بیش از یک چهارم آمریکاییها گزارش میدهند که آنقدر استرس دارند که نمیتوانند کار کنند، و کمتر از نیمی از آمریکاییها از زندگی شخصی خود راضی هستند. اکنون زمان کنترل آسیب است (و نه از نوع “با ما به پایان می رسد”).
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که رقابت را جشن می گیرد. در ورزش، شغل و رشد شخصی، پیام واضح است: برای موفقیت، باید از دیگران پیشی بگیرید. این با نمرات و دسته های متوسطه به سبک دختران پست شروع می شود و در بیشتر زندگی ما ادامه دارد. ما برندگان را جشن می گیریم و ناله می کنیم، تاسف می خوریم یا “بازنده ها” را شرمسار می کنیم.
اما اگر کل فرضیه دروغ باشد چه؟ چه می شود اگر کلید تحقق، صلح و رشد، رقابت نباشد، بلکه خلق مشترک باشد؟ تعریف مجدد نحوه نگرش به رقابت می تواند زندگی ما را متحول کند و ما را از کمبود به فراوانی سوق دهد.
این تغییر شناختی فقط روابط بهتر را تقویت نمی کند. همچنین منجر به رضایت شخصی، روابط بهتر و احساس موفقیت به هم پیوسته می شود. اگر آنها به نظر اهدافی میآیند که دوست دارید به آنها برسید، بیایید بررسی کنیم که چگونه این کار کار میکند و چگونه میتوانید این طرز فکر را اتخاذ کنید.
روانشناسی رقابت و کمبود
انسان ها برای مقایسه سیم کشی شده اند. روانشناسان به این می گویند نظریه مقایسه اجتماعی، جایی که افراد ارزش خود را بر اساس عملکرد دیگران ارزیابی می کنند. انواع مختلفی از مقایسه وجود دارد، از جمله:
- رو به بالا (نگاه کردن به کسانی که آنها را بهتر از شما می دانید)
- رو به پایین (ترحم از کسانی که آنها را کمتر شایسته می بینید) و
- جانبی (ارزیابی عملکرد خود در مقایسه با عملکردهای برابر).
در حالی که این مکانیسم به انسانهای اولیه کمک کرد تا برای منابع به رقابت بپردازند، در شرایط مدرن، اغلب منجر به ذهنیت کمیابی میشود – این باور که موفقیت، شادی و منابع محدود هستند. مطمئناً فقط یک مدال طلا در المپیک وجود دارد. اما چند بار این سناریو در زندگی شما اجرا شده است؟
مطالعهای در مدرسه بازرگانی هاروارد نشان داد که شرکتکنندگانی که در ابتدا موقعیتها را رقابتی میدانستند، کمتر احتمال داشت دانش را به اشتراک بگذارند یا همکاری کنند. با گذشت زمان، این طرز فکر اعتماد را از بین برد و موفقیت کلی را کاهش داد. این را با کسانی که برای همکاری آماده شده اند مقایسه کنید: احساس رضایت و دستاوردهای جمعی آنها به طور قابل توجهی بالاتر بود.
قدرت خلق مشترک
خلق مشترک با تغییر تمرکز از «من در مقابل تو» به «ما با هم»، رقابت را دوباره تعریف میکند. این طرز فکر تصدیق می کند که هر تعامل – چه با یک شریک عاشقانه، همکار یا رقیب – فرصتی برای یادگیری، رشد و ایجاد چیزی بزرگتر از خود ارائه می دهد.
کار دکتر کارول دوک در مورد طرز فکر رشد این مفهوم را پشتیبانی می کند. Dweck تأکید می کند که نگاه کردن به چالش ها به عنوان فرصت هایی برای یادگیری منجر به انعطاف پذیری و موفقیت می شود. در خلق مشترک، حتی درگیریها به عنوان لحظات یادگیری که به پیشرفت جمعی کمک میکنند، مجدداً در نظر گرفته میشوند.
رقابت مجدد چارچوب: یک رویکرد شناختی رفتاری
تکنیکهای شناختی-رفتاری (CBT) راههای عملی را برای تغییر از رقابت به خلق مشترک ارائه میدهند. به عنوان مثال:
1. افکار خودکار را شناسایی و به چالش بکشید
تحقیق منتشر شده در شناخت درمانی و تحقیقات نشان می دهد که قالب بندی مجدد افکار خودکار استرس را کاهش می دهد و پویایی بین فردی سالم تر را تقویت می کند. هنگامی که با یک موقعیت رقابتی روبرو می شوید، بپرسید:
- آیا فرض می کنم تنها یک راه برای موفقیت وجود دارد؟
- در عوض چه چیزی می توانم از این شخص یاد بگیرم؟
2. بر فراوانی تمرکز کنید
به خود یادآوری کنید که موفقیت پایانی نیست. به عنوان مثال، تمرین قدردانی کمک میکند تا افکار ناشی از کمبود را دوباره چارچوببندی کنیم. مطالعه 2021 در مجله روانشناسی مثبت گرا دریافتند که افرادی که قدردانی را تمرین میکنند، سطوح بالاتری از رضایت و همکاری را گزارش میکنند.
3. در گوش دادن فعال شرکت کنید
هم آفرینی واقعی با درک دیگران آغاز می شود. در روابط، این ممکن است به معنای مکث برای شنیدن واقعی دیدگاه شریک زندگی به جای رد کردن باشد. گوش دادن فعال اعتماد و همکاری را تقویت می کند.
کاربردهای دنیای واقعی خلق مشترک
در روابط
زوج ها اغلب در الگوهای رقابت قرار می گیرند – چه کسی درست است، چه کسی بیشتر انجام می دهد، چه کسی مشارکت کمتری دارد. اما وقتی شرکا به سمت خلق مشترک می روند، روی اهداف مشترک تمرکز می کنند. به عنوان مثال، به جای مشاجره بر سر کارهای خانه، زوج ها می توانند سیستم هایی را ایجاد کنند که برای هر دو طرف کار کند.
کار جان گاتمن نشان میدهد که چگونه زوجهایی که تعارضات را به عنوان فرصتهایی برای رشد در نظر میگیرند، رضایت بیشتری از رابطه دارند و روابط طولانیتری دارند که احتمال شکست کمتری دارد.
در محل کار
محیط های کاری اغلب رقابت را تشویق می کنند، اما ایجاد مشترک می تواند منجر به نوآوری شود. غولهای فناوری مانند گوگل را در نظر بگیرید، جایی که حل مسئله مبتنی بر تیم و همکاری بین رشتهای برای موفقیت آنها مهم است. بر اساس نظرسنجی گالوپ، کارمندانی که در فرهنگ های خلاقانه کار می کنند، 75 درصد بیشتر احتمال دارد که احساس مشارکت و رضایت کنند.
در رشد شخصی
قالب بندی مجدد شکست به عنوان یک فرآیند خلاقانه با خود می تواند دگرگون کننده باشد. تأمل در اشتباهات شخصی از طریق دریچه یادگیری به جای انتقاد از خود، انعطاف پذیری را تقویت می کند. این رویکرد با تحقیقات دکتر کریستین نف مطابقت دارد که دریافت که شفقت به خود منجر به انگیزه بالاتر و بهبود سلامت روان می شود.
برخی از هشدارها و نکات مهم
در حالی که خلق مشترک فواید زیادی دارد، مهم است که مشکلات احتمالی را بشناسیم. منتقدان استدلال می کنند که چارچوب بندی مجدد رقابت می تواند منجر به رضایت یا کاهش جاه طلبی فردی شود. آنها به مثالهایی اشاره میکنند که رقابت سالم باعث عملکرد میشود – برای مثال، ورزشکاران اغلب با رقابت با دیگران بهبود مییابند.
با این حال، من استدلال میکنم که اغلب اوقات، اگر میخواهید با کسی رقابت کنید، با خودتان رقابت کنید. سخت کار کنید، از خودراضی بپرهیزید و انگیزه خود را از بهترین رکوردهای خود بگیرید. این کاری است که بزرگان انجام می دهند!
علاوه بر این، هر موقعیتی خود را به ایجاد مشترک وامی ندارد. در محیطهای پرمخاطره که اعتماد وجود ندارد، تلاشهای مشترک میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. ارزیابی زمینه قبل از اعمال این طرز فکر بسیار مهم است.
آفرینش مشترکی که هالیوود را بازنویسی کرد
در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980، گروهی از کارگردانان جوان ظهور کردند که فقط هالیوود را تغییر ندادند، بلکه آن را متحول کردند. استیون اسپیلبرگ، جورج لوکاس، فرانسیس فورد کاپولا، برایان دی پالما، و مارتین اسکورسیزی که به عنوان «دخترهای سینمایی» شناخته میشوند، یک موقعیت منحصربهفرد و مشترک را تشکیل دادند که نمونهای از خلق مشترک در مقابل رقابت بود.
این کارگردانان به جای رقابت با یکدیگر برای برتری در گیشه، روحیه حمایت متقابل و انرژی خلاق مشترک را پذیرفتند. اسپیلبرگ به طور مشهوری قطعات اولیه «برخورد نزدیک از نوع سوم» را برای اسکورسیزی و لوکاس به نمایش گذاشت و بازخورد آنها را برای اصلاح فیلم به نمایش گذاشت. به نوبه خود، لوکاس برشهای خشن «جنگ ستارگان» را به اسپیلبرگ و دی پالما نشان داد، و دومی به طور معروف تغییراتی را در متن آغازین کرال پیشنهاد داد تا برای مخاطبان واضحتر شود.
این روحیه همکاری فراتر از فیلم های آنها بود. دی پالما، رابرت دنیرو، موز اسکورسیزی را در فیلم «دست نخورده ها» انتخاب کرد. اسپیلبرگ به تولید فیلمهای «The Goonies» و «Back to the Future» به کارگردانی ریچارد دانر و رابرت زمکیس، تحت حمایت حلقه مشترک آنها کمک کرد. آنها موفقیتهای یکدیگر را نه بهعنوان تهدید، بلکه بهعنوان الهامبخش مینگریدند – جزر و مد فزایندهای که همه کشتیها را به حرکت درآورد.
نتایج برای خود صحبت می کنند. آنها با هم تعدادی از نمادین ترین و محبوب ترین فیلم های تمام دوران را خلق کردند: «ای تی»، «آرواره ها»، «پدرخوانده»، «جنگ ستارگان»، «راننده تاکسی» و «مهاجمان کشتی گمشده». این فیلم ها فقط در گیشه تسلط نداشتند. آنها بازتعریف کردند که چه فیلم هایی می توانند باشند و الهام بخش نسل های فیلمساز بودند.
این گروه خلاقیت را به عنوان یک بازی حاصل جمع صفر نمی دیدند. آنها آنچه را که میتوانست رقابت شدید را به دورانی بینظیر از خلق مشترک تبدیل کنند. داستان آنها گواه این است که راه رسیدن به فراوانی و عظمت از طریق رقابت نیست، بلکه از طریق موفقیت و همکاری مشترک است.
ایجاد مشترک و فراوانی در انتظار است
با تبدیل رقابت به خلق مشترک، شما نیز می توانید فراوانی را باز کنید و فرصت های برد-برد را با دیگران در هر زمینه ای از زندگی ایجاد کنید. این تغییر به تمرین نیاز دارد، اما پاداشها – رضایت بیشتر، رضایت و آرامش – ارزشش را دارند.
بنابراین، دفعه بعد که احساس کردید مجبور به رقابت شدید، مکث کنید. از خود بپرسید: چه چیزی می توانم در اینجا یاد بگیرم؟ چگونه می توانیم با هم رشد کنیم؟ در پاسخ به این سوالات، کلیدهای شادی پایدار را خواهید یافت.
نکات کاربردی برای استقبال از خلق مشترک
- از کوچک شروع کنید. یک حوزه از زندگی را انتخاب کنید – کار، روابط، یا رشد شخصی – و با تغییر چارچوب رقابت به همکاری آزمایش کنید.
- چشم انداز را تمرین کنید. عادت کنید که چالش ها را از منظر دیگران ببینید. چه چیزی ممکن است بخواهند یا نیاز داشته باشند؟
- پیروزی های مشترک را جشن بگیرید. موفقیت هایی را که از همکاری به دست می آیند و ارزش خلق مشترک را تقویت می کنند، بشناسید و جشن بگیرید.