02:27 - 2025/01/06

نقاط اوج تاریک در روابط اجتماعی

[ad_1] تمایلات ضداجتماعی یا به طور گسترده تر، از نظر اخلاقی و اجتماعی ناپسند می تواند چالش های مهمی در روابط بین فردی ایجاد کند. رفتارهای تنفر آمیز – که اغلب با عدم پشیمانی همراه است – می تواند به اشکال مختلفی مانند قلدری، خیا...

نقاط اوج تاریک در روابط اجتماعی

[ad_1]

تمایلات ضداجتماعی یا به طور گسترده تر، از نظر اخلاقی و اجتماعی ناپسند می تواند چالش های مهمی در روابط بین فردی ایجاد کند. رفتارهای تنفر آمیز – که اغلب با عدم پشیمانی همراه است – می تواند به اشکال مختلفی مانند قلدری، خیانت در یک رابطه عاشقانه، ترول (آنلاین) یا حتی خشونت خانگی ظاهر شود. واضح است که هر یک از اینها برای روابط اجتماعی خطراتی ایجاد می کند.

در حالی که افراد دارای گرایش های نفرت انگیز رفتار خود را توجیه پذیر یا حتی ضروری می دانند، عواقب آن بر محیط اجتماعی آنها اغلب عمیق است. در واقع، ناتوانی در همدلی و حفظ روابط خوب با دیگران یکی از ویژگی های کلیدی چیزی است که پزشکان آن را «اختلال شخصیت» یا «آسیب شناسی شخصیت» می نامند. این نوع اختلال به الگوهای درازمدت رفتار، تفکر و احساسات اشاره دارد که باعث ایجاد مشکلاتی در روابط و زندگی روزمره می شود. برای مثال، ممکن است فرد از دوستی‌هایی که هرگز دوام نمی‌آورد یا از استرس شغلی قابل توجهی رنج می‌برد، زیرا کار گروهی اغلب باعث درگیری شدید می‌شود. به طور کلی، اختلال عملکرد شخصیت، سازگاری با موقعیت‌های مختلف را دشوار می‌کند و منجر به مشکلاتی در عملکرد اجتماعی، کاری یا عاطفی می‌شود.

در حال حاضر، به طور خاص در مورد منفور تمایلات شخصیتی، قرار دادن خواسته‌ها و نیازهای خود بر خواسته‌ها و نیازهای دیگران در ابتدا ممکن است با مزایای کوتاه‌مدتی مانند موفقیت در کسب‌وکار، افزایش موقعیت اجتماعی یا لذت صرف در لحظه همراه باشد. با این حال، این دستاوردها اغلب با گذشت زمان هزینه هایی را به همراه دارند که منجر به رنجش، بی اعتمادی و در نهایت روابط ناکارآمدتر می شود. به عبارت دیگر، اغلب بین سود (فوری) و خطر پیوندهای اجتماعی (در درازمدت) مبادله ای وجود دارد.

پس سوال بدیهی این است: این مبادله در چه نقطه ای نتیجه می گیرد؟ چقدر شخصیت منفور برای ناکارآمد شدن و بالقوه مرتبط شدن بالینی لازم است؟ بر اساس داده‌های پنج مطالعه بزرگ در مورد هسته همه گرایش‌های نفرت‌انگیز و ارتباط آن با اختلال شخصیت، می‌توانیم تا حدودی بر این سؤال روشن کنیم.

هسته منفور

تحقیقات اخیر نشان داده است که تمام گرایشات نفرت انگیز، هر دو آنهایی که تحت بالینی تلقی می شوند (مانند خودگرایی، استحقاق، یا کینه توزی) و کسانی که بالینی در نظر گرفته می شوند (مانند فریبکاری، بزرگ نمایی یا دستکاری)، یک هسته مشترک دارند، به اصطلاح عامل تاریک شخصیت (یا به اختصار D). D گرایش عمومی به دنبال کردن دستاوردها و لذت های خود به بهای از دست دادن دیگران است که با باورهایی همراه است که به عنوان توجیه چنین رفتاری عمل می کند. همانطور که انتظار می رود، سطوح بالاتر D با اختلالات شخصیتی بیشتر همراه است. اما نقطه عطف دقیقا کجاست؟

نقطه عطف

برای درک بهتر اینکه چه زمانی و تا چه حد D ناکارآمد می شود، می توانیم به مطابقت آماری بین سطوح D و برش های تعریف شده بالینی مختلف برای اختلال نگاه کنیم. نتیجه را می توان در شکل مشاهده کرد که توزیع نمرات D را در جمعیت عمومی بر اساس نمونه ای از حدود 90000 شرکت کننده نشان می دهد. به طور خاص، هرچه این نوار بالاتر باشد، افراد بیشتری آن سطح D را دارند، با رنگ‌هایی که نشان‌دهنده سطح مرتبط با اختلال عملکرد بالینی (بر اساس برش‌های تعریف‌شده) هستند. بخش سبز تا زرد (نمره D بین 1.0 و حدود 2.1) نشان دهنده اختلال اندک یا بدون آن است. حتی سطوح متوسط ​​D (حدود 2.3) درست خارج از این محدوده، در بخش زرد تا نارنجی اختلال تحت بالینی یا “خفیف” قرار می گیرد. در نمره D بالاتر از 3.3 (بخش نارنجی تا قرمز)، می‌توانیم انتظار اختلال عملکرد «متوسط» و بنابراین سطح بالینی مرتبط با اختلال را داشته باشیم. و سطوح شدید D (نمره بالاتر از 4.4؛ بخش قرمز تا بنفش) حاکی از اختلال شدید عملکرد و احتمال بالای اختلال مرتبط بالینی است.

بنابراین، از نظر آماری، سطح D تا حدود 2.1 از دیدگاه بالینی کاربردی است و خبر خوب این است که توزیع D کمی کج شده است، بنابراین حدود 57٪ از افراد در این نقطه یا پایین تر از آن هستند. نقطه عطف اختلال عملکرد مرتبط بالینی در سطح D حدود 3.3 است و «تنها» 6 درصد افراد دارای این نمره D یا بالاتر هستند. این تعداد به خوبی با برآوردهای شیوع «اختلالات شخصیتی» روانپزشکی بد اجتماعی (ضداجتماعی، مرزی، خودشیفتگی، پارانوئید) در جمعیت که مجموعاً به حدود 6 درصد می رسد مطابقت دارد. (اینجا را ببینید).

منبع: David D. Scholz & Benjamin E. Hilbig، با اجازه استفاده شد

D در جمعیت عمومی (N ≈ 90000) و سطوح اختلال.

منبع: David D. Scholz & Benjamin E. Hilbig، با اجازه استفاده شد

عوامل خطر و حفاظتی

مهمتر از همه، سایر صفات و تمایلات می توانند این نقاط اوج را تغییر دهند. برخی از صفات و گرایش ها عوامل خطری هستند که نقطه اوج را به سمت چپ تغییر می دهند، به طوری که حتی سطوح پایین تر D ناکارآمد می شوند (دوباره بر اساس نقاط برش). برخی دیگر عوامل محافظتی هستند که نقطه اوج را به سمت راست منتقل می کنند، به طوری که سطح بالاتری از D برای ناکارآمد شدن لازم است. از مطالعات اخیر می بینیم که اختلال در تنظیم هیجان و خودکنترلی و همچنین وجود افکار پارانوئید-هذیانی از عوامل خطری هستند که نقطه اوج را کاهش می دهند. به عنوان مثال، اگر فردی دارای اختلالات شدید در تنظیم هیجان باشد (کمتر از 25٪)، نقطه اوج برای اختلال مربوط به بالینی از 3.3 به حدود 2.6 کاهش می یابد و این سطح D (به طور متوسط) از قبل برای ایجاد اختلال عملکرد مرتبط بالینی کافی است. از سوی دیگر، خودکنترلی بالا می تواند به عنوان یک عامل محافظتی عمل کند و نقطه اوج را به سمت بالا تغییر دهد. به طور خاص، اگر فردی خودکنترلی قوی داشته باشد (بالاترین 25٪)، به معنای واقعی کلمه خارج از نمودار (بالای 5.0) سطح D نیاز است تا به اختلال عملکرد بالینی مرتبط منجر شود.

نتیجه گیری

به طور کلی، می توان آن را به عنوان یک خبر خوب در نظر گرفت که سطح متوسط ​​D به طور کلی فقط نشان دهنده اختلال عملکرد خفیف است و بنابراین به ندرت منجر به اختلال مرتبط بالینی می شود. این را می توان به عنوان یک خبر خوب در نظر گرفت زیرا توزیع D کمی کج است (همانطور که در شکل نشان داده شده است)، بنابراین این برای اکثریت جمعیت صدق می کند. با این حال، سطح D که احتمالاً باعث اختلال مرتبط بالینی می شود، هنوز در حدود 6٪ از افراد یافت می شود. علاوه بر این، برخی از عوامل خطر و محافظ به طور قابل توجهی نقطه اوج را تغییر می دهند.

روابط ضروری خوانده می شود

در محیط های بالینی یا زندگی شخصی (مثلاً هنگام انتخاب دوستان یا حتی شریک های عاشقانه)، به طور کلی توصیه می شود که مراقب افرادی با نمره D بالا باشید. این نوعی حقیقت گرایی است. اما به‌علاوه، به‌نظر می‌رسد که به‌طور خاص به دنبال تنظیم ضعیف احساسات، عدم کنترل خود، یا افکار هذیان‌آمیز پارانوئید باشید، زیرا این‌ها عوامل خطر/محافظت‌کننده عمده‌ای هستند که احتمال سطح D منجر به بالینی می‌شود. نقص مربوطه واضح است که روابط ترسیم شده باید از یک دیدگاه کلی تفسیر شوند، به این معنی که سطوح معینی از D به طور کلی (نه) به نقاط برش بالینی خاص مرتبط هستند. برای هر یک از ما، ارتباط بین سطح خاص D و کیفیت روابط ما ممکن است متفاوت باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان