06:24 - 2025/01/04

مردان بیش از زنان به روابط عاشقانه نیاز دارند

[ad_1] من در کنار آمدن با جدایی ها بهتر می شوم. جایی که زمانی درد از دست دادن یک رابطه را با گوشه گیری و درگیر شدن در رفتارهای مقابله ای که از مشکوک تا مخرب آشکار را در بر می گرفت، خفه می کردم، اکنون نیروهای کمکی خود را به کار می گیرم، با...

مردان بیش از زنان به روابط عاشقانه نیاز دارند

[ad_1]

من در کنار آمدن با جدایی ها بهتر می شوم. جایی که زمانی درد از دست دادن یک رابطه را با گوشه گیری و درگیر شدن در رفتارهای مقابله ای که از مشکوک تا مخرب آشکار را در بر می گرفت، خفه می کردم، اکنون نیروهای کمکی خود را به کار می گیرم، با دوستان و خانواده تماس می گیرم و پیامک می فرستم، یک سیستم حمایتی راه اندازی می کنم، و دوباره با جامعه اجتماعی خود ارتباط برقرار می کنم. شبکه قبل از اینکه بخواهم مجموعه دوم را امتحان کنم، شواهد زیادی جمع‌آوری کردم مبنی بر اینکه اولین مجموعه از استراتژی‌ها کارساز نبودند.

با انعکاس این پیشرفت مثبت در زندگی ام، متوجه شدم که اکثر زنانی که می شناسم خیلی زودتر در زندگی خود به این استراتژی مقابله ای دست یافته اند – یا به نظر می رسید که از همان ابتدا به طور شهودی آن را درک می کردند. سپس مقاله تحقیقاتی اخیر را خواندم (Wahring et al., 2024) که هر دو پدیده را به سادگی با پیشنهاد این که روابط عاشقانه برای مردان بسیار مهمتر از زنان است، برای من توضیح داد.

واهرینگ و همکارانش در خارج از دروازه اذعان می‌کنند که ما عموماً عکس آن را درک می‌کنیم: وسواس آشکار زنان نسبت به عاشقانه در مقاله‌های مجلات بی‌پایان و کمدی‌های عاشقانه در کانون توجه قرار می‌گیرد، در حالی که رسانه‌هایی که به سمت مردان طراحی شده‌اند، تمرکز بسیار کمی بر روابط عاشقانه دارند. به طور کلی، مردم روابط عاشقانه را برای زنان مهم تر از مردان می دانند (هاید و همکاران، 2009).

اما ادبیات علمی، همانطور که Wahring و همکارانش به طور مفید آن را خلاصه می کنند، داستان متفاوتی را بیان می کند. نتیجه گیری آنها: مردان بیشتر از زنان برای حمایت عاطفی و صمیمیت به شرکای عاشقانه تکیه می کنند، به همین دلیل است که تلاش بیشتری برای برقراری روابط می کنند، از روابط بیشتر سود می برند، شروع به جدایی کمتری می کنند و پس از جدایی زمان سخت تری می گذرانند. آنها استدلال می کنند که مردان این گونه رفتار می کنند، زیرا خارج از رابطه عاشقانه خود از حمایت های عاطفی و اجتماعی کمتری نسبت به زنان برخوردار هستند و بنابراین برای برآوردن بسیاری از نیازهای خود بیشتر به شریک عاشقانه خود وابسته هستند.

در بررسی ادبیات، واهرینگ و همکارانش با استناد به تحقیقاتی که نشان می‌دهد نسبت به زنان، مردان در مجردی تمایل بیشتری به شریک زندگی ابراز می‌کنند و سریع‌تر عاشق می‌شوند، دلیل قانع‌کننده‌ای ایجاد می‌کنند که مردان مشتاق‌تر برای وارد شدن به روابط هستند و می‌گویند که آنها زودتر شریک زندگی خود را دوست دارند (به عنوان مثال، آکرمن و همکاران، 2011؛ ​​فریزر و همکاران، 1996؛ مونتگومری، 2005؛ زسوک و همکاران al., 2017). آنها ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه از این واقعیت برانگیخته شوند که مردان در روابط به طور متوسط ​​سالم تر از مردان غیر در روابط هستند و حمایت عاطفی ارائه شده توسط شرکا ممکن است این الگو را هدایت کند (Stronge et al., 2019).

هنگامی که مردان وارد رابطه می شوند، احتمال پایان دادن به آن ها کمتر است (رزنفلد، 2018)، و نویسندگان این موضوع را به مردان نسبت می دهند که نسبت به زنان، نسبت به زنان، نسبت بیشتری از حمایت عاطفی خود را از طرف شریک عاشقانه خود نسبت به دوستان و خانواده خود دریافت می کنند. . مانند خود من که اخیراً روشن شده ام، آنها می دانند که اگر راه خود را از هم جدا کنند، چه اتفاقی می افتد: یک دوره غم و اندوه و کشمکش شخصی، دوره ای که تحقیقات نشان می دهد ممکن است به طور متوسط ​​طولانی تر و شدیدتر از آنچه که یک زن پس از جدایی تجربه می کند (موریس) باشد. و همکاران، 2015).

چرا مردان در وهله اول در این موقعیت قرار دارند؟ Wahring و همکارانش این تفاوت جنسیتی را بیشتر به نحوه شکل‌گیری هنجارهای اجتماعی نقش‌های اجتماعی ما نسبت می‌دهند (ایگلی و وود، 2012). آنها خاطرنشان می کنند که پسران و دختران از سنین پایین به هنجارهای مختلف در مورد خودافشایی و نزدیکی با دیگران اجتماعی می شوند. به طور خاص، ما رفتارهای حمایتی و پرورشی را با زنانگی مرتبط می‌دانیم، بنابراین مردان یاد می‌گیرند که آسیب‌پذیر نباشند یا به دیگران تکیه نکنند، در حالی که زنان در روی آوردن به دیگران در مواقع مضطرب یا نیازمند تمرین می‌شوند (تیلور و همکاران، 2000). مردان بیشتر از زنان شرکای عاشقانه خود را به عنوان معتمدان اصلی خود می نامند (لیائو و همکاران، 2018؛ آمبرسون و همکاران، 1996)، شاید به این دلیل که آنها واقعاً از روی آوردن تقریباً به دیگران احساس امنیت نمی کنند.

با دانستن همه اینها، جای تعجب نیست که مردان مجرد نسبت به زنان مجرد احساس پوچی تر و کمتر کامل می کنند (Dykstra & Fokkema، 2007). مردان به واقعیت دردناکی که با نیاز به ارتباط انسانی معتبرتر و معنادارتر از آنچه که دارند، پاسخ می دهند. در مواجهه با تنهایی خردکننده (ارنست و همکاران، 2021؛ لیر و دورستین، 2024)، آنها بیش از حد به شرکای عاشقانه خود متکی هستند – به ظاهر تنها افرادی که می توانند به آنها مراجعه کنند.

خطاب به مردانی که با زنانی قرار ملاقات می گذارند که ممکن است در حال خواندن باشند: شریک عاشقانه شما نمی تواند همه چیز برای شما باشد. هر چه بیشتر برای حمایت به دوستان و خانواده تکیه کنید، احتمال اینکه شریک زندگیتان نگران شما باشد، احساس غمگینی کند یا به دلیل درخواست بیش از حد از او شما را ترک کند، کمتر می شود. هرچه بیشتر به دیگران تکیه کنید، کنترل ناامیدی ها و ناامیدی ها در رابطه تان آسان تر خواهد بود. اگر رابطه شما اخیراً به پایان رسیده است، از فرصت استفاده کنید و ارتباطات خود را با دیگران عمیق تر کنید. شبکه ای بسازید که دفعه بعد به کاهش سقوط شما کمک کند. اگر مجرد هستید، داشتن یک شبکه قوی از دوستان و خانواده می تواند شما را از وارد شدن به رابطه با فردی که با او سازگار نیستید، محافظت می کند، صرفاً به این دلیل که می خواهید تمام مزایای یک رابطه دوباره را داشته باشید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان