منبع: آندرس گومز / Unsplash
تصور می شود که رنگ ها دارای معنای عاطفی هستند. حتی بیشتر از آن، بسیاری موافقند که رنگ در طرز فکر و احساس ما بر ما تأثیر می گذارد. ما میتوانیم منابع زیادی پیدا کنیم که به ما میگویند دیوارهای اتاق خواب خود را به رنگهای آبی و سبز رنگ آمیزی کنیم، زیرا این رنگها باعث آرامش و آرامش ما میشوند. سپس، منابع دیگر به ما می گویند که اطراف خود را با زردهای پر جنب و جوش احاطه کنیم تا ما را شاد کنند، یا برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، قرمز بپوشیم.
متأسفانه، ما داده های علمی کمی داریم که از چنین ایده هایی پشتیبانی می کند. برای بسیاری از شواهد، روشها اغلب رنگهای محصولات یا داروهای خاص را مورد هدف قرار میدادند و نحوه تأثیر آنها بر رفتار مصرفکننده را آزمایش میکردند. انجام این کار منطقی است، زیرا معانی احساسی رنگ ها احتمالاً بسته به زمینه متفاوت است. ما به طور خودجوش به یک مثال برای سبز فکر کردیم. این رنگ مطمئناً در یک روز آفتابی گرم هنگام قدم زدن در یک جنگل سرسبز دلپذیر است. با این حال، این رنگ بدون شک زمانی که روی تکه چیزکیک در یخچال ما دیده می شود منزجر کننده است. و در واقع، نظریه رنگ در زمینه (الیوت، 2015) استدلال می کند که موقعیت ها معنای رنگ ها را تعیین می کنند. با این حال، قبل از مطالعه و توضیح موقعیتهای ممکن متعدد، ما آن را ارزشمند دانستیم که یک نوع استاندارد طلایی، یعنی درک معانی احساسی رنگها به طور کلی، فراتر از هر زمینه خاصی را ایجاد کنیم (به مطالعات تجربی در Jonauskaite و همکاران، 2019 مراجعه کنید. ، 2020، 2024؛ رام و همکاران، 2020).
ما این سوال را در بررسی خود که شامل 128 سال تحقیق در مورد روابط رنگ-احساس بود، آزمایش کردیم (Jonauskaite & Mohr، 2025). روانشناسی تجربی به درستی در سپیده دم قرن بیستم متولد شد. و بنابراین، ما میتوانیم اولین مقاله مرتبط را در جلد هفتم (مقاله 1) این کتاب بیابیم مجله روانشناسی آمریکا، منتشر شده در 1895 (Major, 1895). جدیدترین مقالات این بررسی در سال 2022 منتشر شد، زیرا تا آن زمان استخراج داده های خود را بسته بودیم. در این مرحله، بیش از 4000 مقاله منتشر شده داشتیم که به نوعی با رنگ و احساس مرتبط بودند.
اکنون، ما روند انتخاب طولانی خود را با بررسی جزئیات مطالعه مربوطه آغاز کردیم. ما فقط مطالعات بررسی شده را نگه داشتیم که به زبان انگلیسی منتشر شده بودند، بر روابط عمومی رنگ-احساس تمرکز داشتند، بزرگسالان سالم را آزمایش کردند و تحت شرایط آزمایشی کنترل شده انجام شدند. پس از این انتخاب، 132 مطالعه قابل اعتماد و با کیفیت بالا برای ما باقی ماند.
راه های بسیاری برای آزمایش روابط بین رنگ ها و احساسات
در سراسر مطالعات، رنگ ها به روش های مختلفی ارائه شده اند. عمدتاً، محققان به شرکتکنندگان رنگهای واقعی (۸۰ درصد) را با استفاده از تکههای رنگی با دقت کنترل شده روی صفحههای کامپیوتر کالیبره شده یا اشیاء رنگی نشان دادند. دیگران کلمات رنگی مانند “قرمز” یا “آبی” را ارائه کردند، در حالی که دیگران هر دو رویکرد را ترکیب کردند. به طور متوسط، مطالعات از 10 رنگ هنگام استفاده از اصطلاحات رنگی و 32 سایه در هنگام استفاده از تکه های رنگی استفاده کردند.
برای اندازهگیری روابط عاطفی، محققان شبکهای به همان اندازه گسترده ایجاد کردند. برخی از مطالعات بر ابعاد عاطفی اساسی متمرکز بودند: از شرکت کنندگان پرسیدند که آیا فکر می کنند رنگ ها مثبت یا منفی، آرام یا هیجان انگیز، قدرتمند یا ضعیف هستند. دیگران در مورد احساسات خاصی مانند شادی، خشم یا غم سوال کردند (مثلا کدام رنگ ها را با شادی تداعی می کنید؟). حتی دیگران حالت های احساسی چهره، حالات بدنی و حتی پاسخ های فیزیولوژیکی شرکت کنندگان مانند ضربان قلب یا تعریق کف دست را اندازه گیری کردند.
در مواجهه با چنین اندازه گیری های متنوع، نتایج را در دسته های رنگی گروه بندی کردیم. به عنوان مثال، تمام سایه های مختلف آبی به عنوان نمایانگر “آبی” در نظر گرفته شد. در مورد احساسات، ما به آنچه نویسندگان اصلی استفاده کرده بودند، ماندیم.
یافته های کلیدی مرور سیستماتیک ما
منبع: عکس راماکانت شاردا در Unsplash
دسته بندی رنگ ها
- قرمز به احساسات با شدت بالا مثبت و منفی ارتباط دارد. این با عشق و اشتیاق و همچنین خشم و عصبانیت همراه است. قرمز به طور مداوم نشان دهنده انرژی و قدرت بالا است.
- زرد و نارنجی هر دو به احساسات مثبت و پرانرژی مانند شادی، سرگرمی و هیجان مرتبط هستند.
- آبی، سبز و سبز آبی (به نام فیروزه ای، آبی، فیروزه ایو غیره) هستند با آرامش، آسایش و رضایت مرتبط است. جالب اینجاست که آبی جنبه مالیخولیایی نیز دارد و گاهی با غم و اندوه همراه است.
- صورتی رنگ مثبت است که با عشق، شادی و لذت همراه است.
- بنفش یک است رنگ قدرت و غرور، اما با آرامش و ترس نیز همراه است و نشان می دهد که معانی بنفش چقدر می تواند متنوع و متنوع باشد.
- رنگ های آکروماتیک: سفید یک رنگ مثبت است که با احساسات صلح آمیز مانند امید و آرامش مرتبط است. خاکستری با احساسات منفی کم انرژی مانند خستگی و ناامیدی مرتبط است، در حالی که رنگ سیاه به احساسات منفی پرانرژی مانند ترس و خشم مرتبط است.
فراتر از دسته بندی های رنگی
ویژگی های رنگ، مانند سبکی و اشباع، به همان اندازه، اگر نه بیشتر، برای تداعی احساسات مهم بودند. برای مثال، رنگهای روشنتر احساسات مثبت بیشتری را برانگیخته میکنند، در حالی که سایههای تیرهتر با احساسات منفی بیشتری مرتبط هستند. این نتایج مستقل از رنگ بودند – یعنی اینکه سایه ها زرد، سبز یا بنفش بودند. سپس، رنگهای اشباعتر (روشنتر) به احساسات انرژی بالاتر مرتبط میشوند در حالی که رنگهای کمتر اشباع شده (خاموش) با احساسات کمتر هیجانانگیز، کمتر فعال و آرامتر همراه هستند.
یافته های مهم دیگر شامل تمایز بین رنگ های گرم (قرمز، زرد، نارنجی) و رنگ های سرد (آبی، سبز) بود. هر دو گروه احساسات مثبت را برانگیختند، اما رنگهای گرم با احساسات پرانرژی و قدرتمند و رنگهای سرد با احساسات آرام و آرامشبخش مرتبط شدند.
یک رنگ-احساسات زیاد و یک احساس-خیلی رنگ
همه این یافته ها به این معنی است که روابط رنگ-احساس چند به چند است. یعنی یک رنگ میتواند چندین تطابق احساسی داشته باشد، در حالی که یک احساس میتواند به چندین رنگ مرتبط باشد. بنابراین، روابط گزارش شده قوانین مطلق نیستند، بلکه معانی احساسی ممکنی را که ممکن است یک رنگ داشته باشد، منتقل می کنند.
بنابراین، آیا رنگ ها را احساس می کنیم؟
ما سازگاری قابل توجهی از روابط رنگ-احساس در روش های مختلف تحقیق، چندین دهه و فرهنگ های متنوع پیدا کردیم. چه محققان به شرکت کنندگان تکه های رنگی نشان دادند، از کلمات رنگی استفاده کردند، یا احساسات را از طریق پرسشنامه، چهره یا پاسخ های فیزیولوژیکی اندازه گرفتند، الگوهای مشابه بارها و بارها ظاهر شدند.
یافتههای ثابت در ادبیات احتمالاً نشاندهنده درک مشترکی از روابط رنگ-احساس است که فراتر از مرزهای جغرافیایی و زبانی است (همچنین به تحقیق ما در 30 کشور، منتشر شده در Jonauskaite و همکاران، 2020 مراجعه کنید). در جنبه مثبت، این ثبات رنگ را به ابزاری قدرتمند برای تسهیل ارتباطات عاطفی تبدیل می کند. از طریق رنگ، می توانیم معنا را تقویت کنیم. از طرف هشدار دهنده، ما نباید طعمه این ایده شویم که این ثبات مستلزم تجارب عاطفی است.
فقط به این دلیل که مردم به طور مداوم رنگها را با احساسات مرتبط میکنند، به این معنا نیست که رنگها واقعاً این احساسات را در ما ایجاد میکنند. در مورد آن فکر کنید: ممکن است آبی را با آرامش یا زرد را با شادی مرتبط کنیم، اما صرفاً نگاه کردن به دیوار آبی یا زرد وضعیت عاطفی ما را تغییر نمی دهد. این ارتباطات رنگ-احساس در ذهن ما به عنوان تداعی های آموخته شده وجود دارد، نه به عنوان علل و اثرات مستقیم. اگر رنگها مستقیماً احساسات را تحریک میکنند، تصور کنید که قدم زدن در یک مرکز خرید رنگارنگ چقدر طاقتفرسا خواهد بود – با هر رنگی که میبینیم، گردبادی دائمی از احساسات مختلف را تجربه میکنیم. آیا به نظر شما این سوال به اندازه ما جذاب است؟ پست قبلی وبلاگ ما را بخوانید “قرمز با عشق همراه است، اما آیا ما واقعا آن را احساس می کنیم؟”
این پست بر اساس مقاله علمی ”آیا رنگ ها را احساس می کنیم؟ بررسی سیستماتیک 128 سال تحقیق روانشناختی که رنگ ها و احساسات را به هم مرتبط می کند” منتشر شده در بولتن روانشناسی و بررسی در ژانویه 2025