صدای اورول از طریق برنامه های متعدد بی بی سی و دیگر برنامه ها به مخاطبان رسید، اما امروز هیچ ضبطی باقی نمانده است.
منبع: BBC/نویسنده ناشناس، از طریق Wikimedia Commons (دامنه عمومی)
جورج اورول یک بار مشاهده کرد: “چیزی به نام دوری از سیاست وجود ندارد… همه مسائل مسائل سیاسی هستند.” امروز، این احساس بیشتر از همیشه مرتبط است. از لباسهایی که میپوشیم تا برنامههایی که تماشا میکنیم، تقریباً همه چیز به نظر میرسد معنای سیاسی، چه قصد داشته باشیم یا نه.
این همهجانبه بودن سیاست میتواند مردم را نسبت به اینکه آیا حقیقت هنوز مهم است بدبین کند. سیاست، برخلاف حقیقت عینی، به ادراک بستگی دارد، بنابراین وقتی همه چیز سیاسی است، حقیقت می تواند دست نیافتنی به نظر برسد. با این حال، این بدبینی اجتناب ناپذیر نیست. برای مقاومت در برابر آن، باید بین معنای سیاسی و معنای تحت اللفظی (یا آنچه فیلسوفان «معنای معنایی» مینامند) تمایز قائل شویم.
معنای سیاسی چیست؟
معنای سیاسی نوعی معنای اجتماعی است. معانی اجتماعی هستند تداعی های نمادین جوامع به چیزها، اعمال یا کلمات متصل می شوند. همانطور که فیلسوف سالی هاسلنگر اشاره می کند، چیزهایی مانند غذا، پول و جواهرات دارای معانی اجتماعی هستند: “صورتی به معنای دختر و آبی به معنای پسر است، درست است؟” این معانی با اعطای ارزش، مثبت یا منفی، به محیط ما، تعاملات ما را هدایت می کند (هالنگر، 2015).
معنای سیاسی، به ویژه، از تداعی هایی که جوامع به چیزها متصل می کنند، پدید می آید. سیاست فعالیتی است که هدف آن حل مشکلات جمعی میان جوامع است. این منعکس کننده کمک های درک شده از اقدامات، اشیاء یا ایده ها در بحث های سیاسی است. به این معنا، معنای سیاسی همه چیز در مورد ادراک است.
شعار فمینیستی «شخصی سیاسی است» را در نظر بگیرید. این شعار به روشهایی اشاره میکند که در آن جنبههای شخصی زندگی یک زن – بدن او، شغل او، وضعیت او به عنوان یک مادر (یا نه به عنوان یک زن) – همهشان سیاسی میشوند به عنوان مثال، آنچه ما در فضای مجازی پست می کنیم، می تواند معنای سیاسی پیدا کند، نه تنها دارای اهمیت شخصی، بلکه دارای وزن معنای سیاسی است.
این همهجا بودن معنای سیاسی توضیح میدهد که چرا سیاست میتواند احساس طاقتفرسا کند. اشیاء روزمره، از خودروها تا مارک های قهوه، سیگنال های سیاسی می فرستند. رسانه های اجتماعی، به ویژه، به عنوان ماشینی برای تولید و تقویت معنای سیاسی، اغلب با سرعت برق عمل می کنند.
چه چیزی سیاست را ناامیدکننده می کند؟
سیاست می تواند ناامید کننده باشد زیرا بحث بر سر “واقعیت ها” اغلب به نبرد بر سر تفاسیر سیاسی تبدیل می شود. کلماتی مانند «مهاجرت»، «تغییر آب و هوا» و «نظریه نژادی انتقادی» نه تنها بر سر معانی تحت اللفظی بلکه بر سر انجمنهای سیاسی مرتبط با آنها، باعث ایجاد اختلافات شدید میشود.
تداعیهای متفاوتی که افراد با این اصطلاحات ایجاد میکنند، بر نحوه چارچوببندی آنها بر حقایق تأثیر میگذارد. و البته این گونه درگیری ها معانی سیاسی جدیدی نیز ایجاد می کند.
به عنوان مثال، عبارت “تغییر آب و هوا” ممکن است برای برخی با اجماع علمی همراه باشد، در حالی که برای برخی دیگر، با توطئه هایی در مورد کنترل دولت مرتبط است. این تداعیهای متفاوت میتوانند این احساس را ایجاد کنند که مردم در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند – یک طرف بر محتوای واقعی تمرکز میکند در حالی که طرف دیگر بر هویت گروهی یا وفاداری سیاسی تأکید میکند.
شبکه های اجتماعی این مشکل را تشدید می کنند. آنچه به عنوان بحث در مورد حقایق آغاز می شود، به سرعت به رقابتی تبدیل می شود که تفسیر سیاسی چه کسی غالب است.
تفاوت معنای سیاسی با معنای تحت اللفظی
مهم است که معنای سیاسی را از معنای تحت اللفظی یا معنایی متمایز کنیم. معنای تحت اللفظی یا معنایی (یا آنچه فیلسوفان آن را محتوای گزاره ای می نامند)، به محتوای واقعی یک ادعا اشاره دارد که بر اساس شرایطی که در آن ادعا می شود، مشخص می شود. به عنوان مثال، معنای تحت اللفظی “تغییر آب و هوا واقعی است” به سادگی این است که تغییرات آب و هوایی به دلیل انتشار کربن وجود دارد و اتفاق می افتد.
در مقابل، معنای سیاسی همان ادعا بستگی به تفسیر جامعه از آن دارد. برای برخی، این نشانه احترام به علم و مسئولیت زیست محیطی است. برای دیگران، تهدیدی برای آزادی شخصی یا تأیید بیش از حد دولت است.
این تمایز به ما میگوید که چرا بحثهای سیاسی اغلب غیرمولد به نظر میرسد. زمانی که یک طرف بر حقایق متمرکز است در حالی که طرف دیگر از هویت های سیاسی دفاع می کند، استناد به شواهد می تواند بی ربط به نظر برسد. بحث کمتر در مورد واقعیت و بیشتر در مورد تأیید وفاداری گروهی می شود.
چگونه در معنای سیاسی حرکت کنیم
تشخیص تفاوت بین معنای سیاسی و تحت اللفظی می تواند به ما در عبور از این چالش ها کمک کند. در حالی که معانی سیاسی برای درک چگونگی درک مردم از جهان مهم هستند، آنها تعیین نمی کنند که چه چیزی درست است یا چه کاری باید انجام شود.
به عنوان مثال، یک مشاور سیاسی ممکن است نحوه دریافت یک سیاست را در جوامع مختلف ارزیابی کند، اما یک متخصص آب و هوا ارزیابی می کند که آیا این سیاست به طور موثر به مسائل زیست محیطی می پردازد یا خیر. هر دو دیدگاه مهم هستند، اما اهداف متفاوتی دارند.
هنگام شرکت در مناظره، تشخیص اینکه آیا در حال بحث در مورد حقایق یا تفاسیر سیاسی آنها هستید، مفید است. این می تواند ناامیدی را کاهش دهد و مکالمات سازنده تری را ترویج کند.
افکار نهایی
اورول درست می گفت که همه چیز می تواند سیاسی شود – هر چیزی می تواند معنای سیاسی پیدا کند – حتی اظهارات مربوط به خود حقیقت. اما او همچنین هشدار داد که اجازه نمیدهیم سیاست واقعیتهای جهان را مبهم کند. رمان کلاسیک او 1984 یادآوری قدرتمندی است که حقیقت برای دموکراسی ضروری است. اگر بخواهیم تشخیص دهیم که در سیاست حقیقت و معنا وجود دارد، از قضا باید به یاد داشته باشیم که حقیقت و معنایی خارج از سیاست وجود دارد. در حالی که معنای سیاسی همیشه ادراکات را شکل می دهد، این وظیفه ماست که فراتر از آن نگاه کنیم.