منبع: Elisabeth Jurenka / Unsplash
وقتی کلمه “اسپینستر” را می شنوید، چه نوع فردی را تصور می کنید؟ اکنون، با داشتن این فکر، کلمه “لیسانس” را در نظر بگیرید – چه کسی به ذهن می رسد؟ احتمالاً دو شخصیت کاملاً متفاوت را تصور می کنید: یک خدمتکار پیر بدبخت یا یک خانم گربه دیوانه در مقابل یک مرد جوان و خوش شانس.
اگر این شخصیتها به ذهنتان میرسید، شما هم مثل تودهها فکر میکردید. هنجارهای اجتماعی این دو اصطلاح را با این نوع ویژگی ها تداعی می کند: زنان مجرد ناراضی هستند، روح های تنهای که زندگی خود را صرف دلتنگی برای مردان می کنند، و مردان مجرد، دلباختگان و افسونگران کاریزماتیک و بدون مراقبت در دنیا هستند.
با این حال، یافته های یک مطالعه اکتبر 2024 در روانشناسی اجتماعی و علم شخصیت تصورات از پیش تعیین شده ما در مورد مردان و زنان مجرد را به چالش بکشید. در واقع، الین هوان و جف مک دونالد، نویسندگان اصلی، ظاهراً این کلیشهها را روی سر خود تغییر دادهاند.
بر اساس یافته های هوان و مک دونالد، زنان مجرد به طور قابل توجهی شادتر از مردان مجرد هستند. این دلیل بر اساس تحقیقات آنها است.
1. زنان مجرد از وضعیت روابط رضایت بیشتری دارند
در مقایسه با مردان مجرد، زنان مجرد به طور قابل توجهی از وضعیت روابط خود راضی تر هستند. یعنی زنان به مجرد یا مجرد بودن بسیار بیشتر از مردان رضایت دارند.
همانطور که Hoan و MacDonald در مصاحبه ای با اخبار سلامت گیلمور، این یافته ها ممکن است تا حدی به دلیل زوال مداوم هنجارهای اجتماعی منسوخ شده باشد. آنها توضیح می دهند: «به طور سنتی، فشارهای زیادی از سوی جامعه بر زنان برای تأمین همسر و محل سکونت وجود داشته است تا به عنوان «زنان باقیمانده» دیده نشوند،» و اضافه می کنند که «این فشار ممکن است عامل اصلی نارضایتی در میان باشد. زنان مجرد.” آنها نتیجه می گیرند: “با گذشت زمان، جامعه با نسخه های خود سست تر شده است و به زنان مجرد اجازه می دهد آزاد باشند و زمان زندگی خود را داشته باشند، کاری که به نظر می رسد انجام می دهند.”
علاوه بر این، هوان و مکدونالد پیشنهاد میکنند که اگرچه برخی از هنجارها ملایمتر شدهاند، انتظارات خاصی در مورد نقشهای جنسیتی هنوز به قوت خود باقی است. به طور خاص، آنها به تقسیم جنسیتی کار خانگی اشاره میکنند – جایی که از زنان انتظار میرود که بدون کمک زیاد، کارهای خانگی و تربیت فرزند را انجام دهند و از انجام این کار راضی باشند.
آنها توضیح میدهند که این هنجارها به طور غیرقابل انکاری «به پاداشهای بیشتر برای مردان و هزینههای بیشتر برای زنان در مشارکتهای متعهد دگرجنسگرا منجر میشود»، که ممکن است دلیل رضایت زنان از مجردی بسیار بیشتر از مردان باشد. با توجه به این موضوع، بسیاری از زنان احتمالاً در دوران مجردی رضایت بیشتری پیدا میکنند، جایی که از این فشارها رها هستند و میتوانند هر طور که میخواهند زندگی کنند. از سوی دیگر، مردان مجرد ممکن است با خواسته های زندگی انفرادی دست و پنجه نرم کنند – به خصوص اگر تمایل کمتری به ایفای نقش های سنتی زنانه داشته باشند.
2. زنان مجرد رضایت بیشتری از زندگی دارند
فراتر از روابط، زنان مجرد نسبت به مردان مجرد رضایت بیشتری از زندگی دارند. از نظر رفاه کلی، به نظر میرسد که مجردی برای زنان خوب است، اما برای مردان نه.
دوباره، هوان و مکدونالد این یافتهها را در رابطه با بافت اجتماعی گستردهتر زنان – بهویژه در رابطه با ساختارهای حمایت اجتماعی آنها توضیح میدهند. هوان و مک دونالد در مصاحبه خود توضیح می دهند: «مردان ماهیتی منزوی تر دارند، در حالی که زنان بیشتر احتمال دارد جامعه ای را تشکیل دهند که با چندین رابطه پر رونق حفظ شود. آنها ادامه میدهند: «این جوامع به این معناست که زنان مجرد کمتر احتمال دارد که تأثیرات منفی مجرد بودن را احساس کنند.»
به طور کلی، زنان به احتمال بسیار کمتری برای برآوردن بسیاری از نیازهای اجتماعی خود تنها به یک شریک عاشقانه متکی هستند. آنها حلقه های اجتماعی محکم تری دارند و نسبت به اکثر مردان به آنها تمایل دارند. هوان و مک دونالد در مطالعه خود بر اهمیت این موضوع تأکید می کنند و توضیح می دهند که «ارتباط حمایت اجتماعی و رضایت از زندگی به خوبی مستند شده است» و «این پیوند به ویژه برای مجردانی که حمایت اجتماعی غیرعاشقانه را به عنوان یک جنبه کلیدی گزارش می کنند بسیار مهم است. رفاه آنها در دوران مجردی.»
3. زنان مجرد از رضایت جنسی بالاتری برخوردارند
شاید شگفتانگیزترین یافته این باشد که زنان مجرد به طور قابل توجهی بیشتر از مردان مجرد از نظر جنسی راضی هستند – نتیجهای که با تحقیقات قبلی موجود در تناقض است.
این یافته دیگری است که ممکن است با هنجارهای اجتماعی توضیح داده شود. کار خانگی مبتنی بر جنسیت تنها انتظارات غیرعادی نیست که منجر به پاداش بیشتر و هزینه های کمتر برای مردان می شود. مطالعه Hoan و MacDonald همچنین تایید میکند که چقدر رایج است که لذت جنسی زنان در روابط طولانیمدت دگرجنسگرا از اولویت برخوردار نباشد. در نتیجه، زنان در روابط ممکن است احساس کنند نیازهای جنسی آنها بیشتر از مردان برآورده نشده است.
در شراکت های متعهدانه، ترجیح دادن خواسته های مردان در اتاق خواب غیر معمول نیست. با این حال، مجردی به زنان این امکان را می دهد که به دنبال برخوردهایی باشند که نیازهای خود را برآورده می کند – فارغ از هرگونه فشار برای اولویت دادن به رضایت شریک زندگی خود.
این خود مختاری احتمالاً همان چیزی است که منجر به رضایت کلی جنسی بالاتر میشود، زیرا زنان این آزادی را دارند که روابط یا تجربیاتی را که مطابق با خواستههایشان است بررسی کنند. در مقابل، دستیابی به این سطح از رضایت برای مردان مجرد دشوارتر است. آنها ممکن است ثبات جنسی و اولویت بندی مداوم لذت خود را که با یک شریک متعهد همراه است از دست بدهند.
4. زنان مجرد تمایل کمتری به شریک زندگی دارند
یافته دیگری که در تضاد روشن با کلیشه «اسپیستر» است این است که زنان مجرد نسبت به مردان مجرد تمایل کمتری به شریک زندگی دارند. به عبارت دیگر، مردان مجرد به مراتب بیشتر از زنان هوس یک رابطه باثبات را دارند – که ممکن است حتی برای یافتن یک رابطه راضی نباشند.
یک بار دیگر، هوان و مک دونالد این یافته را به راحتی در مصاحبه خود توضیح می دهند: “با توجه به اینکه زنان در محل کار به مردان نزدیک می شوند، هرگز خوشایندتر از این نبوده است که یک زن مجرد تنها زندگی کند و از خود مراقبت کند.” آنها ادامه میدهند: «نقشهای سنتی مردانه در تأمین و حمایت را میتوان توسط زنان و دولت به عهده گرفت» و نتیجه میگیرند: «این امر بر نیاز به وجود مرد در زندگی زن تأکید میکند.»
در مجموع، به نظر میرسد که «پیدا کردن یک مرد» در فهرست اولویتهای زنان مجرد رتبهی پایینتری دارد – اگر اصلاً این موضوع قابل تامل باشد. از بسیاری جهات، زنان مجرد آزادی هایی را تجربه می کنند که در روابط بسیار کمتر قابل دستیابی هستند: آنها کنترل کاملی بر زندگی اجتماعی و جنسی خود دارند، و آزادند که بر روی خود تمرکز کنند بدون اینکه احساس کنند موظف به مراقبت از کسی جز خودشان هستند. این استقلال ممکن است یکی از قدرتمندترین جنبه های مجردی برای زنان باشد و می تواند نشان دهد که چرا بسیاری از زنان به تنهایی شادتر هستند.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.