توسط رایان فلاناگان MD و کمیته دانشجویان کالج گروه پیشرفت روانپزشکی
الکس (ترکیبی از چندین بیمار واقعی)، یک دانشآموز دبیرستانی که احساس اضطراب و تنهایی میکرد، از رسانههای اجتماعی برای ارتباط با دیگران استفاده میکرد. این حس ارتباط را برای او فراهم می کرد، اما این یک شمشیر دو لبه بود.
در حالی که امکان دسترسی فوری به دوستان و همسالان را فراهم می کرد، این ارتباطات اغلب سطحی بود. جامعه آنلاین فقط روابط زودگذر را ارائه می کرد و نتوانست احساس عمیق تری از تنهایی را کاهش دهد. همچنین اتکای او به تأیید دیگران را تشدید کرد. وقتی از وسایلش فاصله گرفت، بیشتر احساس جدایی و انزوا کرد.
وقتی مدرسه الکس به طور ناگهانی استفاده از تلفن را در طول روز مدرسه ممنوع کرد، مبارزات او عمیق تر شد. بدون اینکه بتواند به مکانیسم مقابله ای اولیه خود روی آورد، حتی بیشتر احساس انزوا کرد. در پایان هر روز مدرسه، او بلافاصله به سمت تلفن خود می رفت و ساعت های بی شماری را صرف پیمایش در هر بعد از ظهر و عصر می کرد.
اتکا به رسانه های اجتماعی هزینه ای داشت: کاهش نمرات، از دست دادن روابط خانوادگی و اعتماد به نفس پایین. با غیرقابل کنترل شدن زندگی او، الکس به شدت افسرده شد و خانواده اش را وادار کرد تا به دنبال کمک حرفه ای باشند.
بحران سلامت روان جوانان
مقامات بهداشت عمومی نسبت به بحران سلامت روان جوانان که در دهه 2010 شروع شد، در طول همه گیری کووید-19 بدتر شد و هنوز کاهش نیافته است، ابراز نگرانی کرده اند. مشخصه این بحران افزایش تعداد افراد با علائم اضطراب، افسردگی و خودآزاری، افزایش اقدام به خودکشی و خودکشی کامل و همچنین افزایش تعداد ارزیابیها برای اورژانسهای روانپزشکی و پذیرش در بیمارستانهای روانپزشکی است. اعضای نسل Z (آنهایی که بین سالهای 1997 تا 2012 متولد شدهاند) بهویژه تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
دانشمندان علوم اجتماعی استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی توسط کودکان و نوجوانان را به عنوان یک عامل مهم در ایجاد این بحران شناسایی کرده اند. نوجوانانی که حسابهای رسانههای اجتماعی دارند بهطور متوسط هفت ساعت در روز را روی صفحهنمایش میگذرانند، به استثنای استفاده از رایانه برای مدرسه یا تکالیف. بیش از نیمی از نوجوانان گزارش میدهند که کنار گذاشتن رسانههای اجتماعی کار سختی است و تقریباً از هر پنج نوجوان یک نفر در طول روز «تقریباً دائماً» از یوتیوب استفاده میکند.
تمام این مدت زمان نمایش به قیمت تعامل رو در رو با همسالان، بازی در فضای باز، ورزش، مطالعه، فعالیت های هنری خلاقانه و خواب تمام می شود. بهطور دلگرمکننده، مطالعات نشان دادهاند که محدود کردن استفاده از رسانههای اجتماعی میتواند منجر به کاهش قابل توجهی در تنهایی و افسردگی در کمتر از سه هفته شود.
استفاده اجباری از رسانه های اجتماعی
فرآیندهای روانی درگیر در استفاده اجباری از رسانه های اجتماعی پیچیده است. در حالی که “اعتیاد به رسانه های اجتماعی” در حال حاضر یک تشخیص رسمی در راهنمای تشخیصی و آماری (DSM) نیست، اعتیادهای رفتاری غیرمواد در حال شناسایی و تحقیقات بیشتری هستند.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به گونهای طراحی شدهاند که با استفاده از الگوریتمهایی که محتوای مستمر و متناسب را ارائه میکنند، کاربران را درگیر خود نگه میدارند و این کار را برای افراد دشوار میکند که گوشیهایشان را کنار بگذارند. ترس از دست دادن (FOMO)، همراه با اعتبارسنجی مداوم از طریق لایک ها و نظرات، می تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند که شکستن آن بدون دخالت خارجی چالش برانگیز است.
در ژوئن 2024، جراح عمومی ایالات متحده یک نامه نوشت انشا نظر در نیویورک تایمز فراخوان برای برچسب هشدار در پلتفرم های رسانه های اجتماعی، که خطرات آنها برای سلامت روان و رفاه، به ویژه برای کودکان و نوجوانان را برجسته می کند. وی تاکید کرد که آگاهی عمومی و حمایت از مصرف کننده برای پرداختن به این موضوع در سطح وسیعتر حیاتی است.
مطالب ضروری رسانه های اجتماعی
چه کاری می توان انجام داد؟
چندین استراتژی برای مدیریت بیشتر رسانه های اجتماعی وجود دارد:
- تعیین محدودیت های زمانی خاص برای استفاده از رسانه های اجتماعی
- خاموش کردن اعلان ها
- ایجاد زمانهای «بدون تلفن» در طول روز
- شناسایی محرک های شخصی و لحظاتی که استفاده از رسانه های اجتماعی مشکل ساز می شود
این اقدامات می تواند به ایجاد مرزهای سازگارتر کمک کند و به جلوگیری از پیمایش بیش از حد کمک کند. این گامهای عملی، همراه با مهارتهایی مانند آنهایی که در رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) یافت میشوند، میتوانند از افراد در تبدیل رسانههای اجتماعی به بخشی کمتر سرزده از زندگیشان حمایت کنند و زمانی را برای روابط حضوری، بازی و خلاقیت آزاد کنند.
مهارت های DBT برای مدیریت رسانه های اجتماعی
رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) همچنین می تواند به حمایت از تغییرات رفتاری مداوم کمک کند. DBT که در ابتدا توسط Marsha Linehan برای بهبود تنظیم عاطفی و کاهش تعارضات بین فردی ایجاد شد، یک رویکرد مبتنی بر مهارت است که برای کمک به افراد در مدیریت پریشانی و ایجاد تغییرات رفتاری – از جمله در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی – اقتباس شده است. با این حال، استفاده از این مهارت ها به زمان، تمرین و اغلب حمایت یک درمانگر حرفه ای نیاز دارد.
استراتژی های DBT شامل رویکردهایی مانند ذهن آگاهی، ابزارهای بقا در بحران و مهارت های ارتباطی است، یکی از مهارت های DBT به خصوص مربوطه است. توقف، که می تواند در هنگام احساس ناراحتی شدید توسط رسانه های اجتماعی مفید باشد.
- س: بس کن – واکنش نشان ندهید؛ کنترل خود را حفظ کنید
- ت: یک قدم به عقب برگرد – یک لحظه به خود فرصت مکث کنید.
- O: رعایت کنید – در این لحظه چه احساسی دارید یا به چه فکر می کنید؟ چرا این احساس را داری؟
- پ: با دقت ادامه دهید – در مورد اهداف خود و اقداماتی که باید انجام دهید تا با آنها هماهنگ شوید فکر کنید.
این مهارت ها به بهترین وجه در یک محیط گروهی با یک درمانگر با تجربه DBT آموخته می شوند، که می تواند افراد را از طریق چالش ها راهنمایی کند و به ایجاد تغییرات طولانی مدت کمک کند.
الکس دوباره بازدید کرد
درمانگر DBT الکس مهارت های ارزشمندی را به او آموخت، اما او برای پیاده سازی آنها تلاش کرد. خواستههای مداوم و ویژگی اعتیادآور رسانههای اجتماعی بسیار زیاد بود که منجر به کاهش نمرات و بدتر شدن افسردگی شد. الکس با تشخیص نیاز به مراقبت های ویژه بیشتر به یک برنامه اقامتی ارجاع داده شد.
برنامههای بلندمدت سلامت روان مسکونی معمولاً فضاهایی بدون گوشیهای هوشمند را ایجاد میکنند که برای افزایش هوشیاری و تقویت ارتباطات واقعی و رو در رو طراحی شدهاند. برای الکس، این برنامه نقطه عطفی بود.
در ابتدا، نبود تلفن، تنهایی و اضطراب او را تشدید کرد، اما با گذشت هفته ها، الکس احساس بهتری پیدا کرد. او که از کشش بی وقفه تلفن خود رها شده بود، به طور معناداری با همسالانش درگیر شد و حس ارتباط و رضایت را دوباره کشف کرد.
با این حال، هر جوانی نیاز به درمان خانگی ندارد. برای بسیاری، پشتیبانی سرپایی و مهارتهای آموختهشده از طریق DBT، کتابهای کار خودیاری یا مشاوره مدرسه میتواند برای ایجاد تغییرات معنادار کافی باشد. توجه به این نکته مهم است که در حالی که این مهارت ها قدرتمند هستند، پشتیبانی حرفه ای اغلب می تواند تفاوت قابل توجهی ایجاد کند.
نتیجه گیری
بحران سلامت روان جوانان، که با استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی تشدید شده است، توجه فوری را می طلبد. جوانانی مانند الکس اغلب با چالش هایی مانند اضطراب، افسردگی و قطع ارتباط اجتماعی مواجه می شوند که ناشی از طراحی اعتیاد آور پلتفرم های دیجیتال است. پرداختن به این موضوع نیازمند رویکردی روشن، جامع و مشارکتی از مداخلات مؤثر و راهکارهای عملی است.
به عنوان مثال، DBT ابزارهای ارزشمندی را برای ارتقای ذهن آگاهی و تنظیم هیجانی ارائه می دهد که می تواند به مدیریت چالش های استفاده بیش از حد از رسانه های اجتماعی کمک کند. تغییرات رفتاری، مانند تعیین حد و مرز برای زمان استفاده از صفحه نمایش و ایجاد مناطق عاری از تلفن، می تواند بیشتر از جوانان در بازیابی تعادل در زندگی خود حمایت کند.
در حالی که این استراتژی ها ضروری هستند، آنها تنها بخشی از راه حل هستند. بسیار مهم است که گزینه های مقرون به صرفه و در دسترس را به طور گسترده در دسترس قرار دهیم تا خانواده ها به تنهایی از پس این چالش ها بروند. سیاستگذاران، شرکتهای خصوصی، پزشکان مراقبتهای بهداشتی، والدین، مربیان و رهبران جامعه باید با یکدیگر همکاری کنند تا محیطهایی را ایجاد کنند که ذهنآگاهی، عادات سالم و قطع ارتباط عمدی از فناوری را ترویج میکند. چنین تغییرات سیستمی برای حصول اطمینان از دستیابی ابزارها و منابع مؤثر به کسانی که بیشتر به آنها نیاز دارند، حیاتی هستند.
با ترکیب تلاشهای فردی، اجتماعی و سیستمی میتوان پایهای قوی برای کاهش آسیبهای ناشی از استفاده بیش از حد از رسانههای اجتماعی و بهبود سلامت روان جوانان ایجاد کرد. این مراحل شروع مهمی برای رسیدگی به این بحران و پرورش عادات دیجیتال سالم تر برای نسل های آینده است.
رایان فلانگان، MD، استادیار پزشکی وابسته در دانشکده پزشکی CUNY است.
برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.