توسط Arthur Maerlender، Ph.D., ABPP-CN، و Patricia Gail Bray، Ph.D.
قلدری به عنوان سوء استفاده سیستماتیک از قدرت تعریف می شود. این یک رفتار پرخاشگرانه و/یا عمدی برای آسیب رساندن توسط همسالان است که به طور مکرر انجام می شود. معمولاً بین قربانی و قلدر، چه واقعی و چه درک شده، عدم تعادل قدرت وجود دارد (اولئوس، 1993).
قلدری میتواند به شکل قلدری مستقیم که شامل اعمال پرخاشگرانه فیزیکی و کلامی است یا قلدری غیرمستقیم که با طرد اجتماعی مشخص میشود (مثلاً نمیتوانید با ما بازی کنید، دعوت نیستید و غیره) و شایعه پراکنی است. با هدف ترساندن یا آسیب رساندن (Bjorkqvist, Lagerspetz, & Kaukiainen, 1992؛ Crick & Grotpeter, 1995 ولکه و همکاران، 2000).
قلدری معمولی و گاه به گاه توسط همسالان یک پدیده مکرر در سراسر جهان است که تقریباً 30 درصد از کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد (آکادمی های ملی علوم، مهندسی و پزشکی، 2016). با این حال، قلدری یک پدیده اجتماعی است که در همه جوامع و در همه گروه های اجتماعی-اقتصادی و قومی دیده می شود. در حالی که این یک سازگاری تکاملی برای دستیابی به موقعیت و تسلط، به دست آوردن و دسترسی به منابع، ایجاد فرصت های جفت گیری بیشتر، تضمین بقا و کاهش استرس در نظر گرفته می شود، هزینه های افراد و جوامع قابل توجه است (Wolke & Lereya, 2015؛ همچنین رجوع کنید به Olthof et al. .، 2011؛ ولک و همکاران، 2012).
بررسی رفتار خطرآفرین جوانان (2024) مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده در سال 2023 نشان داد که قلدری در مدارس از 2013 تا 2023 اندکی از 20 به 19 درصد کاهش یافته است. در طول سال 2023، دختران کاهش اندکی در قلدری از 22،2 درصد گزارش کردند. و درصد برای دختران به طور قابل توجهی بالاتر از درصد باقی مانده است پسران که در همان بازه زمانی از 16 به 17 درصد افزایش یافته است.
آزار و اذیت سایبری که شامل ارسال پیامک، اینستاگرام و فیس بوک و سایر رسانه های اجتماعی می شود، تقریباً ثابت مانده است و از سال 2013 تا 2023 تنها اندکی از 15 به 16 درصد افزایش یافته است. با این حال، این میزان برای دختران ثابت مانده است، اما برای پسران از سال 2012 افزایش یافته است. 9 تا 12 درصد
مقایسه بررسی رفتار خطرآفرین جوانان – درصد آزار و اذیت دختران و پسران 2013-2023
منبع: مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (2024). بررسی رفتار خطرآفرین جوانان 2023.
رفتار قلدری در تاکتیک های خود پیچیده است. قلدرها اغلب از تاکتیکهای متعددی استفاده میکنند، با اعمال رفتار پرخاشگرانه ظریف «محافظ اجتماعی» برای ارتقای موقعیت خود از طریق اقدام در جمع و وابستگی گیرنده و ناتوانی در انجام واکنش متقابل (هاولی و همکاران، 2008). بر خلاف شهود، قلدرها ممکن است قوی، بسیار محبوب و دارای درک اجتماعی و عاطفی خوبی باشند (وودز، و همکاران، 2009).
جلوه ها
شواهد فزاینده ای از پیامدهای منفی مداوم قربانی شدن، از جمله مشکلات سلامت روان و پیامدهای اجتماعی در دوران کودکی، با گزارش هایی از تأثیرات مداوم مانند افزایش استفاده از خدمات سلامت روان در بزرگسالی برای درمان اضطراب وجود دارد (استاپینسکی و همکاران، 2014)، افسردگی. (کوپلند و همکاران، 2013)، رفتارهای خودکشی (Takizawa و همکاران، 2014)، سلامت عمومی ضعیف (سیگوردسون و همکاران، 2014)، و حتی روان پریشی (Wolke et al., 2014).
همچنین تأثیرات پایین دستی قربانی شدن قلدر بر اشتغال، درآمد و فقر (Brimblecombe et al., 2018)، و همچنین سطح تحصیلات پایین، پیشرفت اقتصادی پایین تر، و سازگاری اجتماعی و تحصیلی ضعیف تر وجود دارد (Foshee et al., 2014). ).
بامس و همکاران (2017) ارتباط مستقیم بین قلدری مبتنی بر تعصب و غیبت از مدرسه به دلیل احساس ناامنی در مدرسه را شناسایی کرد که منجر به از دست رفتن بودجه برای مناطق مدرسه در کالیفرنیا شد. دادههای سالهای 2011 تا 2013 به دلیل غیبت دانشآموزان ناشی از احساس ناامنی در مدرسه، ضرر 276 میلیون دلاری از بودجه تخصیص نیافته را تخمین میزند.
علوم اعصاب
علوم اعصاب قلدری تاکیدات عصبی رفتار قلدری و اینکه چگونه قلدری و سوء استفاده به مغز قربانی آسیب می رساند را مستند کرده است.
مطالعات نوروبیولوژیکی نوجوانانی که میزان بالاتری از قلدری را تایید کردند، تفاوتهای ساختاری و عملکردی را در زمینههای مرتبط با یادگیری پاداش، نظارت بر برجستهسازی و فرآیندهای انگیزشی نشان دادهاند (پرینو و همکاران، 2019).
روابط بین قربانی شدن قلدر و پاسخ عصبی زیستی پیچیده و در مراحل اولیه تحقیقات است، اما اثرات مضر قلدری بر عملکرد عاطفی، رفتاری، شناختی و اجتماعی، از اوایل کودکی تا بزرگسالی، ثبت شده است. همبستگی نورواندوکرین قربانی قلدری با الگوهای اختلال در تنظیم کورتیزول در اهداف قلدری مرتبط است. هر دو ترشح بیش از حد و کم کورتیزول شناسایی شده اند و در ایجاد اختلالات روانپزشکی نقش دارند (Ehlert, 2013).
بنابراین، قلدری با مشکلات سلامت روان در دوران کودکی همراه بوده است، با شواهد فزاینده ای از اثرات منفی مداوم و افزایش استفاده از خدمات بهداشت روان در بزرگسالی. چنین تغییراتی در عملکرد عصبی زیستی در نوجوانی تأثیرات قابل توجهی بر این مرحله بحرانی رشد دارد.
مداخله
شواهد خوبی وجود دارد که نشان میدهد آموزش متمرکز بر تابآوری در مهارتهای مقابله و ارتباطات اجتماعی مؤثر، رویکردی امیدوارکننده برای کاهش طیفی از رفتارهای مخرب در مدارس است. فرمت برتر برای چنین برنامه نویسی، یادگیری اجتماعی و عاطفی (SEL) نامیده می شود. داده ها نشان می دهد که SEL مشارکت مدرسه و جو، روابط بین فردی، رفاه و پیشرفت تحصیلی را افزایش می دهد (Divecha & Brackett, 2020؛ Gravesteijn et al., 2013). به طور خاص، تحقیقات همچنین نشان داده است که SEL قلدری و پرخاشگری در مدارس را کاهش میدهد (اسمیت، پپلر و ریگبی، ویرایشها، 2004).
صدا روشن است سلامت روان عمومی نوجوانان (برای و مرلندر، 2024) از آموزش مبتنی بر مدرسه، چندبخشی، تأثیر پیشگیرانه آموزش پیشگیرانه (مناسب اجتماعی)، غربالگری رفاه جهانی، ارتباط مؤثر و مداخله زودهنگام در صورت نیاز پشتیبانی می کند. توسعه انعطافپذیری، مهارتهای مقابلهای و ارتباطات اجتماعی مؤثر بهعنوان پیامدهای مطلوب برای کاهش قربانی شدن مطرح میشوند. هنگامی که در چارچوبی از ساختارهای آموزشی چند لایه اجرا می شود، شناسایی اولیه قربانیان و قربانیان برای مداخلات هدفمند امکان پذیر و کارآمد است. این رویکرد می تواند ابزاری برای عدالت ترمیمی همراه با دسترسی مستقیم به خدمات سلامت روان فراهم کند.
توجه به این نکته مهم است که برنامههای مجزا و مستقل با شواهد خوب برای اثربخشی، در برابر سیاست، محدودیتهای منابع و رانش برنامه آسیبپذیر هستند. هنگامی که برنامه هایی مانند آنچه در اینجا توضیح داده شده توسط یک ساختار حاکمیتی مشارکتی و چندبخشی متعهد و پاسخگو هدایت می شوند، مدارس به حال خود رها نمی شوند بلکه به تخصص و منابع بالینی برای پشتیبانی از ماموریت خود در افق های زمانی طولانی تر دسترسی دارند. این نکته آخر را نمی توان به اندازه کافی به شدت مورد تاکید قرار داد.
آرتور مرلندر، دکترا، دانشیار پژوهشی در دانشگاه نبراسکا در لینکلن و کالج سنت آنسلم است.