[ad_1]

همانطور که در قسمت اول این پست بررسی کردیم، جنبه های زیادی از معنای داشتن یک اختلال خوردن – روانی، فیزیکی و رفتاری – با خواب خوب تداخل دارد. بدخوابی به نوبه خود اغلب زندگی با یک اختلال خوردن را بدتر می کند و/یا باعث می شود بهبودی حتی از دسترس خارج شود.
تکامل انسان ها را راحت طلب، مبتکر و همچنین تلاش گریز ساخته است. بنابراین، اگر یک انتخاب سهطرفه بین انجام هیچ کاری، انجام راهحلی با هزینه بالا و سود بالا و یافتن راهحلی سریع اما مشکوک وجود داشته باشد، آخرین مورد از این گزینهها اغلب بهینه است. اگر در وضعیت بدی هستید، منطقی است قبل از تصمیم گیری در مورد اینکه آیا تلاش خود را برای تغییر کامل وضعیت سرمایه گذاری کنید، بررسی کنید که چقدر می توانید با مداخلات آسان شرایط را کاهش دهید.
البته، زندگی به قدری پیچیده و سخت است که ما تمایل نداریم تلاشهای سریع خود را به عنوان آزمایشهایی با چشمان روشن در آزمایش پایداری وضعیت موجود تجربه کنیم، قبل از اینکه تصمیمی به همان اندازه شفاف در مورد اعمال تغییرات عمیق بگیریم. . درعوض، ما اغلب با هم درگیر میشویم و به عاداتی میرویم که به دلایلی که اغلب برای ما مبهم باقی میمانند، بهعنوان منابع ایدههای مبهم ما برای ایجاد احساس کمی بهتر به ما کمک میکنند.
زندگی بی اشتهایی خود من نمونه خوبی از این نوع درهم ریختگی عملی و وجودی بود، این نوع تند تند طراحی زندگی. و تقاطع خوردن و خواب یک مثال بسیار عالی بود. همانطور که در پستهای دیگر توضیح دادهام (مثلاً در مورد قوانین خودسرانه)، روش بیاشتهایی من برای غذا خوردن با تعویق تعریف شده است: خودتان را با نوشیدنیهای گرم ادامه دهید و خوردن واقعی را تا زمانی که همه چیز در روز تمام شود به تعویق بیندازید. نتیجه غذا خوردن نیمه شب و یک ریتم شبانه روزی کاملاً بهم ریخته بود. اما همانطور که درمانگرم بلافاصله پس از شروع آخرین و موفقیت آمیز تلاش برای بهبودی خود اشاره کرد، نحوه غذا خوردن من نه تنها باعث مشکلات خواب شد، بلکه یک راه حل عالی برای آنها بود – به همان اندازه که هر راه حلی می تواند در وضعیت بی اشتهایی وجود داشته باشد. موجود است.
به طور خاص، بعد از اینکه تمام روز گرسنه بودم، یک وعده غذایی نسبتاً بزرگ میخوردم (همچنان که بعداً متوجه شدم، محتوای انرژی بالاتری نسبت به زنانی که رژیم دارند قابل قبول است) با ترکیب عناصر پرفیبر (مانند کلم آب پز، موسلی). عناصر پرآب (مانند کاهو، شیر بدون چربی)، و عناصر پر شکر و پرچرب (مانند شکلات، کیک). در سکانسی که از کم هیجانانگیزترین (نان سفید و سبزیجات) تا بیشترین (شکلات و غیره) امتداد مییابد، در تمام ابعاد اصلی، از سیری تقلبی مایعات اضافی از فیبری گرفته تا چرب و قندی، خودم را سیر میکنم. درمانگر من به ویژه در مورد قندی که در مرحله آخر آمده بود، اشاره کرد: او خاطرنشان کرد که دادن قند زیادی به خودم که بلافاصله بعد از آن تصادف کرد، راهی عالی برای کمک به خودم بود که علیرغم یک روز طولانی گرسنگی به خوابی مطمئن کمک کنم. همه چیز در اینترنت اصرار دارد که اگر میخواهید خوب بخوابید، وعدههای غذایی با قند بالا قبل از خواب ایده افتضاحی است، اما احتمالاً کمتر از گرسنگی شدید، به خصوص در زمینه سوء تغذیه مزمن، وحشتناک هستند. بسیاری از افرادی که از بی اشتهایی رنج می برند ترس زیادی از گرسنه رفتن به رختخواب دارند و تمام تلاش خود را می کنند تا از این امر اجتناب کنند و در عین حال از خوردن بیشتر نیز اجتناب کنند.
استراحتگاه رایج دیگر برای کسانی که مشکلات خواب ناشی از ED دارند، الکل است، که نسخه واضح تری از اثرات قند ایجاد می کند: به شما کمک می کند به خواب بروید اما کیفیت کلی خواب را در اواخر شب کاهش می دهد، به خصوص میزان حرکت سریع چشم ( REM) خواب. به طور مشابه، کافئین در زمینه محرومیت از خواب هوشیاری ایجاد می کند، اما به کیفیت خواب و ریتم شبانه روزی آسیب کوتاه مدت و بلندمدت می زند. مشکلات ورزش اجباری همراه مشترک اختلالات خوردن هستند و ورزش در عصر (بسته به مدت زمان و شدت) می تواند راهی برای کمک به ایجاد نوعی خستگی جسمانی باشد که منجر به به خواب رفتن می شود. اما ورزش بیش از حد همچنین می تواند به طور موقت یا مزمن باعث افزایش آدرنالین و افزایش مزمن کورتیزول شود، که هر دو با خواب تداخل می کنند، و همچنین کمبود انرژی بدن را تشدید می کنند و حالت کاتابولیک را تداوم می بخشند که در آن بافت ها تجزیه می شوند تا جایگزین دریافت انرژی ناکافی شوند (نگاه کنید به). همچنین این پست در مورد ورزش).
بنابراین، این چند نمونه رایج از راهحلهای سریع خواب هستند که بهطور قابلاطمینانی نتیجه معکوس میدهند: اگر غذا نمیخورید و بنابراین به اندازه کافی نمیخوابید، ممکن است به زمانبندی سفت و سخت غذا، داروها و/یا ورزش روی کاغذ روی مشکل و همه موارد متوسل شوید. از این موارد احتمالا مشکل را بدتر خواهد کرد. آنها ممکن است این کار را با اختلال مستقیم خواب در همه چیز به جز کوتاهمدت انجام دهند. در مورد وابستگی های شیمیایی (از جمله در اعتیاد به ورزش)، آنها این کار را از طریق اثرات عادت کردن انجام می دهند که به این معنی است که شما در طول زمان برای رسیدن به نتیجه مشابه نیاز بیشتری دارید. و همه آنها ممکن است این کار را صرفاً با نشان دادن وضعیت موجود به اندازه کافی قابل تحمل انجام دهند که نیازی به انجام هیچ اقدامی برای یافتن راه حل های سطحی نباشد.
در پستهایم در مورد ناهماهنگی شناختی، شکاف بین کاهش ناهماهنگی (انجام هر کاری که برای کاهش ناراحتی ناشی از داشتن دو باور ناسازگار یا عمل کردن بر خلاف باورهای شما لازم است) و حذف ناهماهنگی مورد نیاز است را بررسی کردم. کاهش ناهماهنگی شامل ماساژ واقعیت است. حذف ناهماهنگی به معنای تبدیل آن است. وعدههای غذایی عجیب و غریب شبانه و الکل و کافئین و بقیه راههای عالی برای ماساژ دادن واقعیت کم و بیش عمدی برای احساس کردن هستند. فقط به اندازه کافی قابل تحمل است.
[ad_2]