13:15 - 2024/12/31

انتخاب شگفتی به جای دستاوردها: تغییر طرز فکر سال نو

[ad_1] پرورش شگفتی و هیبت منبع: Alexander Krivitskiy/Unsplash آیا چیزی را تماشا کرده‌اید یا خوانده‌اید که به شما الهام می‌دهد فقط به دنبال علاقه‌هایتان بگردید تا احساس کنید که هدفتان واقعاً چیست؟ وقتی نوبت به هدف می رسد، اغلب فشار و توجه ...

انتخاب شگفتی به جای دستاوردها: تغییر طرز فکر سال نو

[ad_1]

الکساندر کریویتسکی / Unsplash

پرورش شگفتی و هیبت

منبع: Alexander Krivitskiy/Unsplash

آیا چیزی را تماشا کرده‌اید یا خوانده‌اید که به شما الهام می‌دهد فقط به دنبال علاقه‌هایتان بگردید تا احساس کنید که هدفتان واقعاً چیست؟ وقتی نوبت به هدف می رسد، اغلب فشار و توجه زیادی روی دستاوردها و دستاوردها می شود. ما سال جدید را با جدیت شروع می کنیم و همانطور که شنیده اید، چند هفته پس از ژانویه، حالت پیش فرض از سر گرفته می شود. خیلی اوقات، هدف اگر توسط دیگران دیده نشود، ردیابی نشود، پاداش داده نشود یا مورد تحسین قرار نگیرد، ارزش چندانی ندارد.

وقتی صحبت از هدف به میان می آید، چه می شود اگر ارزش بیشتری برای شگفتی به جای دستاوردها قائل می شد؟

چرا ما به شگفتی نیاز داریم و کجا گم شده است

یک مرور علمی سیستماتیک اخیر در مورد کنجکاوی و شگفتی در آموزش دوران کودکی توسط Bjerknes و همکاران (2023) در دانشگاه جنوب شرقی نروژ، اهمیت این عناصر برای رشد و یادگیری را برجسته می کند.1. تحقیقات کنجکاوی و شگفتی در آموزش عمدتاً بر کودکان خردسال در کلاس‌های علوم طبیعی متمرکز شده است که در آن کنجکاوی به مشارکت فراگیران در مطالب کمک می‌کند. تحقیقاتی که از شگفتی و هیبت به عنوان تجربیات عاطفی پیچیده در بزرگسالان، به معنای علمی مدرن حمایت می کند، تنها در یک دهه و نیم گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تمرکز کلی تحقیقات عاطفی تا آن زمان بر درک و مدیریت احساسات دشوار مانند غم، ترس، خشم، تعجب و انزجار و تنها یک مورد آشکارا مثبت بود: شادی. اخیراً، سایر احساسات مثبت متمایز، مانند شفقت، میل، سرگرمی، غرور و عشق به عنوان احساسات متمایز مورد مطالعه قرار گرفته اند. گام‌های اخیر تلاش کرده‌اند تا تجربیات غیرقابل وصف سابق را توصیف کنند – با استفاده از زبان برای توصیف آنچه متعالی و اغلب غیرقابل توصیف است – و اندازه‌گیری آنها.

چگونه انسان ها هیبت را تجربه می کنند

شگفتی اغلب می تواند به هیبت منجر شود، که اغلب به عنوان احترام محترمانه تعریف می شود. در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ماریا مونروی و داچر کلتنر (2022) شرح یکپارچه‌ای از پیچیدگی آن چیزی که وقتی انسان ترس را تجربه می‌کند، زمانی که تهدید یا مبتنی بر ترس نیست (که پاسخ‌های متفاوتی را برمی‌انگیزد) روی می‌دهد، منتشر کردند. از نظر نوروفیزیولوژیکی، خیلی چیزها تغییر می کنند. ماهیچه های صورت تغییر می کند، فک می افتد، چشم ها گشاد می شوند و ابروهای داخلی بالا می روند. سیستم عصبی ما یک پاسخ واگ را تجربه می کند، که پاسخ استرس را آرام می کند، همراه با آزاد شدن مواد شیمیایی عصبی مثبت. ممکن است احساسات همراه مانند گزگز همراه با یک پاسخ ضد التهابی سیستمیک وجود داشته باشد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد فعالیت شبکه حالت پیش‌فرض کاهش یافته است، ناحیه‌ای از مغز که در حال حاضر برای فرآیندهای خود بازتابی آن مورد مطالعه قرار می‌گیرد. همراه با این الگوهای عصبی فیزیولوژیکی، کاهش قابل اندازه‌گیری در تمرکز بر خود، افزایش ارتباط روابط اجتماعی و یکپارچگی اجتماعی بیشتر وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد حس تعلق شود. معنی‌سازی می‌تواند افزایش یابد، که همچنین به احساس ما از بودن بخشی از چیزی فراتر از زندگی روزمره مرتبط است. در مجموع، هیبت به عنوان یک تجربه ترمیمی توصیف می شود که منجر به رفاه بهتر می شود.2

چه چیزی باعث ایجاد ترس می شود و چگونه دوز روزانه خود را از آن افزایش دهیم؟

شاید پاسخ این را خودتان بدانید. اگر به یادآوری نیاز دارید، مونروی و کلتنر پنج دسته از فعالیت‌ها را توصیف می‌کنند که به طور قابل اعتمادی باعث حیرت مردم می‌شوند:

1. طبیعت

2. مشارکت معنوی

3. موسیقی

4. برقصید

5. روانگردان ها

صرفاً مشاهده ریتم‌های طبیعت – یک فصل، یک جویبار، یک طوفان، قارقار بزرگ یک وزغ کوچک – یا درگیر شدن در ریتم‌های موسیقی، آواز خواندن، یا حرکت بدن‌مان می‌تواند ما را به یک حس ترس و هیبت سوق دهد. داروهای روانگردان نیز هزاران سال است که در مراسم معنوی و اخیراً مداخلات درمانی برای سلامت روان استفاده می شود. (گریفیث و همکاران، 2008 گزارش دادند که 50% تا 70% از شرکت کنندگان گزارش دادند که روانگردان ها یکی از مهم ترین تجربیات معنوی زندگی آنها را ایجاد کردند که اغلب تجربیات عمیقی از هیبت را گزارش می کردند).

چگونه می توان هیبت را تمرین کرد

در حالی که همیشه عالی است که علم آنچه را که احتمالاً شهود شما به شما می‌گوید بازگرداند، اما همه ما در خطر از دست دادن یک ارتباط عمیق با شگفتی و هیبت روزانه هستیم، مگر اینکه به طور منظم آن را تمرین کنیم. این به این معنا نیست که ما قبلاً این ماهیچه ها را نداریم، به اصطلاح، به این دلیل است که ما این روش های اساسی وجود را فراموش کرده ایم، زیرا ما توسط پیام هایی احاطه شده ایم که ما را از آنچه هستیم و حس طبیعی ما از شگفتی و شگفتی دور می کند. هیبت اما می‌توانیم خودمان را از چیزهایی که داریم، کارهایی که انجام می‌دهیم و کسانی که می‌شناسیم جدا کنیم. ممکن است لازم باشد این عضلات مرکزی را بیشتر تمرین کنیم. وارد کردن هر لحظه یا کاری با کنجکاوی، سرعت آهسته تر و احساس فروتنی می تواند به ما کمک کند تا لحظات ترسناکی بیشتری داشته باشیم.

البته داشتن اهداف یا تصمیم‌گیری‌های سال جدید هیچ ایرادی ندارد، تا زمانی که با عمق ذات خود در ارتباط باشیم – از کنجکاوی خود برای گسترش، رشد و ماندن در آنچه مهم‌تر است استفاده کنیم. شاید هدف جدید ما می تواند شامل تجربه شگفتی و هیبت باشد.

خبر خوب این است که برای یافتن حس هیبت نیازی به هلی اسکی نداریم. در طول زندگی خود به گذشته فکر کنید و سه لحظه را به یاد بیاورید که از زیبایی، سکوت یا احساس آرامش بیش از همه احساس مبهوت کردید. کجا بودی؟ با کی بودی؟ کجاها شگفتی را تجربه می کنید و در هیبت یک لحظه ساده می ایستید – به این فکر می کنید که چگونه یک پل می تواند صف طولانی ماشین ها را در خود جای دهد، یا به این فکر می کنید که چگونه انگشتان شما اینقدر چابک حرکت می کنند، یا صرفاً به واقعیت خود زندگی؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان