منبع: Annie Spratt در Unsplash
از زمانی که مادرم فوت کرد، هر سال زمانی را برای گوش دادن به آهنگ «رودخانه» جونی میچل و یک گریه خوب اختصاص دادم. چهار خط اول در این زمان از سال با من طنین انداز می شود زیرا مادرم عاشق کریسمس بود و او جشن بزرگی گرفت. احتمالاً با این آهنگ آشنا هستید، اما اگر نه، به شرح زیر است:
در کریسمس می آید.
دارند درختان را قطع می کنند.
دارند گوزن شمالی میچینند
و آوازهای شادی و صلح را می خوانند،
ای کاش یک رودخانه داشتم
می توانستم اسکیت بزنم
هر وقت گوش می کنم گریه می کنم و یک جورهایی وقتی آهنگ تمام می شود احساس می کنم وزنه ای برداشته شده است.
من همیشه دلتنگ مادرم هستم و در طول سال خیلی وقت ها به او فکر می کنم. گاهی در بهار گلی را می بینم و خود به خود اشک می ریزد. یا چیزی را به یاد می آورم که او به من گفت و کمی گریه می کنم.
اما کریسمس بدون او سخت تر است، و اولین دو کریسمس پس از رفتن او تقریبا غیرقابل تحمل بود. با وجود اینکه من یک شوهر مهربان، دوستان صمیمی زیاد و زندگی شگفت انگیزی دارم، باز هم احساس سختی داشتم. کارهای زیادی برای مدیریت غمم انجام می دهم، از جمله دعا کردن، نگاه کردن به عکس ها، فکر کردن به چیزهای خنده دار که او می گفت، صحبت کردن در مورد او با افرادی که می شناسم و افرادی که نمی شناسم، و زنده نگه داشتن جشن کریسمس او بهترین من می توانم
اما از آنجایی که این فصل متفاوت است، زیرا خاطرات او دوباره سرازیر میشوند، و واقعیت غیبت او برای تمام کریسمسهای باقیماندهام بسیار دردناک است، مطمئن میشوم که بیشتر از خودم مراقبت میکنم. هر چند سعی نمی کنم جلوی اشک ها را بگیرم. در واقع، یکی از بهترین راههایی که در این فصل از خودم مراقبت میکنم این است که به خودم اجازه بدهم گریه کنم و مطمئن شوم که به خودم فرصت این کار را میدهم.
وقتی بچه بودم پدر و مادرم به من می گفتند گاهی گریه نکن. تنبیه نشدم و وقتی گریه می کردم از دستم ناراحت نشدند. آنها من را دوست داشتند و نمی خواستند آسیب ببینم. در فرهنگ ما، آن زمان و امروز، گاهی گریه را نشانه ضعف، ناراحتی یا افسردگی می دانند.
درست است که افرادی که از افسردگی رنج می برند ممکن است اغلب گریه کنند. این نیز درست است که بسیاری از مردم از ناراحتی اشک می ریزند. اما گریه کردن نشانه ضعف نیست. این نشانه خودآگاهی است
ما پاهایی داریم که برای راه رفتن استفاده می شود، گوش هایی برای شنیدن و چشم هایی برای دیدن و مجرای اشک داریم. از آن ها برای گریه کردن استفاده می شود. اشک ریختن برای بهبودی مهم است. غم از دست دادن از طریق اشک، تصدیق این است که زندگی آن شخص چیزی بود و آنها برای ما معنی داشتند. گریه برای از دست دادن کسی به ما یادآوری می کند که او غایب است و اهمیت دارد.
مردم به من گفته اند که وقتی در تعطیلات گریه می کنند احساس گناه می کنند، زیرا قرار است زمان شادی باشد. هنوز هم می تواند شادی بخش باشد. شاد بودن به این معنی نیست که در هر لحظه خوشحال هستید یا می خندید. اشک ریختن بر روی عزیزان غایب ممکن است به شما کمک کند شادی بیشتری را تجربه کنید.
مغز انسان ما به قدری پیچیده است که بتواند لحظات شادی و لحظات درد یا اندوه را همزمان داشته باشد. تزئین درخت یا خندیدن با دوستان در یک مهمانی کریسمس می تواند لحظاتی قبل از اشک ریختن به خاطر خاطره ناگهانی کسی که از دست داده بودیم اتفاق بیفتد. همچنین میتوانیم هنگام بستهبندی هدایا یا خطاب به کارتهای کریسمس وقت بگذاریم تا به آهنگی گوش دهیم، به عکس نگاه کنیم، یا به سادگی از پنجره به بیرون خیره شویم و اجازه دهیم چند قطره اشک بریزد.
در این فصل تعطیلات، به یاد داشته باشید که به خودتان اجازه می دهید غم خود را تصدیق کنید و کمی اشک بریزید، به این معنی نیست که نسبت به کسانی که هنوز با شما هستند ناسپاس هستید. این بدان معنا نیست که شما ناراضی، افسرده یا بی شادی هستید. وقتی غم و اندوه در جشن تعطیلات شما ظاهر می شود با خود صادق باشید و از آن دعوت کنید تا با آرامش، شادی و عشق در آن حضور داشته باشید.