من فقط دو مقاله جذاب در مورد پیری خواندم، یکی از آنها عمیق ترین امیدهای من را تایید کرد و دیگری عمیق ترین ترس های من را فعال کرد.
من با تحقیق خوشبینانه شروع میکنم: تحت عنوان، «مطالعه نشان میدهد که کاهش کاهش سن در افراد مسنتر کاهش مییابد.» ScienceDaily یک مطالعه جدید از انگلستان گزارش داد که نشان می دهد “بزرگسالان امروزی سطوح بالاتری از عملکرد فیزیکی و ذهنی را نسبت به نسل های قبلی در همان سن تجربه می کنند.”
محققان نتیجه میگیرند: «روندها بسیار قوی بودند و نشان میدهند که برای بسیاری از مردم، ۷۰ واقعاً ممکن است ۶۰ جدید باشد».
محققان با بررسی روند عملکرد افراد مسن – در توانایی های شناختی، مقابله روانی، تحرک و ظرفیت های حسی به این نتیجه رسیدند. این رویکرد جدید بود، زیرا مطالعات مشابه قبلی معمولاً به این موضوع پرداخته بودند که آیا افراد مسن به بیماری مبتلا هستند یا نه.
محققان بر این باورند که عملکرد بالاتر افراد مسن به احتمال زیاد به دلیل پیشرفت در تغذیه، بینایی، مراقبت های شنوایی و علوم پزشکی از جمله روش هایی مانند جراحی تعویض زانو است. البته انگلستان دارای مراقبت های بهداشتی جهانی است و ایالات متحده ندارد، اما من حدس می زنم که بسیاری از آمریکایی ها احتمالاً از پیشرفت های پزشکی و بهداشت عمومی نیز بهره مند شده اند.
بنابراین، اگر احساس می کنید به طور قابل توجهی جوان تر از سن تقویمی خود هستید، فقط خودتان را مسخره نمی کنید. من تازه 80 ساله شدم اگر 70 60 جدید است، آیا 80 می تواند 70 جدید باشد؟ امیدوارم اینطور باشد!
ناامیدی در پیری عمیق
تقریباً در همان زمان که تحقیق بالا را خواندم، متوجه پستی با عنوان “چرا خستگی از زندگی یک پدیده رو به رشد است” توسط سام کار، وبلاگ نویس PT، که در اروپا در مورد این موضوع تحقیق کرده است، شدم. در واقع، کار عضو «شبکه تحقیقاتی اروپایی درک خستگی از زندگی در افراد مسن»، گروهی متشکل از سالمندان، روانپزشکان، دانشمندان علوم اجتماعی، روانشناسان و دانشمندان مرگ است.
موضوع اصلی که کار مطرح میکند این است که برخی از افراد مسن، حتی افراد سالم و کسانی که احساس میکنند زندگی معناداری داشتهاند، در مقطعی آماده مرگ و حتی پایان دادن به زندگی خود میشوند. برای برخی، این آرزو به دلیل از دست دادن افراد مهم، ترس از وابستگی و/یا تنهایی است. برخی دیگر احساس ناامیدی وجودی می کنند که ناشی از از دست دادن هدف و معنای زندگی آنهاست. از نظر آنها سفر زندگی به پایان رسیده است و آنها آماده پیاده شدن از قایق هستند.
کار معضل این افراد و مراقبانشان را خلاصه می کند. آیا کسانی که «خسته از زندگی» هستند باید اجازه داشته باشند که از اتانازی و کمک به خودکشی در جایی که این اقدامات قانونی است استفاده کنند؟ یا باید تشخیص پزشکی یا سلامت روانی به وضوح کشنده داشته باشند تا چنین اقدامی غیرقابل برگشت انجام دهند؟
مشخص نیست چند درصد از افراد مسن در اروپا از «خستگی زندگی» رنج می برند تا جایی که ترجیح می دهند به آن پایان دهند. همچنین مشخص نیست که چرا “خستگی از زندگی” یک “پدیده رو به رشد” است، اگرچه شاید این وضعیت نتیجه احتمالی و جنبه منفی افزایش طول عمر باشد.
اکثر افراد مسن احتمالاً می توانند با احساسات ابراز شده توسط این گروه، هر اندازه که باشد، ارتباط برقرار کنند، حتی اگر آنها در آن احساسات مشترک نباشند. می توانم درک کنم که چگونه برخی از دست دادن ها می توانند مرا به این نتیجه برسانند که زندگی معنایی ندارد. برای مثال، اگر از نظر ذهنی یا جسمی آسیب جدی داشتم.
با این حال، این افراد از سلامت خوبی برخوردار هستند. اگر به اندازه کافی خوش شانس باشم که در سنین بالا سالم باشم، میتوانم جستجوی راههای جدید برای معنادار و سرگرمکننده کردن زندگیام را تصور کنم. یا، ممکن است فقط از تمام لحظات کوچک زندگی لذت ببرم: یک فنجان قهوه، یک وعده غذایی خوب، پیاده روی در طبیعت، گپ زدن با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده. اما چه کسی می داند؟ شاید من قربانی خودفریبی هستم.
کار پست خود را با بینش عملی به پایان می رساند. او خاطرنشان می کند که این مشکل تا حدی از سن گرایی جامعه غربی ناشی می شود – ناکامی در ارزش گذاری بزرگان و خرد آنها. در مقابل، در ژاپن، پیری «بهار یا تولدی دوباره پس از یک دوره پرمشغله کار و تربیت کودکان تلقی میشود». علاوه بر این، “یک مطالعه نشان داد که افراد مسن در ژاپن نمرات بالاتری را در رشد شخصی در مقایسه با بزرگسالان میانسال نشان دادند، در حالی که الگوی سنی مخالف در ایالات متحده مشاهده شد.” این نشان میدهد که میتوان بخشی از مشکل را با در نظر گرفتن دورهی پیری بهعنوان زمانی برای رشد، بهجای پایان رشد، اصلاح کرد و سپس فرصتهایی برای آن رشد فراهم کرد: کار نیمهوقت، هنر، موسیقی، کلاسهای نویسندگی خلاق، و کار داوطلبانه. مشاغل، به نام چند احتمال.
یادآوری ها
مبادا کسی در مورد پدیده “خستگی زندگی” تعمیم دهد، اجازه دهید یادآوری کنم که:
- تحقیقات پیمایشی اقیانوس ها نشان می دهد که اکثر افراد بالای 65 سال عموماً افراد شادی هستند. این شادی می تواند تا دهه 70، 80 و بعد از آن ادامه یابد.
- کار تمام وقت یا پاره وقت یا داوطلبانه ممکن است این شادی را افزایش دهد.
- مرگ یک راه حل دائمی برای مشکلی است که می تواند موقتی باشد. اگر افسرده هستید، در هر سنی که هستید، با 988، خط تلفن ملی خودکشی و بحران تماس بگیرید یا از منابع دیگر برای دریافت کمک استفاده کنید. برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.
- یادگیری لذت بردن از لذت های کوچک زندگی می تواند به روز شما “افزایش” بدهد.
این ایده که هر یک از ما ممکن است روزی از «خستگی زندگی» رنج ببریم، من را بیشتر غمگین می کند تا غمگین. اما تحقیقات روی بهبود عملکرد افراد مسن نشان میدهد که بسیاری از ما سالمتر و جوانتر از سن تقویمی خود هستیم و این نتیجهگیری امیدوارکننده است. و حتی اگر پیری عمیق ممکن است برخی از افراد مسن را از زندگی خسته کند، تحقیقات جدید نشان میدهد که حداقل میتوانیم روند پیری را به تعویق بیندازیم و از زندگی بیشتر از آنچه تصور میکردیم لذت ببریم.
پس از خودت لذت ببر زودتر از آن چیزی است که فکر می کنید.
© Meg Selig, 2024. کلیه حقوق محفوظ است.