بسیاری از ما آرزوی شادتر بودن را داریم، اما تعداد کمی از ما وقت خود را به ایجاد درک علمی از چیستی شادی و چگونگی دستیابی به آن اختصاص می دهند.
البته هزاران سال است که بحث های فلسفی در مورد ماهیت خوشبختی زیاد است و ما در اینجا زیاد در آن علف های هرز گیر نمی کنیم! اما ما بینشهای جالبی از روانشناسی و علوم اجتماعی ارائه خواهیم کرد که ممکن است برخی از مفروضات و شهودات شما را به عقب براند.
در اینجا سه چیز وجود دارد که مردم در مورد شادی اشتباه می کنند:
1. خوشبختی فقط انباشته شدن بسیاری از تجربیات مثبت است
شاید بتوان شادی را اثر تجمعی بسیاری از تجربیات مثبت تصور کرد. هر چه فرد از لذت لحظه به لحظه بیشتر بهره مند شود، شادتر است. اما روانشناسان تمایز مهمی بین شاد بودن قائل هستند در و شاد بودن با زندگی فرد (تلاشها برای جمعآوری دادهها در مورد شادی، مانند گزارش شادی جهانی گالوپ، به طور فزایندهای تلاش میکنند تا این دو مورد را جداگانه اندازهگیری کنند). یک فرد می تواند مقادیر زیادی از لذت لذت جویانه را هر روز تجربه کند، اما زمانی که از او خواسته می شود زندگی خود را به عنوان یک کل ارزیابی کند، رضایت کمی را گزارش می دهد – یا برعکس.
این دو شکل از رفاه اغلب با یکدیگر معامله می کنند. یک دونده مسافت ممکن است هر روز چندین ساعت را با ناراحتی جسمی قابل توجهی سپری کند، در حالی که حس موفقیت و هدفی که دویدن برای او به ارمغان می آورد به رضایت بسیار بالایی از زندگی کمک می کند. از طرف دیگر، برای برخی افراد، زندگی با لذتهای لذتبخش کوتاهمدت (مانند غذا، رابطه جنسی و مواد مخدر) رضایت کلی را به همراه نخواهد داشت.
یکی دیگر از مشکلات استفاده از لذت لحظه به لحظه به عنوان تنها معیار برای سلامت کلی یک فرد این است که مردم اغلب در به یاد آوردن آنچه که در یک لحظه خاص بوده اند، بد هستند. دانیل کانمن روانشناس مشهور بین “تجربه کردن خود“و”به یاد آوردن خود'، و به اختلافات اجتناب ناپذیر بین این دو اشاره می کند. در حالی که این اولی است که لذت یا درد را همانطور که در زمان واقعی اتفاق میافتد تجربه میکند، دومی است که خاطرات این تجربیات را ایجاد و ارزیابی میکند تا داستان وسیعتری از زندگی ما حفظ شود. یکی توانست هنوز این استدلال فلسفی را مطرح کنید که معیار «واقعی» شادی، مجموع تجربیات لذتگرایانه ماست (همانطور که برخی چنین کردهاند)، اما تحت مدل کانمن، تلاش برای استفاده عملی از چنین معیاری همیشه نادرستی را به همراه خواهد داشت.
همه اینها به شما چه می گوید که چگونه می توانید شادی خود را افزایش دهید؟ خرد دریافتی اغلب حکم میکند که با تلاش برای زندگی کاملتر «در لحظه»، خود تجربهشده را در اولویت قرار دهید. اما اگر تجربیات لحظه به لحظه شما زودگذر است (و به خاطر آوردن دقیق آنها غیرممکن است) – و داستانی که در مورد آنها برای خود می گویید، مصنوع بادوام تری است که در طول زمان زنده می ماند – شاید بتوان استدلال کرد که روش شما قاب تجربیات شما ممکن است قدرتمندتر از خود تجربیات باشد.
نه تنها این، بلکه این واقعیت که روایتی که خود به یادگار میسازد میتواند کاملاً متفاوت از تجربیات واقعی شما باشد، آن را به طرز شگفتآوری انعطافپذیر میکند. این به شما این توانایی را میدهد که رویدادهای خاص را به گونهای که بیشترین کمک را برای سلامتی شما دارد، تنظیم کنید. شما می توانید این کار را هر دو انجام دهید عطف به ماسبق (“دریافت بازخورد منفی در مورد آن درخواست شغلی به من این امکان را داد که مهارت های خود را بهبود بخشم و شغل متفاوتی پیدا کنم که حتی برای آن مناسب تر هستم”) و پیشگیرانه (“ممکن است در مورد ارائه این ارائه عصبی باشم – اما چقدر احتمال دارد که همکارانم یک ماه دیگر آن را با جزئیات به خاطر بسپارند؟”).
این بدان معنا نیست که شما باید از خود تجربه شده غافل شوید! جستوجوی لذت لذتبخش و تلاش برای حضور تا حد امکان در طول تجربیات مثبت میتواند بخش مهمی از معنای زندگی شاد برای بسیاری از افراد باشد. اما ارزش این را دارد که این احتمال را در نظر بگیریم که دستیابی به خوشبختی ممکن است مستلزم توجه به هر دوی خود و عمدی در مورد نحوه رسیدگی به هر یک باشد.
2. پول نمی تواند خوشبختی شما را بخرد
دو نکته رایج در مورد رابطه بین پول و خوشبختی این است که (1) با ثروت بیشتر رضایت بیشتری حاصل می شود، و (2) برعکس – شادی «واقعی» هرگز خریدنی نیست. اما شواهد به تعامل بسیار پیچیدهتر از آنچه در هر یک از این روایات به تصویر کشیده شده اشاره میکنند.
یک مطالعه معروف در سال 2010 به این نتیجه رسید که رضایت از زندگی با درآمد تا آستانه 75000 دلار در سال افزایش می یابد، که نشان دهنده نقطه کاهش بازده است. یکی بعداً با این موضوع مخالفت کرد و یک همبستگی مثبت بین ثروت و شادی یافت که حتی برای درآمدهای بیش از 120000 دلار نیز ادامه دارد. در سال 2023، محققان در هر دو مقاله برای یک همکاری متخاصم با یکدیگر همکاری کردند تا این نتایج متناقض را با هم تطبیق دهند. نتیجه گیری آنها به طور کلی از این ایده پشتیبانی می کند که شادی با درآمد افزایش می یابد بدون برخورد به فلات اما برای اقلیتی از ناراضیترین شرکتکنندگان، این فلات چنین بود وجود دارد – شاید به این دلیل که ظرفیت آنها برای رفاه توسط عوامل دیگری مانند سوگ، بیماری یا افسردگی محدود شده بود.
آیا این نتایج نشان می دهد که برای شادتر بودن باید کسب درآمد را در اولویت قرار دهید؟ نه لزوما. یکی، این واقعیت است که ثروت است الف عاملی که به رفاه بهتر کمک می کند به این معنی نیست که در میان است مهمترین عوامل در شرایط خاص شما (یا، در واقع، هر کسی). تحقیقات بسیاری از عوامل مهم دیگر برای شادکامی، مانند فراوانی تعاملات اجتماعی را شناسایی کرده است. بنابراین، تمرکز یکجانبه بر روی ساعات کاری بیشتر به قیمت دیدن دوستان، برای مثال، میتواند برای سلامتی شما کاملاً منفی باشد.
ثانیاً، وجود یک همبستگی ثروت و شادی لزوماً به این معنا نیست که بیشتر مردم اگر به دنبال مشاغل پردرآمدتر باشند، شادتر خواهند بود. بدیهی است که نقشهای مختلف برای افراد مختلف مفید خواهد بود. یک کلارینتیست که تبدیل به مدیر صندوق سرمایه گذاری شده است و علاقه خود را به خاطر چک دستمزد کلان تر کنار می گذارد، ممکن است در حقوق شش رقمی رضایت کمتری نسبت به شخصی که به طور طبیعی جذب دنیای مالی شرکت ها شده است، پیدا کند.
در نهایت، رابطه بین ثروت و شادکامی شناسایی شده در مطالعه است لگاریتمی به جای خطی این بدان معنی است که در حالی که شادی با درآمد افزایش می یابد، با افزایش درآمد، تأثیر کاهش می یابد. 10000 دلار اضافی در سال برای فردی که 30000 دلار درآمد دارد بسیار بیشتر از فردی که 100000 دلار درآمد دارد تأثیر خواهد داشت. این همبستگی لگاریتمی به این معنی است که بالاتر از یک آستانه درآمد معین، منافع رفاهی به اندازهای کوچک میشود که تقریباً بیمعنی است – و بنابراین با بالا رفتن درآمد یک فرد، کسب درآمد بیشتر به عنوان وسیلهای برای افزایش شادی ضعیفتر میشود.
3. شما نمی توانید تصمیم بگیرید که شادتر شوید
در حالی که مردم اغلب به زندگی های نه چندان رضایت بخش دست می زنند و آنها را به شانس، شرایط یا حتی ژنتیک می گویند، تحقیقات نشان می دهد که است ممکن است شیوه هایی را اتخاذ کنیم که شادی ما را افزایش دهد. در حالی که اختلاف زیادی در مورد اینکه دقیقاً چقدر تغییر در شادی ناشی از عوامل تحت کنترل ما است، وجود دارد، محققان عموماً بر این ایده همگرا شدهاند که حداقل نسبت معنیداری است.
البته این بدان معنا نیست که مردم را باید به خاطر ناراحتی شان سرزنش کرد. اولاً، مطالعات به شادی بودن اشاره می کنند تا حدی – نه به طور کامل و نه حتی در درجه اول – تحت کنترل ما (مشهورترین تلاش برای تعیین کمیت این تخمین است که سطح رفاه یک فرد به دلیل فعالیت عمدی حدود 40٪ است، و دیگران این تعداد را بسیار کمتر می دانند). ثانیاً، تحقیقات نشان می دهد که عواملی مانند سوگ، بیماری روانی یا تروما می تواند محدودیتهای جدی برای توانایی فرد برای بهبود رفاه خود قائل شوید – برای مثال، به یاد بیاورید که ناراضیترین شرکتکنندگان در مطالعه درآمدی که قبلاً مورد بحث قرار گرفتیم، دستاوردهای شادی معنیداری بالاتر از یک آستانه ثروت خاص را تجربه نکردند. اما هنوز باید این ایده را در نظر گرفت که رفاه ما ممکن است انعطاف پذیرتر از آن چیزی باشد که تصور می کنیم، و حداقل تلاش برای مداخلاتی که ممکن است آن را تقویت کند.
این ایده که افراد می توانند رفتار خود را تغییر دهند تا بر سلامتی خود تأثیر بگذارند، ممکن است در تضاد با پدیده معروف به نظر برسد. سازگاری لذت جویانهبه موجب آن افراد تمایل دارند در نهایت پس از تجربیات مثبت یا منفی به یک “نقطه تعیین شده” شادی پایدار بازگردند. با این حال، برخی از روانشناسان پیشنهاد کرده اند که اگرچه سازگاری لذت جویانه یک نیروی قدرتمند است، اما همچنان می توان به دستاوردهای شادی پایدار از تغییرات مثبت زندگی دست یافت. به عنوان مثال، مدل پیشگیری از انطباق لذتگرایانه شلدون و لیوبومیرسکی بیان میکند که نقطه تنظیم لذتگرایانه یک فرد در واقع یک محدوده است و رفتارهای خاص میتواند به او کمک کند تا به حد بالایی آن محدوده برسد (و در آن بماند). مداخلات خاصی که آنها پیشنهاد می کنند در حال افزایش است تنوع از تجربیات مرتبط با تغییر مثبت زندگی (نه فقط خرید عضویت برای یک باشگاه جدید، بلکه به طور منظم برنامه تمرینی را که در آنجا انجام می دهید تغییر دهید) و مکرراً وقت بگذارید قدردانی این تغییر چگونه به نفع آنها بوده است.
اگر مزایایی که از تغییرات مثبت زندگی به دست میآوریم میتواند به ایجاد تازگی، تحریک و دلیل برای قدردانی ادامه دهد، این باید به خفه کردن اشتیاق همیشگی برای چیزهای بیشتر کمک کند که اغلب ما را روی تردمیل لذتبخش نگه میدارد.