منبع: primipil | آی استوک
تحقیقات مدتهاست به ما گفتهاند که وقتی میخواهیم تغییری در رفتارهای سلامتی خود ایجاد کنیم، به دلیلی نیاز داریم که چرا بخواهیم این کار را برای خودمان انجام دهیم. بسیاری از پروتکل ها از شروع با این “چرا” حمایت می کنند.
هر چیزی که تغییر مورد نظر را به چیزی که فرد برای خود ارزش قائل است و میخواهد آن را پرورش دهد مرتبط میکند، اغلب به عنوان انگیزه درونی نامیده میشود. انگیزه درونی قدرت ماندگاری بیشتری نسبت به انگیزه بیرونی دارد. یک انگیزه بیرونی اغلب با یک پاداش خارجی کوتاه مدت مرتبط است، مانند برنده شدن در یک چالش یا کاهش وزن برای عروسی، که به سرعت از بین می رود.
وقتی نوبت به ایجاد تغییراتی در خودمان می رسد که شامل خوردن غذاهای سالم تر، کاهش وزن و ورزش بیشتر می شود، بسیاری از مردم یک «چرا» قانع کننده دارند. «چرا» آنها شامل مواردی مانند توانایی داشتن احساس بهتر، زندگی طولانیتر، بهبود کیفیت زندگی، توانایی شرکت در فعالیتهای لذتبخش، و سربار نبودن اقوام در آینده است.
بعد از “چرا” چه می آید
لورین بسر، استاد فلسفه در کالج میدلبری، در کتاب خود اشاره می کند هنر جالب (2024) که با افزایش سن، طبیعتاً در مسیر خود قرار می گیریم. بسیاری از ما این را در دیگران و احتمالاً خودمان مشاهده کرده ایم. او توضیح میدهد که با انباشته شدن تجربیات ما، مغز ما به طور طبیعی سعی میکند تا آنجا که ممکن است همه چیز را مستقل کند. این چیز خوبی است. اگر مجبور باشیم به هر کاری که انجام می دهیم فکر کنیم، فلج می شویم، انگار بار اول است.
منظور او این است که همه ما تمایل داریم عادت های خود را به عقب برگردانیم زیرا پر از باورها، پاسخ های احساسی و تجربیات قبلی هستیم. خلبان خودکار به این معنی است که ما مجبور نیستیم به کاری که انجام می دهیم یا واکنش احساسی ما توجه کنیم.
در مقابل، برای اینکه یک رفتار جدید به گونه ای در مغز ما ادغام شود، باید یک مؤلفه شناختی و احساسی مثبت به آن متصل شود تا تغییر قانع کننده باشد، باید جالب (شناختی) و تولید لذت (احساسی).
یک فرد ممکن است شروع به انجام یک سری رفتارهای جدید کند، اما ممکن است از آنها دور شود زیرا هیچ علاقه یا لذتی برای او ندارند. این همان چیزی است که اغلب زمانی اتفاق میافتد که افراد یک برنامه رژیم غذایی یا ورزشی را امضا میکنند. وقتی هیچ علاقه یا ارتباط عاطفی مثبتی در هر مرحله از مسیر وجود نداشته باشد، «چرا» را می توان با جدایی خاصی مشاهده کرد.
مراحل اول
دکتر بسر میگوید یکی از اولین گامها در ایجاد تغییر پایدار این است که آگاه باشیم که در مسیر خود قرار میگیریم و دوباره به حالت خلبان خودکار میرویم. نگرش ها و تجربیات موجود ما می تواند ما را عقب نگه دارد. آگاهی از این تمایل می تواند تواضع باشد.
اما، این آگاهی می تواند راه را برای کنجکاو و علاقه مند شدن و در نهایت یافتن راه های خلاقانه برای غلبه بر تغییرات باز کند. در حالی که کنجکاوی گاهی اوقات می تواند عدم اطمینان ایجاد کند (مانند: الان باید چیکار کنم؟)، همچنین راهی است برای اینکه ذهنمان را درگیر کنیم تا با خلبان خودکار نرویم.
دکتر لیلی زو (2023) در دانشگاه ایالتی واشنگتن آن را به گونه ای دیگر بیان می کند. تحقیقات او نشان می دهد که افراد در مواجهه با یک موقعیت بالقوه ناامید کننده به راحتی می توانند در حواس پرتی یا سرکوب قرار گیرند. همانطور که بسیاری از ما می دانیم، ایجاد تغییرات در رفتارهای بهداشتی و حفظ آنها می تواند بسیار دشوار و خسته کننده باشد. وقتی مردم با ناامیدی مواجه می شوند، اغلب به عادات و رفتارهای قدیمی متوسل می شوند.
ضربه زدن به خلاقیت و احساسات
دکتر ژو دریافت که برای شکستن این چرخه، به یک ذهنیت خلاق نیاز است. خلاقیت معمولاً شامل شکستن فرضیات موجود، مشاهده یک مسئله از زاویه ای متفاوت و سپس به کارگیری فرآیندهای شناختی برای تدوین راه حل های جدید است.
دکتر ژو آن را فراتر می برد. او خلاقیت را به احساسات گره می زند. او میگوید، راهبردهایی که مردم برای تنظیم احساسات خود استفاده میکنند، میتوانند برای تأثیرگذاری بر خلاقیت نیز مورد استفاده قرار گیرند. او دریافت که افراد می توانند از فرآیند ارزیابی مجدد عاطفی استفاده کنند.
یک مثال می تواند مشاهده تلاش های قبلی یا فعلی برای خوردن سالم تر، کاهش وزن یا ورزش بیشتر به عنوان تجربیات یادگیری باشد، نه شکست. در یک سطح خاص تر، اختصاص دادن زمان برای کشف یک ماده غذایی جدید در هر هفته و کشف موارد جدید مورد علاقه، می تواند گام مثبتی باشد. به جای این که فکر کنید ورزش احتمالاً به شما آسیب میزند، میتوانید به دنبال گزینههایی باشید که احساس خوبی داشته باشند یا حداقل صدمه نزنند. وقتی شروع به جستجو کردید گزینه های زیادی وجود دارد.
بسیاری از ما راههایی را برای زندگی انتخاب کردهایم که احساس راحتی میکنند و اغلب درجاتی از لذت را به ما میدهند. اما اگر به دنبال انجام کاری بهتر برای زندگی و سلامت خود هستیم، باید از ذهن خود استفاده کنیم و احساسات ما ما باید ذهن خود را با کنجکاو شدن در مورد گزینه ها و باز شدن در برابر این ایده درگیر کنیم که می توانیم یک واکنش عاطفی مثبت به انتخاب های جدید زندگی خود ایجاد کنیم.