نزدیک به پنج سال پیش، در 14 فوریه 2020، آخرین نوشیدنی ام را خوردم. من آن را به عنوان یک هدیه ولنتاین به خودم می دیدم – ترجیح می دادم عشق به خود را به جای خودآرامبخشی ناشی از مواد شیمیایی انتخاب کنم.
اما قبل از آن روز، من بیش از چهار سال را در حال تزلزل بین هوشیاری و وابستگی گذرانده بودم و سعی میکردم از قید الکل رهایی یابم. در طول این چهار سال، من سختی کشیدم. من گریه کردم. من بارها تسلیم شدم – و به همان اندازه از خودم حمایت کردم.
امروز، با نگاهی به آن زمان در تاریکی، سپاسگزارم که بگویم فقط با متانت از آن دور نشدم – با هدایایی که اکنون می توانم با کسانی که در جایی که قبلا بودم به اشتراک بگذارم، رفتم. در آخرین مقالهام، «سعی کردم از الکل فاصله بگیرم. اشتباهی که انجام دادم این است.» پنج اشتباهی را که در اولین تلاشم برای رهایی از آئین ده ساله نوشیدن روزانهام مرتکب شدم، پوشش دادم. و امروز، من اینجا هستم تا پنج درسی که از یکی از سخت ترین دوران زندگی ام آموختم را به اشتراک بگذارم.
درس 1: تغییر را با کنجکاوی دلسوزانه هدایت کنید
تنها در دوره آموزش برای تبدیل شدن به یک درمانگر بود که متوجه شدم نقطه مقابل عشق سخت – شفقت – کلید ایجاد تغییرات طولانی مدت است. در واقع، درس شماره یک من به عنوان یک درمانگر این است که همه رفتارها، مهم نیست که چقدر در ظاهر مشکل ساز به نظر می رسند، یک نیت مثبت در پشت خود دارند. به عنوان مثال:
- روی آوردن به غذاهای ناسالم ممکن است راه ما برای یافتن آرامش زمانی باشد که احساسات سنگین هستند.
- به تعویق انداختن وظایف می تواند راهی برای محافظت از خود در برابر ترس از شکست باشد.
- دور کردن یکی از عزیزان ممکن است راهی باشد که از خود در برابر آسیب پذیری محافظت کنیم.
ما اغلب به الکل وابسته میشویم، زیرا الکل هدفی را در زندگی ما دنبال میکند – و آنقدر به این هدف عمل میکند که بیش از حد به آن وابسته میشویم. چه برای استراحت، ارتباط با دیگران، گذراندن اوقات خوش یا کنار آمدن با احساسات دشوار، الکل نقشی را پر می کند.
بنابراین، برای اینکه نحوه نوشیدن خود را تغییر دهیم، به جای حذف الکل، باید آن را جایگزین کنیم. و این با ایجاد کنجکاوی دلسوزانه در مورد آنچه الکل برای شما انجام می دهد شروع می شود.
درس 2: تعارضات درونی را با تغییر ذهن حل کنید
دومین درسی که من به عنوان یک درمانگر آموخته ام این است که افکار ما احساسات ما را شکل می دهند و احساسات ما رفتارهای ما را هدایت می کنند. به عبارت دیگر، پشت میل ما به نوشیدن، تصوراتی است که در مورد الکل داریم.
خیلی اوقات، زمانی که سعی میکنیم آن را ترک کنیم یا کاهش دهیم، صرفاً بر تغییر اعمال خود تمرکز میکنیم بدون اینکه به باورهایی که آنها را هدایت میکنند بپردازیم. این عدم تطابق باعث ایجاد تضاد درونی می شود – کشمکشی بین هدف برای نوشیدن کمتر و میل به ادامه نوشیدن.
آن زمان بود که استراتژیهایم را تغییر دادم و شروع کردم به کشف باورهای پنهانی که در مورد الکل داشتم. با ارتقاء آگاهانه آنها برای مطابقت با هدف من برای کمتر نوشیدن، “نه” گفتن به نوشیدنی به مرور زمان آسان تر و آسان تر شد.
بهترین چیز این است که وقتی تماشای نوشیدنی های دیگران در اطرافم هستم، دیگر احساس محرومیت نمی کنم یا از دست می دهم. وقتی خواستههای ما کاملاً با اعمالمان همسو میشوند، تغییر نه تنها ممکن، بلکه پایدار میشود.
درس 3: با درک فرآیند، خود را برای موفقیت آماده کنید
در حالی که درمانگر بودن به من چند چیز در مورد نحوه عملکرد ذهن و رفتار انسان به من آموخت، بزرگترین درس من از سفر ترک الکل توسط خودم می آید: درک فرآیند.
بسیاری از مردم فکر می کنند که ترک نوشیدن باید مانند جابجایی از یک آیفون به آیفون دیگر باشد – بدون مشکل و امیدواریم بدون دردسر. اما حقیقت این است که این فرآیند بیشتر شبیه به این است:
- رفتن از پیاده روی به دوچرخه سواری.
- حرکت از یک سیستم دستی به یک سیستم کامپیوتری.
- یادگیری زبان چینی بعد از صحبت کردن به زبان انگلیسی.
به عبارت دیگر، بارهای اول را شامل می شود. ناراحتی و غرق در انتظار است، و چند “گام اشتباه” رایج است.
داشتن درک دقیقتر از این فرآیند، دنیای متفاوتی را برای من ایجاد کرد. ناگهان، توانستم ببینم که مبارزه من به جای بیانی در مورد توانایی یا شخصیت من، صرفاً بخشی از فرآیند است.
استراحت کردن از الکل یک فرآیند یادگیری است که شامل اولین بارها و یادگیری مهارت های جدید برای دستیابی به اهدافی است که الکل زمانی در زندگی ما انجام می داد، مانند:
- در پایان روز بدون یک لیوان شراب استراحت کنید.
- معاشرت بدون روان کننده اجتماعی الکل.
- به خواب رفتن بدون کمک الکل.
- تجربه اضطراب، غمگینی یا تنهایی بدون بی حس کردن آن با الکل.
این فرآیندی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد، و مهم است که به یاد داشته باشید که چالشها و شکستها صرفاً بخشی از منحنی یادگیری هستند.
درس 4: با در آغوش گرفتن موانع، سریعتر پیش بروید
زمانی که فهمیدم ترک الکل یک فرآیند یادگیری است، در نهایت شروع به پذیرش این ایده کردم که چالش ها و شکست ها صرفاً بخشی از سفر هستند، نه بازتابی از شخصیت یا توانایی من. همانطور که افتادن از دوچرخه پس از برداشتن چرخهای تمرینی به این معنی نیست که هرگز سواری را یاد نخواهید گرفت، لیز خوردن هنگام تلاش برای استراحت از الکل به این معنی نیست که شما برای همیشه محکوم به نوشیدن هستید.
همانطور که از الکل فاصله می گیریم، یاد می گیریم برای کنار آمدن با چالش های زندگی به نیروی درونی خود تکیه کنیم. ما در حال بهبودی از این باور محدود هستیم که برای خوب بودن به کمک الکل نیاز داریم. انجام این کار شجاعانه است و برای درو کردن پاداش، کار و تعهد لازم است.
در اینجا یک راز کوچک وجود دارد که بسیاری از مردم نمی دانند: شکست و موفقیت در یک مسیر قرار دارند – موفقیت فقط کمی پایین تر است. هر چه تعداد دفعات “شکست” بیشتر باشد، به جایزه خود نزدیکتر می شوید.
درس شماره 5: با کشف جایزه خود در سفر بمانید
با گذراندن این سفر، می دانم که استراحت کردن از الکل آنقدرها هم که به نظر می رسد آسان نیست. این نیاز به تمرین و تعهد دارد، و اغلب ما را ملزم می کند که از مناطق امن خود خارج شویم و برای اولین بار کارها را متفاوت انجام دهیم. ممکن است این اولین باری باشد که در پایان روز بدون یک بطری آبجو استراحت می کنید، بدون اینکه با یک کوکتل شل شوید، معاشرت می کنید، یا بدون کمک الکل به خواب می روید.
کلید ماندن در سفر این است کشف جایزه شما. چه چیزی در پایان سفر باعث می شود با وجود ناراحتی و چالش، از منطقه راحتی خود خارج شوید؟ کمی وقت بگذارید تا روشن شوید که چه چیزی به شما انگیزه می دهد – و وقتی این کار را انجام دادید، می توانید اجازه دهید عمیق ترین خواسته هایتان شما را به جلو هدایت کنند.