18:21 - 2024/12/31

قوانین طلاق به دلیل تقصیر خطرناک و گران خواهد بود

[ad_1] تنها راه رهایی از ازدواج این روزها مرگ، طلاق یا فسخ است. به این دلیل که ازدواج یک قرارداد قانونی الزام آور است. تعداد زوج‌هایی که فکر می‌کنید بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کنید متوجه نمی‌شوند که توافق قانونی دارند تا زمانی که طلاق نده...

قوانین طلاق به دلیل تقصیر خطرناک و گران خواهد بود

[ad_1]

تنها راه رهایی از ازدواج این روزها مرگ، طلاق یا فسخ است. به این دلیل که ازدواج یک قرارداد قانونی الزام آور است. تعداد زوج‌هایی که فکر می‌کنید بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کنید متوجه نمی‌شوند که توافق قانونی دارند تا زمانی که طلاق ندهند.

من سالها پیش پستی در مورد توافقات قبل و بعد از ازدواج نوشتم (و اینکه چرا داشتن آنها مهم است) و پاسخی از یک زن خشمگین دریافت کردم که گفت فکر می کند انجام یک قبل یا بعد از ازدواج مضحک است زیرا “این کار را نکرد. می‌خواهم دادگاه‌ها در زندگی خصوصی او دخالت کنند.»

این یکی از آن چیزهایی است که هیچ کس واقعاً وقتی شما را درگیر می کند روشن نمی کند. دادگاه در زندگی شخصی شما دخالت می کند.

شما نمی دانید که در سیستم قانونی هستید تا زمانی که سعی نکنید خارج شوید

وقتی ازدواج کردم، دو یا سه تکه کاغذ را امضا کردم که نشان می داد من همانی هستم که می گویم، و تأیید می کنم که با شخص دیگری ازدواج نکرده ام و قاضی صلح را تعیین کردم (که اتفاقاً باید توسط ایالت کالیفرنیا تایید شود).

من در هنگام خرید اولین خانه ام بیشتر از اینکه وارد ازدواجم شوم، نگران عواقب قانونی بودم. پشته کاغذ به طور تصاعدی بیشتر از تعداد صفحاتی بود که گره مورد نیاز را می‌بندند.

با رفتن به ازدواج، افراد هم نسل من (از جمله من) از عشق و عاشقی کور شدند. امروزه از آنجا که بسیاری از 20 و 30 ساله ها فرزندان طلاق هستند، زوج های نامزد با چشمانی بازتر به این تعهد می پردازند. آنها ممکن است افراد زیادی مانند والدین، پدربزرگ و مادربزرگ، والدین دوستان، همسایه ها و غیره را بشناسند که طلاق گرفته اند. یا اصلا ازدواج را انتخاب نمی کنند. برای کسانی که ازدواج کردند و از هم جدا شدند، طلاق کمتر به یک ناهنجاری تبدیل شد.

با پذیرش فزاینده موضع در مورد طلاق، در باز ماند تا گره ضرب المثلی باز شود. به عنوان یک کارآموز متعهد هراسی که زمانی تحت نظارت من بود، به من گفت: “من متوجه شدم که می توانم پیش بروم و نامزد کنم زیرا اگر ازدواج به نتیجه نرسد، همیشه می توانم طلاق بگیرم.”

دانستن اینکه او می تواند هر زمان که نیاز داشته باشد می تواند بیرون بیاید و به او اجازه داد تا در جهت ازدواج اقداماتی انجام دهد. بدیهی است که میثاق های صمیمانه بخشی از استحکام و محدودیتی را که ساختار اجتماعی ما زمانی اجبار می کرد، از دست داده است.

آمار ازدواج و طلاق امروزه متفاوت است

یکی دیگر از عوامل مهم در ازدواج کمتر زوج ها این است که زنان بیشتر از همیشه کار می کنند. در نتیجه، زنان مستقل‌تر هستند و برای امنیت مالی «نیازی به ازدواج» ندارند.

با استفاده از داده‌های آمار حیاتی ملی، محققان دانشگاه ایالتی بولینگ گرین مطالعه‌ای را انجام دادند که نشان می‌دهد چرا میزان ازدواج و طلاق از زمان اوج خود در سال 1980 تقریباً به نصف کاهش یافته است. ساختار میزان طلاق تا حد زیادی کاهش یافته است زیرا نرخ ازدواج کاهش یافته است. این دو گرایش دست به دست هم می دهند.

چرا طلاق تقصیر واقعا بد خواهد بود

بنابراین، اجازه دهید به این نکته برسیم که چرا این پست را می نویسم و ​​چرا اکنون.

طلاق بدون تقصیر در بسیاری از مناطق کشور در گذشته بسیار نه چندان دور مطرح بوده است. مطمئن نیستم که مردم واقعاً بدانند که این تغییر چقدر پیامدهای منفی برای همه درگیر خواهد داشت.

من درک می کنم که افراد پشت این جنبش می خواهند ببینند ازدواج جدی تر و سخت تر از آن خارج می شود. آنها به شدت احساس می کنند که ازدواج شما را به فرد بهتری تبدیل می کند، زیرا باید بزرگ شوید، مسئولیت پذیرتر باشید و از دیگران (نه فقط خودتان) مراقبت کنید. آنها به شدت احساس می کنند که افراد متاهل بیشتر جامعه منظم تری را ایجاد می کنند. و این درست است که وقتی قوانین بی تقصیر اجرا شد، آمار طلاق افزایش یافت که به عنوان یک تاثیر منفی تلقی شد. اینها تا حدودی نکات مشروع هستند.

با این حال، در حالی که یک طلاق به اشتباه قطعا خروج از یک ازدواج را دشوارتر یا حتی غیرممکن می کند، پیامدهای منفی آن بسیار بیشتر از مزایای آن خواهد بود. و کسانی که بیشترین آسیب را متحمل می شوند، گروه های بی اختیار و محروم تر خواهند بود.

زوج‌هایی که منابع کمتری دارند طلاق نمی‌گیرند زیرا توانایی پرداخت آن را ندارند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد رفاه زنان کاهش می‌یابد و زنان بیشتری در نتیجه قربانی شدن در خشونت خانگی یا جان خود را از دست می‌دهند. البته مردان تا حدودی از این راه ها رنج می برند، اما زنان به مراتب بیشتر قربانی این سناریو می شوند.

در طلاق بدون تقصیر، همسران می توانند به سادگی گزارش دهند که اختلافات آشتی ناپذیری داشته اند و نیازی به پخش لباس های کثیف خود در دادگاه عمومی ندارند. در یک سیستم دادگاه مبتنی بر تقصیر، اولین بخش از فرآیند تعیین مقصر است. هر یک از طرفین باید با حمله به طرف مقابل و سرزنش دیگران به خاطر اعمال نادرست، دلیل درخواست انحلال زناشویی را توجیه کند. نه تنها بدترین چیزها را در همه نشان می دهد، بلکه هزینه های وکالت می تواند گزاف باشد – و این به مسائلی که نیاز به قضاوت دارند، مانند حضانت فرزند، یا حمایت از همسر و فرزند نمی رسد.

بخشی از انگیزه برای یک سیستم مبتنی بر خطا این است که، درست مانند نحوه عملکرد بیمه خودرو، شخصی که “مقصر” یا “بیشترین مقصر” بوده است باید به همسر دیگر برای اعمال بد خود پول بپردازد. دریافت غرامت به دلیل فریب خوردگی می تواند موجه به نظر برسد، اما هزینه بالایی برای زوجین، سیستم دادگاه (که در حال حاضر تحت فشار قرار گرفته است و بیشتر مورد حمایت قرار می گیرد) و مالیات دهندگان خواهد داشت. قضات و پرسنل دادگاه کارمندان دولت هستند و با دلار مالیات دهندگان حقوق می گیرند.

شاید تاثیر پذیرترین و کم قدرت ترین گروهی که از این تغییر رنج می برند، کودکان باشند. آنها در معرض این همه تندی و جنجال قرار می گیرند.

کشورهایی مانند انگلستان و ولز اخیراً به بسیاری از کشورهای دیگر ملحق شده اند تا قانون طلاق بدون تقصیر (2022) را اجرا کنند، دقیقاً به این دلیل که قوانین تقصیر باعث ایجاد تضاد و زشتی بیشتر شده است. دولت بریتانیا حتی مقاله ای در وب سایت خود در مورد اهمیت پایان دادن به بازی سرزنش دارد.

شکی نیست، اما وضع قوانین طلاق با تقصیر یک گام بزرگ به عقب خواهد بود. نمی دانم راه حل کاملی برای این موضوع وجود دارد یا خیر زیرا روابط پیچیده و شخصی هستند.

نمی دانم که آیا واقعاً منطقی است که به توصیه آن زن توجه کنیم (من در ابتدای این پست به او اشاره کردم) و اجازه ندهیم دولت در ازدواج مردم مشارکت کند… اجازه دهید زوج ها قوانین خود را برای ازدواج ایجاد کنند و از میانجی ها یا قاضی های خصوصی برای کمک به آنها استفاده کنند. تقسیم دارایی ها، ایجاد یک طرح فرزندپروری، و بقیه.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان