سال به طرز عجیبی با خراب شدن آبگرمکن ما شروع شد. در چند ماه گذشته متوجه شده بودم که هنگام دوش گرفتن آب به سختی ولرم است، اما تا چند روز پیش که اصلاً آب گرم نمی شد، زیاد نگران نبودم. با تشکر از شوهرم که یک آبگرمکن جدید خرید و از دستیار/دوستم که آبگرمکن 14 ساله را جایگزین کرد، ناگهان دوباره آب گرم را کشف کردم.
سپس، در 7 ژانویه، آتش سوزی Pacific Palisades در شمال غربی لس آنجلس آغاز شد.
چون من و شوهرم در جنوب شهر زندگی می کنیم، خیلی نگران نبودم، با اعتماد به اینکه آتش نشان ها به سرعت آتش را مهار می کنند… تا صبح 8 ژانویه که از خواب بیدار شدم و تمام خانه مان بوی دود می داد.
منبع: Patrick Konior/Unsplash
من و شوهرم به اخبار نگاه کردیم و از تماشای صدها ساختمانی که در شعله های آتش فرو رفته بودند وحشت کردیم. باخبر شدیم که خواهر دوست خوبمان، خانمی 99 ساله، باید از خانه اش خارج شود.
با دیدن اخبار واقعا ترسیدم. شوهرم به من اطمینان داد، یک دستگاه تصفیه هوا جدید برایم آورد و سر کار رفت. اما با وجود دستگاه تصفیه هوا، چشمانم و گلویم از دود شروع به سوختن کردند. تمام پنجره ها و درهای خانه ما بسته بود و با این حال دود داخل خانه بیشتر می شد. چون هوای بیرون بد بود، تصمیم گرفتم در خانه بمانم و چند تمرین ورزشی انجام دهم.
همانطور که روی زمین دراز کشیدم تا تمرینات عضلات شکمم را انجام دهم، متوجه شدم که دود در نزدیکی فرش بسیار سنگین تر است و باعث می شود که من به دلیل تحریک ریه سرفه کنم. من به عنوان یک پزشک به عیب یابی بیماری های انسانی عادت دارم نه مشکلات خانه، بنابراین مجبور شدم کارهای پلیسی انجام دهم.
چه چیزی می تواند دود را در نزدیکی کف اتاق نشیمن ما شدیدتر کند؟
پس از کاوش دقیق، بالاخره متوجه شدم که دود از دودکش می آید. با عجله به طرف دودکش رفتم و متوجه شدم که دریچه باز است و احتمالاً در 20 سال گذشته باز بوده است. با شوهرم تماس گرفتم، او به من گفت باید راهی برای بستن دریچه وجود داشته باشد، اما نمیتوانستم بفهمم چگونه. بنابراین، به دستکارم پیامک دادم، او بلافاصله با من تماس گرفت و راهنمایی کرد که چگونه دریچه را ببندم. این یک تفاوت فوری ایجاد کرد. بالاخره دستگاه تصفیه هوا توانست کار خود را انجام دهد.
در همان زمان، بادها کمتر شد و دود اطراف منطقه ای که من در آن زندگی می کنم کاهش یافت.
از آنجایی که میتوانستم بهتر نفس بکشم، تصمیم گرفتم حمام آب گرم بگیرم، که از هفتهها قبل نمیتوانستم انجام دهم، زیرا آب به اندازه کافی گرم نشده بود.
با خیس شدن روی پشتم، می توانستم بدون اینکه گلویم بسوزد، عمیق نفس بکشم، ناگهان اشک های سپاسگزاری و شادی عمیق بر من مستولی شد. من هنوز زنده و سالم با سقفی بالای سرم بودم و میتوانستم در یک حمام گرم آرامشبخش غوطه ور شوم، وقتی خانههای بسیاری از مردم سوخته بودند.
بعداً متوجه شدم که خانه خواهر 99 ساله دوستم در پاسیفیک پالیسیدز کاملاً سوخته است. آن خبر قلبم را شکست. تمام خانواده ویران شده اند.
وقتی شوهرم از سر کار برگشت، با عجله به آغوشش رفتم و مدتی طولانی در آغوشش ماندم و با خوشحالی عمیق و رها شدن کامل نفس عمیقی کشیدم.
با این حال، چه کسی می داند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاید فردا من و شوهرم کسانی باشیم که باید خانه مان را تخلیه کنیم. شاید فردا باشد ما خانه ای که خواهد سوخت شاید فردا با جراحات شدید در بیمارستان باشیم. اما این مربوط به فردا است، نه امروز… و فردا وعده ای به هیچ کس نیست.
چیزی که هرگز از من سلب نخواهد شد احساس خوشبختی عمیق در آن لحظه حال ساده اما عمیق است که برای همیشه به یاد خواهم داشت: غوطه ور شدن در یک حمام گرم با سقفی بالای سرم، نفس عمیق کشیدن بدون دود در ریه هایم، چیزهایی که داشتم. قبلاً بدیهی میگرفتم، اما چیزهایی را که دیگر هرگز بدیهی نمیشمارم.
حق چاپ 2025@Chris Gilbert، MD، PhD
به روز رسانی در 9 ژانویه 2025: بیش از 2000 سازه تاکنون در 24 ساعت گذشته در منطقه لس آنجلس سوخته است و پنج آتش سوزی مختلف در بخش شمالی شهر هنوز کنترل نشده است.