02:36 - 2025/01/08

کار در بیمارستان یک ماراتن است نه دوی سرعت

[ad_1] بعد از اینکه اخیراً کمی فرسودگی شغلی را تجربه کردم، پس از سه سال کار در بیمارستان، به یک نکته مهم رسیدم: هنوز از کار در بیمارستان لذت می برم. علیرغم چالش‌ها، درگیر شدن با بیماران مختلف و تحریک شدن دائماً توسط موارد و موقعیت‌های مخت...

کار در بیمارستان یک ماراتن است نه دوی سرعت

[ad_1]

بعد از اینکه اخیراً کمی فرسودگی شغلی را تجربه کردم، پس از سه سال کار در بیمارستان، به یک نکته مهم رسیدم: هنوز از کار در بیمارستان لذت می برم. علیرغم چالش‌ها، درگیر شدن با بیماران مختلف و تحریک شدن دائماً توسط موارد و موقعیت‌های مختلف، چیزی عمیقاً ارزشمند است. همیشه چیزهای جدیدی برای یادگیری، چیزی برای تأمل در مورد و چیزهای زیادی برای فکر کردن وجود دارد.

در اینجا چند درس است که دوران حضورم در بیمارستان به من آموخته است.

1. ماراتن است، نه دوی سرعت.

در یک بیمارستان، به راحتی می توان در تلاش برای دستیابی سریع به اهداف بزرگ گرفتار شد. با این حال، آموخته ام که این رویکرد می تواند خسته کننده باشد. در عوض، من ذهنیت تمرکز بر هر روز را اتخاذ کرده‌ام و آن را تا حد امکان سازنده می‌سازم. پیشرفت به صورت تدریجی اتفاق می افتد و با گذشت زمان، این تلاش های کوچک روزانه اضافه می شود.

2. بازتاب کلید است.

وقت گذاشتن برای تأمل در تجربیات، چه خوب و چه بد، بسیار مهم است. این به من کمک می کند تا موارد دشوار را پردازش کنم، از اشتباهات درس بگیرم، و در مورد چگونگی بهبود شفافیت پیدا کنم. بدون تأمل، از دست دادن دیدگاه و غرق شدن آسان است.

3. ارتباط ضروری است.

ارتباط خوب با همکاران، چه در داخل و چه در خارج از بیمارستان، ضروری است. همکاری کار را روان‌تر می‌کند، و اینکه بتوانیم ناامیدی‌ها را به شیوه‌ای سالم به اشتراک بگذاریم، به حفظ رفاه ذهنی کمک می‌کند. تحمل ناامیدی به همان اندازه مهم است، زیرا کار بیمارستان با عوامل استرس زا اجتناب ناپذیر و موقعیت های فشار بالا همراه است.

4. انتظار فراز و نشیب را داشته باشید.

کار بیمارستان پر از فراز و نشیب است—بعضی روزها پربار هستند، در حالی که روزهای دیگر ممکن است سخت باشند. یادگیری صبور بودن در برابر جزر و مد طبیعی کار به من کمک کرد تا ذهنیت متعادلی داشته باشم. هیچ میانبری برای تحقق بلندمدت در این زمینه وجود ندارد. تاب آوری می خواهد

5. فرصت های تدریس را در آغوش بگیرید.

یکی از لذت بخش ترین جنبه های کار در بیمارستان، فرصت تدریس است. خواه هدایت کارآموزان روانشناسی، آموزش کارکنان جدید، یا به اشتراک گذاشتن بینش با همکاران باشد، آموزش به من اجازه می دهد تا در این فرآیند به من کمک کنم و یادگیری خود را تقویت کنم.

درس گرفتن از فروید

در تمدن و نارضایتی های آن (1930)، زیگموند فروید تضاد اساسی بین تقاضاهای پرفشار جامعه سازمان یافته و نیازهای درونی افراد را بررسی کرد. فروید استدلال کرد که این تنش در قلب تجربه انسان مدرن نهفته است و یک معضل پایدار ایجاد می کند. او معتقد بود که جامعه در تلاش برای حفظ نظم و پیشرفت، کنترل های سختی را بر افراد تحمیل می کند که اغلب به قیمت آزادی شخصی، خلاقیت و رضایت غریزی تمام می شود.

فروید پیشنهاد کرد که “خوشبختی” یا “رضایت” واقعی تنها با ایجاد تعادل بین دو نیروی رقیب – خواسته های سازمانی و نیازهای انسانی – بدست می آید. هنگامی که فشار جامعه در دنیای درونی بیش از حد احساس می شود، افراد ممکن است این تعارض را تجربه کنند که می تواند منجر به سرخوردگی و خستگی شود.

این بینش‌ها امروزه به‌طور قابل‌توجهی مرتبط باقی می‌مانند، به‌ویژه در بحث‌های مربوط به استرس محل کار، فرسودگی شغلی، و آسیب‌های روانی محیط‌های پرفشار و عملکرد بالا – که بدون شک بسیاری از بیمارستان‌ها چنین هستند. من فکر می‌کنم که بازبینی ایده‌های فروید با در نظر گرفتن این موضوع می‌تواند به ما کمک کند تا درک بهتری از نحوه تقویت رضایت شخصی و رفاه جمعی در دنیای پرمخاطره امروزی داشته باشیم.

به طور خلاصه، کار در بیمارستان سخت است، اما همچنین فوق العاده معنادار است. با در نظر گرفتن آن به عنوان یک ماراتن، صبور ماندن، حفظ ارتباط خوب و پذیرش تفکر، راه هایی برای مدیریت چالش ها و ادامه رشد پیدا کرده ام.

در نهایت، این در مورد تعقیب دستاوردهای بزرگ نیست، بلکه این است که هر روز خود را نشان دهید، تمام تلاش خود را انجام دهید و رضایت خود را در گام های کوچک و ثابت رو به جلو پیدا کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان