالی و اجتماعی را تجربه می کنند که روند بهبودی از رها شدن را به طور قابل توجهی سخت تر می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان