[ad_1]

ما روزانه در مورد بسیاری از مسائل مختلف زندگی تصمیم می گیریم، مانند اینکه چه بپوشیم، کجا زندگی کنیم، چه چیزی بپزیم، کجا ناهار بخوریم، چه ماشینی بخریم یا رانندگی کنیم، با چه کسی شریک شویم، و غیره. ما می توانیم این کار را خودبه خود انجام دهیم به طور خودکار، توسط احساسات، ترس ها، شهود، و غرایز درونی و همچنین از طریق تجزیه و تحلیل منطقی کامل هدایت می شود.
اگر ما یک تحلیل معنایی انجام دهیم، اصطلاح “فراشناخت” از ریشه کلمه “meta” به معنای “فراتر از”، “بالا”، “بالا” یا “بالا” می آید – به عبارت دیگر، “چیزی بالاتر از چیز دیگری است”
ماهیت فراشناخت
فراشناخت فرآیند آگاهی از فرآیندهای شناختی و استفاده استراتژیک از این آگاهی برای بهبود تصمیم گیری است. به بیان ساده، فراشناخت فرآیند آگاهی از روشی است که در آن فکر می کنیم.
اساساً این ماستفکر کردن به فکر ما”
فراشناخت به تفکر در مورد تفکر خود یا توجه به فرآیندهای فکری خود اشاره دارد. مطالعات تحقیقاتی نشان داده است که فراشناخت یکی از مؤثرترین راهها برای بهبود عملکرد تحصیلی دانشآموزان و کمک به دانشآموزان در دستیابی به پتانسیل تحصیلی خود است (Wilson & Conyers, 2013: 110).
بنابراین، فراشناخت فرآیند آگاهانه خودآگاهی نسبت به روشی است که در آن فکر می کنیم. با پرورش توانایی ما برای آگاهی از فرآیندهای شناختی بر تصمیم گیری ما تأثیر می گذارد (شیپی و رادرفورد، 2020). این شامل شناخت منطقی انتخابها و تصمیمهایمان، تجزیه و تحلیل نتایج، مزایا و مشکلات آنها، جستوجوی گزینههای جایگزین و جایگزین، مزایا و معایب آنها، و شناسایی و شناخت جنبه احساسی تصمیم قبلی است. این به ما فرصت نهایی را می دهد تا به یک تصمیم سودمندتر و سودمندتر دست پیدا کنیم.
فراشناخت شامل چهار مرحله است که فرآیندهایی را که افراد هنگام طراحی راهبردهای یادگیری اجرا می کنند، توصیف می کند. این فازها هستند برنامه ریزی، نظارت، ارزیابی و بازتاب. هر مرحله شامل ملاحظات خاصی است که فراگیران در مورد اهداف خود مرور می کنند. با انجام این مراحل و گذراندن آنها به صورت یک به یک، ما نهایت توانایی را برای دستیابی به تصمیمات قوی تری به دست می آوریم که همه متغیرها، فرآیندها، برنامه های عملیاتی اجرا و نتایج حاصل را در نظر می گیرند.
به عنوان مثال، در محیط تدریس یا یادگیری، نمونههای اصلی فعالیتهای فراشناختی شامل برنامهریزی نحوه نزدیک شدن به یک تکلیف یادگیری، استفاده از مهارتها و راهبردهای مناسب برای حل یک مسئله، نظارت بر درک خود از متن، ارزیابی خود و اصلاح خود در پاسخ است. به خودارزیابی، ارزیابی پیشرفت در جهت تکمیل یک کار، و آگاهی از محرک های مزاحم.
فلاول (1979) بیشتر دانش فراشناختی را به سه دسته تقسیم می کند:
- متغیرهای شخص: آنچه که فرد در مورد نقاط قوت و ضعف خود در یادگیری و پردازش اطلاعات تشخیص می دهد.
- متغیرهای وظیفه: آنچه که شخص میداند یا میتواند درباره ماهیت یک کار و نیازهای پردازشی مورد نیاز برای تکمیل کار بداند – برای مثال، آگاهی از اینکه خواندن، درک و به خاطر سپردن یک مقاله فنی بیشتر از یک مقاله مشابه زمان میبرد. گزیده ای طولانی از یک رمان
- متغیرهای استراتژی: استراتژیهایی که یک فرد برای انجام موفقیتآمیز یک کار «آماده» برای اعمال به روشی انعطافپذیر دارد: برای مثال، دانستن چگونگی فعال کردن دانش قبلی قبل از خواندن یک مقاله فنی، استفاده از واژهنامه برای جستجوی کلمات ناآشنا، یا تشخیص اینکه گاهی اوقات قبل از اینکه یک پاراگراف معنا پیدا کند، باید یک پاراگراف را چندین بار بخوانید.
به طور خلاصه، با کمک مهارتهای فراشناختی، مربیان و یادگیرندگان بینش و دیدی کلی از انواع یادگیری خواهند داشت و در نتیجه در تنظیم مواد آموزشی یا یادگیری بر اساس آن بهتر خواهند بود. علاوه بر این، در فرآیندهای تصمیمگیری، بهتر میتوانیم نقاط قوت و ضعف، امکانات و تواناییهای خود را بشناسیم، تصمیمات قبلی خود را ارزیابی کنیم، و در نهایت در نظارت و تنظیم تصمیمهای آیندهمان و ارتباط کلامی و مرتبط با یکدیگر، بهتر عمل کنیم. اعمال غیر کلامی
بیایید هم مراقب خودمان باشیم و هم به دنیای اطراف.
[ad_2]