[ad_1]

برای اینکه بتوانید یک سخنرانی را با موفقیت ارائه کنید، اکثر سخنرانان حرفه ای موافق هستند که باید آن را درونی کنید، آن را به طور کامل بشناسید، آنقدر خوب بدانید که در “حافظه ماهیچه ای” شما باشد. ما اغلب عبارت حافظه عضلانی را تعریف نمی کنیم، اما همه ما به احتمال زیاد معنای آن را درک می کنیم. حداقل به این معنی است که حرکات و کلمات شما به طور یکپارچه با هم هماهنگ هستند. شاید این بدان معناست که شما می دانید کجا باید مکث کنید و به تماشاگر نگاه کنید و منتظر عکس العملی باشید که می دانید خواهد آمد. شاید این بدان معناست که دقیقاً زمان مناسبی را برای یک داستان قاتل که با آن شروع میکنید، میدانید تا مخاطب هر بار همراه باشد.
پس دقیقاً کجا هستند آن «عضلات» که «حافظه» برای ارائه سخنرانی به این خوبی دارند؟ بسیاری از ما با مغز شروع می کنیم – این همان جایی است که در بیشتر موارد به حافظه می اندیشیم. آنهایی از ما که چیزی در مورد علوم اعصاب یاد گرفتهاند، میدانند که تعداد نورونهای ما در رودههایمان بیشتر از یک گربه در سر است – بنابراین رودههای ما ممکن است مکان بعدی برای جستجوی حافظه عضلانی باشد.
اکنون، طبق یک مطالعه جدید و جذاب، مشخص شده است که سلولهای کلیهها و تاندونهای شما نیز میتوانند چیزها را به خاطر بسپارند – و احتمالاً به این معنی است که اندامها و ماهیچههای بدن شما ظرفیت یادگیری و به خاطر سپردن چیزهای اساسی را دارند. “حافظه عضلانی” اصطلاحی بسیار دقیق تر از آن چیزی است که تصور می کردیم. در نهایت، به نظر محتمل است که معلوم شود همه سلول های ما می توانند یاد بگیرند و به خاطر بسپارند. بدن ما ماشین یادگیری و حافظه است. این فقط حافظه ماهیچه ای نیست – حافظه اندام، حافظه تاندون و حافظه سلولی است.
کسانی که با علوم اعصاب همگام بودهاند میدانند که ما قبل از رسیدن به ذهن خودآگاهمان مقاصد خود را تجسم میدهیم، بنابراین همه آن سلولها بسیار جلوتر از ذخیرهسازی در مغز ما هستند – اینجا جایی است که یادگیری ابتدا اتفاق میافتد.
بنابراین، این دیدگاه ظریفتر از یادگیری و به خاطر سپردن چه معنایی برای فعالیتهای پیچیدهای دارد که میخواهیم آنها را به خوبی پیش ببریم، مانند سخنرانی در جمع، که در آن خطرات زیاد و اشتباهات کمتر از حد مطلوب است؟
حداقل، نشان می دهد که یک شکل رایج از تمرین که بسیاری از سخنرانان در آن انجام می دهند، کاملاً ناکافی است. در طول سالها، وقتی از سخنرانان میپرسیدم که آیا سخنرانیای را که ما روی آن کار میکنیم، تمرین کردهاند یا خیر، بسیاری به من خواهند گفت که زمانی برای تکرار سخنرانی با صدای بلند، ایستادن، راه رفتن، به عنوان مثال، نداشتند. اتاق های هتل آنها در عوض، آنها می گویند، آنها “در سر خود” از آن عبور کردند.
این که آن شکل تمرین چقدر ناکافی است را می توان با شکوه تمام آشکار کرد. اکنون می دانیم که لوزالمعده، کبد و فیبرهای ماهیچه ای بلند شما – به بیان استعاره – همه در انتظار لحظه هایشان ایستاده بودند که هرگز فرا نرسیدند.
تمام بدن شما می تواند یاد بگیرد، به یاد بیاورد و به شما کمک کند وقتی لحظه بزرگ شما روی صحنه فرا می رسد. تمام سلولهای دیگر بدنتان را از شانس حمایت از مغزتان محروم نکنید. همانطور که محقق اصلی، دکتر نیکولای وی کوکوشکین، میگوید، “ما باید با بدن خود بیشتر شبیه مغز رفتار کنیم.”
هنگامی که امسال سخنرانی بعدی خود را آماده می کنید، تمام بدن خود را درگیر کنید. قرار است هر کاری را که انجام داده اید – یا انجام نداده اید – به خاطر بسپارید، بنابراین آن را آماده کنید تا به شما کمک کند موفق شوید.
[ad_2]