در مورد ADHD تشخیص داده نشده در بزرگسالان مطالب زیادی نوشته شده است. اغلب اوقات، بیماران دهها سال رنج کشیدهاند و ممکن است ابتدا برای بیماریهای همراه از جمله افسردگی، اضطراب، دوقطبی و سایر اختلالات خلقی تحت درمان قرار گرفته باشند. بیماران مبتلا به ADHD ممکن است سابقه طولانی درمانهایی داشته باشند که به جای پرداختن به عوامل ایجادکننده ADHD، بر علائم بیماریهای همراه متمرکز شدهاند. برخی قبلاً داروهای متعددی مانند کتامین، اسکتامین یا تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) را امتحان کرده اند.
بررسی ملی همبودی در سال 2017 گزارش داد که بزرگسالان مبتلا به ADHD سه برابر بیشتر در معرض ابتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD)، شش برابر بیشتر در معرض ابتلا به دیس تایمی و بیش از چهار برابر بیشتر احتمال دارد که هر گونه اختلال خلقی داشته باشند. مطالعه دیگری در سال 2017 نشان داد که یک سوم بیمارانی که برای افسردگی مقاوم به درمان (TRD) ارجاع شده بودند، معیارهای ADHD را داشتند.1
درمان ADHD با استفاده از محرک هایی مانند آدرال یا ریتالین ساده است و بیمار اغلب تسکین تغییر دهنده زندگی را تقریباً بلافاصله تجربه می کند. اما با شرایط همراه، کدامیک را ابتدا درمان می کنید، ADHD یا اختلال خلقی؟
NIH توصیه می کند که ابتدا اختلال خلقی را تا زمانی که بیمار «تثبیت» شود، درمان کنید. تثبیت کلمه کلیدی در اینجا است، به ویژه اگر بیمار خودکشی، جنون یا روان پریشی باشد.
اگر افسردگی ناتوان کننده ترین وضعیت عملکردی باشد، درمان موثر آن ممکن است علائم ناامیدی، اضطراب، تحریک پذیری و تمرکز را بهبود بخشد (69). اگر ADHD ناتوانکنندهترین وضعیت در حضور افسردگی خفیف باشد، یک محرک روانی طولانیمدت ممکن است علائم ADHD و همچنین تضعیف روحیه، پریشانی و علائم خفیف افسردگی را بهبود بخشد.2
با این حال، برای شرایط مقاوم به درمان، که در آن چندین دارو نتوانسته اند افسردگی شدید و سایر شرایط را برطرف کنند، تشخیص دقیق ADHD می تواند حیاتی باشد.
ADHD و اختلالات خلقی را به طور همزمان درمان کنید
با توجه به تجربه من در استفاده از روانپزشکی مداخله ای برای TRD و اختلالات خلقی شدید، پاسخ کاملاً واضح است. ADHD باید همراه با افسردگی، اضطراب و سایر شرایط همراه درمان شود تا بیمار بیشترین تأثیر را تجربه کند. این به این دلیل است که ADHD شامل کمبود انتقال دهنده های عصبی دوپامین و نوراپی نفرین است که می تواند مستقیماً با تغییرات خلق و خو، عملکرد اجرایی و خود تنظیمی عاطفی مرتبط باشد.
اکثر موارد ADHD به سرعت به محرک ها با حداقل عوارض جانبی پاسخ می دهند و نتیجه می تواند سریع و چشمگیر باشد. درمان منبع ایجاد کننده اختلال همچنین ممکن است نیاز به درمان علائم مرتبط مانند افسردگی را کاهش دهد. پس از درمان مناسب این علائم ADHD، سایر درمانهای سلامت روان اغلب کاهش یافته یا متوقف میشوند، زیرا برخی اوقات بیماریهای همراه میتوانند خود به خود برطرف شوند.
داستان استیو: کتامین به افسردگی او کمک کرد و درمان ADHD باعث ناپدید شدن آن شد
استیو یک مرد قفقازی متاهل در دهه 60 خود با اختلال طیف اوتیسم است که شرکت خود را اداره می کند. او سه بار اعلام ورشکستگی کرده است و سابقه مادام العمر افسردگی و اضطراب دارد که برای آن تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS)، تزریق کتامین و بیش از ده ها داروی ضد افسردگی و ضد اضطراب را در طی 30 سال امتحان کرده است، از جمله پروزاک، زولافت، سلکسا، Lexapro، Cymbalta، Pristiq، Wellbutrin، Auvelity، Paxil، Buspar، کلونازپام و آتیوان.
استیو در مجموع 49 تزریق کتامین در طول چندین سال دریافت کرد که این تزریقها برای افسردگی مفید بودند. با گذشت زمان، او عوارض جانبی آرام بخش کتامین ایجاد کرد و مصرف آن را متوقف کرد. مدت کوتاهی پس از آن، تشخیص داده شد که او مبتلا به ADHD، نوع بی توجه است.
او آدرال را شروع کرد و احساس کرد که این دارو برای خلق و خوی او مؤثرتر از هر دارویی است که در طول تاریخ مصرف کرده بود. او توانست در محل کار بسیار بهتر عمل کند و تصمیم گرفت تا تجارت موفق خود را بفروشد تا بتواند بازنشسته شود.
پس از افزایش Adderall به حداکثر دوز توصیه شده FDA 60 میلی گرم در روز، استیو توانست تمام داروهای افسردگی و اضطراب را متوقف کند، زیرا علائم او به سادگی با درمان علت اصلی برطرف شد. ADHD او
داستان ژان: تشخیص و درمان ADHD زندگی او را متحول کرد و نیاز او را به داروهایی که خلق و خوی را تغییر میدهند کاهش داد.
ژان یک مدیر بازنشسته در دهه 70 خود است. او پس از آزار جسمی توسط پدرش به همراه دو شوهر بعدی و همچنین تحمل آزار جنسی در دوران کودکی از افسردگی، اضطراب و PTSD رنج می برد. او به مدت 20 سال به مدت 20 سال دو بار در روز کلونازپام را علاوه بر بوپروپیون به مدت 10 سال، با آزمایشات شش ماهه دولوکستین و فلوکستین مصرف کرده بود.
ژان برای چندین دهه تحت مراقبت روانپزشکان و روانشناسان در چندین ایالت مختلف و همچنین ارائه دهندگان مراقبت های اولیه بود. او پس از اینکه برخی از فرزندان و نوه هایش مبتلا به ADHD تشخیص داده شدند به کلینیک ما آمد و گفت: «من هرگز نمی توانم آرام بگیرم. هرگز. چرا نمیتونم خوش بگذرونم؟ من نمی توانم از هیچ چیز لذت ببرم.»
پس از تشخیص ADHD، ژان Adderall را راه اندازی کرد و آن را در بهبود توانایی خود برای عملکرد بدون عوارض جانبی بسیار موثر یافت. «برای اولین بار در سالها، توانستم روزنامه بخوانم و کارهای خانه را انجام دهم. حتی میتوانستم بدون نگرانی در یک مهمانی معاشرت کنم.» بی خوابی او به طور متناقضی با آدرال بهبود یافت و او توانست بوپروپیون را به طور کامل متوقف کند که برای خلق و خوی ناکارآمد است. او ویلازدون را شروع کرد و دریافت که این دارو به دلیل مکانیسم اثر متفاوت آن مفیدتر است و همچنین در صورت نیاز از لورازپام برای اضطراب استفاده کرد.
نتیجه گیری
اگرچه برخی درمان اختلال خلقی بیمار را ابتدا قبل از پرداختن به علائم ADHD توصیه می کنند، به اعتقاد من درمان همزمان آن ها برای بازگرداندن حالت طبیعی بدن با سطوح کافی دوپامین و نوراپی نفرین برای حداکثر سود برای سلامت کلی بیمار مهم است. بودن